راه رب
راه تو به هر جهت که پویند خوش است
یکشنبه 27 آذر 1390 :: نویسنده : مرتضی

السلام علیک یا ابن رسول الله

سلام برتو باد ای پسر پیغمبر

توضیح این فقره از زیارت عاشورا را به شما دوستان عزیز تقدیم می کنم.

کلمه ابن مشتق از بناست به خاطر اینکه وجود پسر مبتنی بر وجود پدر است.(مجمع البیان1/181)امام حسن وامام حسین علیهماالسلام وسایر ائمه فرزندان پیغمبرند ولی بعضی گفتند سیادت ونسبت از طرف پدر هست فقط وامامان معصوم علیهم السلام از طرف پدر به پیامبر نمی رسند به همین خاطر به این مساله می پردازم. چندین آیه در قرآن وهمچنین روایات زیادی بر این مساله دلالت می کنه که من به بعضی از اونها اشاره می کنم: اول به آیه از قرآن اشاره می کنم که درباره مباهله پیامبر با مسیحیان نجران نازل شده  (فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا ونساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین) که خلاصه مضمون ایه اینه که: اگر کسی با تو ای پیغمبر بله مجادله پیش بگیرد و در امر مخلوق بودن عیسی بی پدر همچون آدم از در خصومت در آید بگو با او بیاید تا بخوانیم پسران ما و پسران شما را وزنان ما وزنان شما را و خودهای ما و خود های شما را از آن ، پس به در گاه احدیت تضرع ودرخواست کنیم، پس لعنت و دوری از رحمت الهیه را نصیب درغوگویان سازیم.

این آیه شریف دلالت داره بر اینکه حسنین علیهما السلام  فرزندان پیغمبرند. ودر داستان مباهله همه اذعان دارند که پیامبر امام حسن وامام حسین علیهما السلام رو برای مباهله با مسیحیان نجران برد. در نتیجه منظور از ابنا در آیه این دو بزرگوارند. و همچنین آیه تطهیر (احزاب 33) وایه 23 سوره نساء به کمک روایتی در کتاب کافی( کافی ج 8 ص 317) آمد دلالت درارد بر اینکه ایشان فرزندان پیغمبرند. آیه نام گروهایی را می برد که ازدواج با انها حرام است که یک گروه از آنها همسران فرزندان از صلب مرد است(و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم) یعنی ازدواج با همسران فرزندان از نسل خود حرام است نه فرزند خوانده وامام حسن وامام حسین علیهما السلام فرزندان واقعی ایشان هستند نه زید که فرزند خوانده پیامبر بود. در ادامه این روایت امام باقر علیه السلام از ابو الجارود می پرسد با چه آیه ای احتجاج می کنید مبنی بر اینکه امام حسن  وامام حسین علیهما السلام فرزندان پیغمبرند ؟ پاسخ داد: به آیه ( و من ذریته عیسی) سوره انعام آیه 84   که عیسی را فرزند ابراهیم می داند. ونزدیک به این استدلال است داستان امام موسی کاظم علیه السلام با هارون که از حضرت سوال کرد: چگونه خود را به پیامبر منتسب می کنید در حالیکه آدمی را نسبت به پدر کنند وفاطمه علیها السلام زن بود وشما از طرف مادر به پیامبر می رسید. امام فرمودند:اگر پیامبر زنده شوند ودخترت را خواستگاری کنند آیا اجابت می کنی؟ عرض کرد: چرا اجابت نکنم! بلکه افتخارم این است. امام علیه السلام فرمودند: اما ایشان دختر مرا خواستگاری نمی کنند ومن دخترم را به عقد ایشان در نمی آورم . عرض کرد چرا؟ فرمود: چون ایشان پدر وپدر فرزندان من است ولی پدر تو نمی باشد. هارون تصدیق کرد.و گفت احسنت یا موسی بن جعفر علیه السلام. (احتجاج ج 2 164)





نوع مطلب : امامت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:06 ب.ظ
I was suggested this blog by my cousin. I am not sure whether this post is written by him as no one else
know such detailed about my difficulty. You are incredible!
Thanks!
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:27 ب.ظ
I was able to find good information from your content.
جمعه 13 مرداد 1396 09:54 ب.ظ
It's going to be end of mine day, however before finish I
am reading this enormous paragraph to increase my knowledge.
سه شنبه 10 مرداد 1396 03:33 ب.ظ
Everything is very open with a clear clarification of
the challenges. It was really informative. Your site is useful.
Many thanks for sharing!
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:32 ق.ظ
Just desire to say your article is as amazing.
The clarity for your publish is just great and that i can suppose you're a professional on this subject.

Well together with your permission let me to snatch your RSS feed
to stay updated with imminent post. Thank you a million and please continue the enjoyable
work.
شنبه 19 فروردین 1396 03:20 ب.ظ
Today, I went to the beach front with my children. I found a
sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed the shell to her ear and screamed.

There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is completely off
topic but I had to tell someone!
سه شنبه 9 خرداد 1391 01:00 ق.ظ
سلام به رسم ادب
امیدوارم خوب باشید
ممنون كه قدم رنجه فرمودید
قالب وتون به هم ریخته شده و نتونستم مطاب رو بخونم!!!!!!!!!!!!!!
باز هم منتظر حضور سبز ونظر سازنده ات هستم
شنبه 6 خرداد 1391 11:32 ب.ظ
با ترانه ای جدید به روزم و منتظر نگاه زیبای شما
سه شنبه 2 خرداد 1391 10:41 ق.ظ
سلامی گرم خدمت دوست خوبم...

آماده حضور گرمت در کلبه ام هستم....

تا همیشه شاد باشی...
دوشنبه 1 خرداد 1391 01:07 ب.ظ
salam bara hamishe rafte bodam ama saeid gof to naro man miram .hala barghashtam.
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 12:30 ب.ظ
خداوندا مرا دریاب که دیگر روبه پایانم! تمام تن شدم زخمی ز تیغ هم قطارانم !خداوندا نجاتم ده ازاین تکرارِ تکراری!از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری! هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیادر این نامردی ایام ، در این غم خانه ی دنیاهیچ با من نیست! در این آغازِبی پایان ز راه مرگ هم برگشتم ،که مردن هم نبود آسان !همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستندبه هنگام نیاز افسوس !به رویم دیده بر بستند
baraye hamishe raftam.halalam kon dadashi. akharin rade pa az golehasratro inja
be yadeghar mizaram.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 12:00 ق.ظ
سلام دوست عزیز
آپــــــــــــــــــــــم و منتـــــــــظـــــــــــــــــــر حضـــــــــــــــــور گرمــــــــــــــــــتــ ...
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 12:32 ب.ظ
]چرا دیگه آپ نمیکنی!
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 12:53 ب.ظ
سلام
مرتضی جان خیلی عالی بود
امیدوارم همیشه موفق باشید
...
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 07:33 ب.ظ
من بودم و تو نبودی
تو بودی و من نبودم
قصه ی یکی بود و یکی نبود های ِ ما
چقدر واقعی بود...


سبز باشی و بی کران
شنبه 16 اردیبهشت 1391 01:40 ب.ظ
سلام داداشی خوبی؟
خیلی نامردی.من چندین ساله که لینکت کردم اما تو منو لینک نکردی.خیلی بدی....
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 05:13 ب.ظ
کجایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟داداشی ینی دیگه نمیبینمت؟؟؟؟؟؟؟/
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 10:27 ق.ظ
سلام بروزم
شنبه 2 اردیبهشت 1391 12:45 ب.ظ
سلامی گرم خدمت دوست خوبم...

با مطلبی تازه در انتظار حضور گرمت هستم...

تا همیشه شاد باشی..
جمعه 1 اردیبهشت 1391 06:19 ب.ظ
سلام بر شما زحمت کش عرصه ی ادب و هنر
خدای را شکر که باز از محضرتان می آموزیم و لذت می بریم.
با دو زلال به روز و منتظر نظرات زلالتان هستیم.
http://www.sherezolal101.blogfa.com
جمعه 1 اردیبهشت 1391 10:26 ق.ظ
سرتو بالا کن سروناز!!!!!
مرتضی چیکار میکنی جدا؟ حال و حوصله نت نداری دیگه؟!
پنجشنبه 31 فروردین 1391 10:01 ب.ظ
سلام

ممنون که به من سرزدی

بازهم به هم سر بزن

منتظرت هستم...
پنجشنبه 31 فروردین 1391 06:55 ب.ظ
سلااااااااااااااااااااااام داداشی ماچ.
خوبببببببببیی؟


مر30 که فراموشم نکردی.
پنجشنبه 31 فروردین 1391 12:35 ب.ظ
بلند ترین ارتفاع برای سقوطمان افتادن از نگاه «مهدی فاطمه »است...

باسومین «مطلب گریه کردن برای حضرت» در خدمتتون هستم خوشحال میشم قدم رنج بر وبلاگ منتظر المهدی بزارید...
یا مهدی
سه شنبه 29 فروردین 1391 10:32 ب.ظ
داداشی مهریموگفتم که چن تا سکه هستش؟؟؟یکم فک کن ....
...



...
... زیاد فک نکن .14 تا سکه.
سه شنبه 29 فروردین 1391 10:30 ب.ظ
راستی داداشی چرا پکری؟؟؟نکنه عاشق شدی به آجی زیبات نمیگی؟؟آجی فدات شه بگو کیه تا خودم برات آستین بالا بزنم....
سه شنبه 29 فروردین 1391 10:26 ب.ظ
سلام داداش ماچ.
مادربچه ها چطوره؟؟؟
دوشنبه 28 فروردین 1391 12:16 ب.ظ
بیایید عاشق پدر و مادر باشیم ...

به روزم ...
یکشنبه 27 فروردین 1391 12:56 ق.ظ
با سلام / سایت شعرناب
http://www.sherenab.com/ مقدم شما را گلباران می نماید.
جمعه 25 فروردین 1391 07:03 ب.ظ
سلام به مناسبت تولدم اپم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

راه تو به هر جهت که پویند خوش است
وصل تو به هر روش که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
ذکر تو به هرزبان که گویند خوش است
مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :