راه رب
راه تو به هر جهت که پویند خوش است
یکشنبه 24 مهر 1390 :: نویسنده : مرتضی
سلام دوستان متشکرم از شما که به این مناظره علمی توجه کردید ادامه مناظره امام رضا علیه السلام با جاثلیق  را گذاشتم امیدوارم که استفاده کنیم.

امام فرمود: اى نصرانى1 از تو سؤالى دارم، جاثلیق گفت: بفرمایید، اگر بدانم جواب مى ‏دهم، امام فرمود: چرا قبول ندارى كه عیسى با اذن خدا مرده‏ها را حیات مى ‏بخشید؟
جاثلیق گفت: زیرا احیاكننده مردگان و شفا دهنده كوران و مبتلا به پیسى چنین كسى معبود و شایسته پرستیدن است.
امام فرمود: «یسع» نیز اعمال مانند كارهاى عیسى انجام مى‏ داد، او بر آب راه مى‏رفت و مرده را حیات مى ‏بخشید، و نابینا و بیمار پیسى را شفا مى‏ داد، ولى امتش وى را خدا ندانسته و هیچ كس وى را پرستش نكرد، و «حزقیل» پیامبر نیز همچون عیسى بن مریم مرده زنده كرد؛ سى و پنج هزار نفر را پس از گذشت شصت سال از مرگشان، زنده كرد.
سپس آن حضرت رو به رأس الجالوت2 كرده فرمود: آیا ماجراى این تعداد از جوانان بنى اسرائیل را در تورات دیده‏اى؟ بخت‏ نصر ایشان را از بین اسیران بنى اسرائیل كه در وقت حمله به بیت المقدس اسیر شده بودند برگزیده و به بابِل برد، خداوند نیز وى را به سوى ایشان فرستاد و او آنان را زنده نمود، این مطلب در تورات موجود است و هر كدام‏از شما انكار كند كافر است.
رأس الجالوت گفت: این ماجرا را شنیده‏ام، و از آن باخبرم.
امام فرمود: صحیح است، اكنون نیك دقت كن و بنگر آیا این سفر از تورات را صحیح مى ‏خوانم؟ سپس آن حضرت آیاتى از تورات را بر ما تلاوت نمود، یهودى با شنیدن تلاوت و صوت آن حضرت، با شگفتى، جسم خود را به راست و چپ حركت مى ‏داد، سپس رو به جاثلیق كرده پرسیدند: آیا اینها پیش از عیسى بوده‏ اند یا عیسى پیش از آنان؟
جاثلیق گفت: آنان پیش از عیسى بوده ‏اند، فرمود: قریش همگى نزد آن حضرت صلّى اللَّه علیه و آله آمده و خواستند كه آن جناب مرده‏ هایشان را زنده‏ كند، رسول خدا صلى الله علیه و آله؛ على بن أبى طالب علیه السلام را همراه ایشان به صحراء (قبرستان) فرستاده و فرمود: در آنجا با صداى بلند افرادى را كه اینان خواهان زنده‏ شدن شان هستند صدا بزن و تك تك نام ایشان را ببر و بگو: محمد رسول خدا مى ‏گوید:
به اذن خدا برخیزید!
 پس همه برخاسته، خاكهاى سرشان را مى‏ تكاندند، و مردان قریش نیز از ایشان در باره امورشان پرسش مى ‏كردند و در ضمن گفتند: محمد پیامبر شده است، مردگان از خاك برخاسته گفتند: اى كاش، ما نیز وى را دریافته به او ایمان مى ‏آوردیم، و رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز افراد نابینا یا مبتلا به پیسى و دیوانگان را شفا داده است، با حیوانات، پرندگان جن و شیاطین صحبت كرده است، ولى ما آن حضرت را خدا نمى ‏دانیم، و در عین حال منكر فضائل این دسته از پیامبران نیستیم، شما كه عیسى را معبود خود مى ‏خوانید، باید دو پیامبر: یسع و حزقیل را نیز معبود خود بدانید، زیرا آن دو نیز نظیر عیسى مردگان را زنده مى‏ كردند، و معجزات دیگر او را نیز انجام مى ‏دادند.
و همچنین تعدادى از بنى اسرائیل كه به هزاران نفر مى ‏رسیدند، از بیم طاعون از دیار خود خارج شدند، ولى خداوند جان ایشان را در یك لحظه گرفت، أهل آن دیار، اطراف آن مردگان حصارى كشیدند و آنان را به همان حال رها كردند تا استخوانهایشان پوسید، روزى یكى از انبیاء بنى اسرائیل از آنجا عبور می كرد، از كثرت استخوانهاى پوسیده به شگفت آمد، خداوند به او وحى فرمود كه: آیا میل دارى ایشان را براى تو زنده كنم تا آنان را انذار كرده و دین خود را تبلیغ كنى؟ گفت: آرى، اى پروردگار من.
پس خداوند وحى فرستاد كه ایشان را صدا بزن، او نیز چنین ندا كرد: اى استخوانهاى پوسیده! به فرمان خدا برخیزید! در یك آن همه زنده شده و با تكاندن خاك از سر خود برخاستند.
و دیگر حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام وقتى پرندگانى را گرفته و تكه تكه نمود، و هر قسمت را بر روى كوهى قرار داد؛ سپس همه را خواند و زنده شدند و به سوى او آمدند.
و همچنین حضرت موسى علیه السلام و هفتاد نفر همراهش كه از بین بنى اسرائیل انتخاب كرده بود وقتى به كوه رفتند و گفتند: تو خدا را دیده ‏اى، او را به ما نیز نشان بده، او گفت:
من او را ندیده‏ ام، ولى ایشان اصرار كرده گفتند: «ما كلام تو را تصدیق نمى ‏كنیم مگر اینكه آشكارا خدا را ببینیم- بقره: 55»، در نتیجه صاعقه‏اى آنان را سوزاند و نابود ساخت.
و موسى تنها ماند و به خداوند عرض كرد: خداوندا! من هفتاد تن از بنى اسرائیل را برگزیدم و همراه خود آوردم، و اكنون تنها برمیگردم، چطور امكان دارد قوم من سخنانم را در این واقعه بپذیرند؟ اگر مى‏ خواستى؛ هم من و هم ایشان را قبلا از بین مى ‏بردى، آیا ما را بخاطر كار بى ‏خردان هلاك میسازى؟، خدا نیز ایشان را پس از مرگشان زنده نمود.
 [سپس امام افزود:] هیچ یك از مواردى را كه برایت ذكر كردم نمى‏ توانى رد كنى، زیرا همگى مضمون آیاتى از تورات، انجیل، زبور و قرآن است، اگر هر كس كه مرده زنده مى ‏كند و نابینایان و مبتلایان به پیسى و دیوانگان را شفا مى ‏دهد، خدا باشد، پس اینها را هم خدا بدان، حال، چه مى‏ گویى؟
جاثلیق گفت: بله، حرف، حرف شماست، معبودى جز الله نیست!!.

سپس امام علیه السلام به رأس الجالوت فرمود: تو را به ده آیه ‏اى كه بر حضرت موسى نازل شد سوگند مى ‏دهم كه آیا خبر محمد و امتش در تورات، موجود هست؟ كه: «آن زمان كه امت آخر، پیروان آن شتر سوار، بیایند، و خداوند را بسیار بسیار تسبیح گویند، تسبیحى جدید در معبدهایى جدید، در آن روزگار، بنى اسرائیل باید به سوى ایشان و به سوى پادشاه ایشان روان شوند تا دلهاشان آرام گیرد، چون آنان شمشیرهایى بدست دارند كه توسط آن از كفار در گوشه و كنار زمین انتقام مى ‏گیرند» آیا این مطلب، همین طور در تورات مكتوب نیست؟
رأس الجالوت گفت: آرى، ما نیز آن را همین گونه در تورات یافته‏ایم.
سپس به جاثلیق فرمود: با كتاب «شعیا» تا چه حد آشنایى؟ گفت: حرف به حرفش را مى ‏دانم.
سپس به آن دو فرمود: آیا قبول دارید كه این مطلب از گفته‏ هاى اوست: «اى مردم، من تصویر آن شخص سوار بر درازگوش را دیدم در حالى كه لباسهایى از نور بر تن داشت و آن شتر سوار را دیدم كه نورش همچون نور ماه بود»؟
آن دو جواب دادند: بله، شعیا این گونه گفته است.
امام فرمود: آیا با این گفته عیسى علیه السلام در انجیل آشنا هستید: «من به سوى خداى شما و خداى خودم خواهم رفت، و فارقلیطا خواهد آمد3 و اوست كه به نفع من و به
شهادت خواهد داد همان طور كه من براى او شهادت دادم، و اوست كه همه چیز را براى شما تفسیر خواهد كرد، و اوست كه رسوائیهاى امتهاى را آشكار خواهد كرد، و اوست كه ستون خیمه كفر را خواهد شكست».
جاثلیق گفت: هر چه از انجیل بخوانى آن را قبول داریم.
امام فرمود: آیا قبول دارى این مطلب در انجیل موجود است؟ گفت: آرى.
حضرت افزود: آن زمان كه انجیل نخست را گم كردید، آن را نزد چه كسى یافتید و چه كسى این انجیل را براى شما وضع كرد؟
جاثلیق گفت: ما فقط یك روز انجیل را گم كردیم و سپس آن را تر و تازه یافتیم، یوحنا و متی آن را براى ما پیدا كردند.
فرمود: چقدر نسبت به قصه این انجیل و علماى آن بى‏ اطلاع هستى؟
اگر این مطلب‏ همان طور باشد كه تو مى ‏گویى، پس چرا در مورد انجیل دچار اختلاف شدید؟ این اختلاف در همین انجیلى است كه امروزه در دست دارید، اگر مثل روز نخست بود كه در آن دچار اختلاف نمى ‏شدید، ولى من مطلب را برایت روشن مى‏ كنم: آن زمان كه انجیل نخست گم شد، مسیحیان نزد علماى خود گرد آمده و گفتند: عیسى بن مریم كشته شده و انجیل را نیز گم كرده ‏ایم، شما علما نزد خود چه دارید؟ الوقا و مرقابوس و یوحنا و متی گفتند: ما انجیل را از حفظ هستیم و هر روز یك شنبه یك سفر از آن را براى شما خواهیم آورد، محزون نباشید و كنیسه‏ ها را خالى نگذارید، هر یك شنبه، یك سفر از آن را براى شما خواهیم خواند تا تمام انجیل را گرد آوریم.
سپس آن حضرت فرمود: الوقا، مرقابوس، یوحنا و متی نشستند و این انجیل را پس از گم شدن انجیل نخست براى شما نگاشتند، و این چهار نفر شاگرد شاگردان اولین بودند، آیا این مطلب را مى ‏دانستى؟
جاثلیق گفت: این مطلب را تا به حال نمى‏ دانستم، و از بركت آگاهى شما نسبت به انجیل، امروز برایم روشن شد، و مطالب دیگرى را كه نمی دانستم از شما شنیدم، قلبم شهادت مى ‏دهد كه آنها همه حق است، از فرمایشات شما بسیار استفاده كردم.
امام فرمود: به نظر تو، گواهى این افراد چطور است؟
جاثلیق گفت: گواهى اینان قابل قبول مى ‏باشد، اینان علماى انجیل هستند و هر چه را تأیید كنند و بدان شهادت دهند حق و درست است.
امام علیه السلام به مأمون و أهل بیتش و سایر حضار فرمود: شما گواه باشید، گفتند: ما گواهیم، سپس به جاثلیق فرمود: تو را به حق پسر (عیسى) و مادرش (مریم علیهما السلام) سوگند مى ‏دهم، آیا مى‏ دانى كه متی گفته است: مسیح، فرزند داود بن ابراهیم بن اسحاق بن یعقوب بن یهوذا بن خضرون است و مرقابوس در باره اصل و نسب عیسى بن مریم علیهما السلام گفته است: او «كلمه» خدا است كه خداوند او را در جسد انسانى قرار داد و به صورت انسان درآمد، و الوقا گفته است: عیسى بن مریم علیهما السلام و مادرش انسانهایى بودند از خون و گوشت كه روح القدس در آنان حلول كرد، و در ضمن قبول دارى كه از قسمتى از مطالب این است كه فرموده: «اى حواریون، براستى و صداقت برایتان مى‏ گویم: تنها كسى مى ‏تواند به آسمان صعود كند كه از همان جا آمده باشد جز راكب شتر؛ خاتم الأنبیاء، كه او به آسمان صعود مى ‏كند و فرود مى ‏آید»، نظرت راجع به این كلام چیست؟
جاثلیق گفت: این سخن عیسى است و ما آن را انكار نمى ‏كنیم، امام فرمود: نظرت در باره شهادت و گواهى الوقا، مرقابوس و متی در باره عیسى و اصل و نسب او چیست؟
جاثلیق گفت: به عیسى افتراء زده ‏اند، امام علیه السلام به حاضران فرمود: مگر او هم اكنون پاكى و صداقت ایشان را تأیید نكرد و نگفت آنان علماى انجیل هستند و گفتارشان كاملا حق و حقیقت است؟
جاثلیق گفت: اى عالم أهل اسلام، میل دارم مرا در مورد این چهار تن معاف دارى، امام فرمود: قبول است، تو را معاف كردیم، حال هر چه مى‏ خواهى پرسش كن.
جاثلیق گفت: بهتر است دیگرى سؤال كند، سوگند به حق مسیح كه من فكر نمى‏ كردم در علماى مسلمین كسى مثل شما وجود داشته باشد4.


--------------------------
1.به مسیحیان نصرانی گفته می شود به خاطر اینکه حضرت عیسی  علیه السلام در شهر ناصره فلسطین متولد شدند به آن شهر منصوب می کنند.
2.دانشمندی یهودی.
3.مرحوم علّامه شعرانىّدركتاب اثبات نبوّت،ص 241 می ‏فرماید: «باید دانست كه حضرت مسیح علیهالسّلام بشارت بآمدن «فارقلیط» داد و این لغت یونانى و در اصل  «پركلیتوس» - به كسر پاء فارسى و راء- است، كه چون معرّبش كردند «فارقلیط» شد ،و پركلیتوس كسى است كه نام او بر سر زبان ها باشد و همه كس او را ستایش كند و معنى  «أحمد» همین است، ونزد این بنده مؤلّف، كتاب لغت یونانىّ به انگلیسىّ هست، آن را به آشنایان زبان انگلیسى نشان دادم، گفتند:
«پركلیتوس» را به همین معنى ترجمه كرده است،حتّى معنى تفضیلى كه در «احمد»است (یعنى ستوده ‏تر) و در محمّد نیست از كلمه «پركلیتوس» یونانى نیز فهمیده مى ‏شود، و این كتاب لغت طبع انگلستان است، و نصاراى امروز به جاى این كلمه در ترجمه‏ هاى انجیل «تسلّى دهنده »مى ‏آورند، و پركلیتوس» به فتح پ و راء است، و گویند اگر به كسر این دو حرف بوده به معنى «احمد» بود، چون به فتح است به معنى «تسلّىدهنده» است، و به عقیده ما ترجمه أوّل صحیح است، و در قرآن  (سوره صفّ آیه 6)  فرموده: « وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ» - انتهى.  سپس جناب علّامه در ادامه دلائل صدق مدّعاى خود را بیان فرموده ‏اند. و لازم به ذكر است كه در برخى از نسخ حدیث «بارقلیطا» آمده است.
4 . الاحتجاج-ترجمه جعفرى    ج‏2    430




نوع مطلب : مسیحیت، معاد، 
برچسب ها : تثلیث،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 05:41 ب.ظ
Hello there, just became aware of your blog through Google, and found that it is truly
informative. I'm going to watch out for brussels. I'll be grateful
if you continue this in future. Lots of people will be benefited from
your writing. Cheers!
شنبه 18 شهریور 1396 05:58 ب.ظ
My developer is trying to convince me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the
expenses. But he's tryiong none the less.
I've been using WordPress on various websites for about a year and am
concerned about switching to another platform. I have
heard excellent things about blogengine.net. Is there a way I can transfer all my wordpress
content into it? Any kind of help would be really appreciated!
دوشنبه 16 مرداد 1396 08:48 ب.ظ
Every weekend i used to go to see this website, because i
wish for enjoyment, since this this web page conations in fact nice funny material too.
شنبه 14 مرداد 1396 06:41 ق.ظ
Oh my goodness! Impressive article dude! Thanks, However I am encountering issues with your RSS.
I don't know why I cannot subscribe to it. Is there
anybody else having identical RSS problems? Anyone who knows the answer can you kindly respond?
Thanx!!
دوشنبه 9 مرداد 1396 08:05 ب.ظ
Have you ever considered about adding a little bit more than just your articles?
I mean, what you say is fundamental and all. However just imagine if you added some great visuals or videos to give your posts more, "pop"!
Your content is excellent but with pics and video clips, this site could certainly be one
of the very best in its niche. Good blog!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 02:12 ب.ظ
Heya i am for the first time here. I found this board and I to find It really useful & it helped me out
much. I hope to provide one thing back and help others such as
you aided me.
سه شنبه 3 آبان 1390 10:09 ب.ظ
میگما عجب نظرتو بازخوانی کردی! احسنت که خیلی نخبه ای!!!!!!!!!!!!!!
یه کتک طلبت!!!!!!!!!! قربانه دستم!
مرتضی سلام اومدم باز خونی کردم بچه زدن نداره
سه شنبه 3 آبان 1390 08:50 ب.ظ
مرتضی سلام
سه شنبه 3 آبان 1390 09:38 ق.ظ
سلام مرتضی گرامی
با مهر و آبان به روزم، با احترام دعوتید.
شادباشید
مرتضی سلام خدمت می رسم
دوشنبه 2 آبان 1390 05:50 ب.ظ
سلام ممنون که به من سر زدین وب جالبی دارین همه قسمتا رو نخوندم ولی از اون چند قسمتی که خوندم خوشم اومد.
مرتضی سلام شما لطف دارید دوست عزیز
دوشنبه 2 آبان 1390 02:25 ب.ظ
پارت اخر بی خدا حافظی امادس
منتظر حضور گرمتم
مرتضی سلام خدمت می رسم
دوشنبه 2 آبان 1390 01:28 ب.ظ
نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست

گوش کن ....
نبض دلم زمزمه اش با تو یکیست

مرتضی سلام ممنونم از شعر قشنگتون
دوشنبه 2 آبان 1390 12:17 ب.ظ
سلام مرسی.خوشحال کردی بازم به ویلاگ من بیای خوشحال می شم
مرتضی سلام خدمت می رسم
یکشنبه 1 آبان 1390 11:35 ب.ظ
salam khoshhal misham be webloge man bian
مرتضی سلام خدمت می رسم
یکشنبه 1 آبان 1390 11:11 ب.ظ
مرسی از حضورتون
مرتضی سلام
یکشنبه 1 آبان 1390 10:56 ب.ظ
داد درویشــــی از ســـــر تمهیــــــد سـر قلیـــان خـویـش را به مــریــــد


گفت که از دوزخ ای نکــــو کــــــردار قـــدری آتـــش بـــه روی آن بگــــذار


بگـــرفـــت و ببــــــــرد و بــــــــاز آورد عقــــــــد گــوهـــــــــر ز درج راز آورد

گفت کـه در دوزخ هـر چـه گردیـــدم درکــــــــات جحیــــــــم را دیــــــــدم


آتـــــش و هیـــــــزم و ذغـــــال نبود اخگــــــری بهـــــــر اشتعــــــال نبود


هیچ کـس آتشی نمـــی افـــروخت زآتش خویش هر کسی میسوخت
مرتضی سلام احسنت احسنت خیلی زیبا بود متشکرم
یکشنبه 1 آبان 1390 09:39 ب.ظ
وبلاگتون خیلی پر معنا و مفیده
دستتون درد نکنه.
مرتضی سلام ممنونم از لطف شما
یکشنبه 1 آبان 1390 09:31 ب.ظ
سلاممممممممممممممممممم قشنگ بود دوست گلممممممممم
مرتضی سلام دوست عزیز
یکشنبه 1 آبان 1390 08:02 ب.ظ
جان؟؟؟؟؟؟ بی خوابی زده به سرت عزیزم! من که متوجه نشدم چی گفتی!!!!!!!!!!
مگه طرف باهات نسبتی داره؟؟؟؟؟؟؟ یه بار نظرتو بخون بعد دوباره بگو !!!!!! نخندیاااا
هههههههه دیوونه!
مرتضی سلام باشه میام نظرمو باز خوانی می کنم چیه نظرم شده عین دست خطه دکترا
یکشنبه 1 آبان 1390 07:57 ب.ظ
سلام اره من کلا ماه شب اولم! ههههههههه اعتماد به نفسم تو حلقت + موس و کیبوردم!!!!!!!!!
مسیحیا به خدا اعتقاد دارن فقط یجای کارشون میلنگه که میگن خدا بچه داره!!!!!!!
حالا اینارو ولش خودمو عشقه! منم خوبم!!!!!!!!! چطوری تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مرتضی سلام ممنونم که تشریف اوردی امیدوارم همیشه حالتون خوب اشه من هم خوبم بدعای دوستان
یکشنبه 1 آبان 1390 06:17 ب.ظ
سلام
با مطلب جدید " استخاره " به روزم. راستی چقدر راجع به استخاره میدونی؟ استخاره فقط همین تسبیح گردوندن و قرآن بازکردنه؟ اگه میخوای بیشتر بدونی بیا وبلاگم و نظر بده.
در ضمن یک سؤال ازت داشتم که اگه بتونی راهنماییم کنی باور کن دعات می کنم. تعداد پیوندهای روزانه ام زیاد شده و تو بلاگفا 50تا پیوند بیشتر نشون دادنه نمیشه و لذا بقیه پیوندهام تو وبلاگ رؤیت نمیشه. میخوام بدونم چکار کردی که پیوندهات حالت چرخان و متحرک پیدا کرده.پاینده باشی.
مرتضی سلام میام خدمتتون می رسم
یکشنبه 1 آبان 1390 06:14 ب.ظ
سلام
یک سؤال کردم و می خوام بدونم نظر شما چیه. بیا و وبلاگم رو ببین و اگه موافق بودی تبادل لینک داشته باشیم. نخواستی هم لااقل نظرت بده.
مرتضی سلام خدمتتون می رسم
یکشنبه 1 آبان 1390 05:58 ب.ظ
سلام

پست اعتقادتان را چند می فروشید خیلی زیبا بود... ادم می فهمه که باید خیلی مراقب رفتار خودش باشه...

خوشحال میشم پیش منم بیاین ...
مرتضی سلام ممنونم از شما خدمت می رسم
یکشنبه 1 آبان 1390 02:59 ب.ظ
سلام دوست خوبم
ممنونم از حضورت
وبلاگ پر محتوایی داری
سود بردم ممنونم
باز بهم سر بزن خوشحال میشم
مرتضی سلام متشکرم از شما
یکشنبه 1 آبان 1390 11:32 ق.ظ
محتــــــــاجـیـم بـه دعــا
مرتضی سلام ما هم محتاجیم
شنبه 30 مهر 1390 11:46 ب.ظ
بنام خالق عیسی ، بنام صاحب کعبه امشب دعایت می کنم من در میان ربنای سبز دستانم ، دعایم کن سرسجاده سبزت ، میان بغض چشمانت ، گمانم هم دعای من بگیرد هم دعای تو
مرتضی سلام
امین
شنبه 30 مهر 1390 01:26 ب.ظ
نیا باران! زمین جای قشنگی نیست

من از اهل زمینم

خوب میدانم که گل در عقد زنبور است

ولی سودای بلبل دارد و

پروانه را هم دوست میدارد....
مرتضی سلام ممنونم از شعر زیباتان
شنبه 30 مهر 1390 12:49 ب.ظ
سـلام

خیلی واسـم مفید بود
مرتضی سلام شما لطف دارید دوست گرامی
شنبه 30 مهر 1390 08:24 ق.ظ
نیا باران! زمین جای قشنگی نیست

من از اهل زمینم

خوب میدانم که گل در عقد زنبور است

ولی سودای بلبل دارد و

پروانه را هم دوست میدارد....
مرتضی سلام دوست عزیز ممنونم از شعر نو قشنگ شما
شنبه 30 مهر 1390 12:38 ق.ظ
سلام..در رابطه به سوالتون باید بگم که در مواردی خود قانون این اجازه رو می ده مثلا قاضی می تونه به جای شلاق..حکم به جزای نقدی بده..آپ کردم خوشحال می شم بیای و نظرت رو بگی
مرتضی سلام ممنونم از پاسختون خدمت می رسم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

راه تو به هر جهت که پویند خوش است
وصل تو به هر روش که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
ذکر تو به هرزبان که گویند خوش است
مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :