راه رب
راه تو به هر جهت که پویند خوش است
جمعه 24 دی 1389 :: نویسنده : مرتضی

جلوه پیامبران در کتاب مقدس(1)

پیش از آنکه به جایگاه و مقام پیامبران در کتاب مقدس بپردازیم شاید بهتر باشد به چند سؤال بیشتر توجه کنیم.
- چرا خدا پیامبر فرستاده است؟ هدف از ارسال رسل چیست؟
- پیامبران چه خصوصیات و ویژگیهائی بایستی داشته باشند؟
- آیا پیامبران می توانند فرامین الهی را زیر پا بگذارند؟
- آیا خداوند بندگانش را بدون راهنما رها می کند؟
- آیا راهنمای الهی می تواند ستمگر و دروغ گو باشد؟
- آیا پیامبر خدا می تواند هر گناهی را مرتکب شود؟
- آیا پیامبر الهی می تواند زناکار باشد حتی با محارم خود؟
- آیا پیامبر خدا می تواند شراب بخورد و کشف عورت کند؟
- آیا یک پیامبر می تواند بت بپرستد و بتکده بسازد؟
- آیا یک پیامبر می تواند به قتل و غارت زنان و کودکان و ... بپردازد؟
- آیا یک شخص می تواند با دوز و کلک پیامبری را از خدا بگیرد؟
و ده ها سؤال دیگر که هر خواننده و آگاهی را به خود جلب می کند و جواب را با مراجعه به ذهن و فکر پاک خود می یابد.
و اکنون با استناد به کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان نمونه هایی را در بیان جایگاه انبیاء بیان می کنیم و در پایان انبیاء از منظر قرآن و اهلبیت علیهم السلام ذکر می شود و نتیجه گیری به عهده اذهان حق طلب و حق جوی خوانندگان خصوصاً جوانان و نوجوانان ارجمند گذاشته می شود.

زنای دختران لوط با وی
آیا پیامبری که رهبری دینی و اجتماعی جامعه را دارد می تواند اینگونه فریب دختران را بخورد و آنقدر شراب بخورد که به اعمال ناشایست دست بزند ؟ حال آنکه ما هیچ گاه فرزندانمان را به چنین معلمی نمیسپاریم تا اینکه خدا بندگانش را به چنین معلمی بسپارد و جالب اینجاست فرزندانی که از این زنا متولد میشوند از اجداد پیامبران حتی حضرت عیسی (ع) میشوند.
به برگرفته زیر از گتاب مقدس دقت کنید:

30 و لوط از صوغر برآمد و با دو دختر خود در کوه ساکن شد زیرا ترسید که در صوغر بماند. پس با دو دختر خود در مغاره سکنی گرفت. 31 و دختر بزرگ به کوچک گفت: “پدر ما پیر شده و مردی بر روی زمین نیست که بر حسب عادت کل جهان به ما درآید. 32 بیا تا پدر خود را شراب بنوشانیم و با او همبستر شویم تا نسلی از پدر خود نگاه داریم.” 33 پس در همان شب پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر بزرگ آمده با پدر خویش همخواب شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد. 34 و واقع شد که روز دیگر بزرگ به کوچک گفت: “اینک دوش با پدرم همخواب شدم امشب نیز او را شراب بنوشانیم و تو بیا و با وی همخواب شو تا نسلی از پدر خود نگاه داریم.” 35 آن شب نیز پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر کوچک همخواب وی شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد. 36 پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند. 37 و آن بزرگ پسری زاییده او را موآب نام نهاد و او تا امروز پدر موآبیان است. 38 و کوچک نیز پسری بزاد و او را بن عمی نام نهاد. وی تا بحال پدر بنی عمون است تورات سفر (پیدایش: فصل 19 / آیه 30ـ 38)
آیا چنین نسبتی به پیامبر خداوند رواست؟

تندی موسی(ع) با خدا
اگر در عرف جامعه ای سالم، کوچکتری به بزرگتر بی احترامی کند و بی ادبی از او سر بزند و تندی کند و یا فرزندی نسبت به پدر و مادر چنین کند چه قضاوتی بر او خواهد شد اولین نتیجه مورد تنفر قرار گرفتن چنین شخصی خواهد شد و مردم او را فردی قابل احترام و ... نخواهند دانست اما مشاهده کنید کتاب مقدس حضرت موسی علیه السلام آن پیامبر بزرگ الهی را چنین معرفی می کند:
1 و قوم شکایت‌کنان در گوش یَهُوَه بد گفتند و یَهُوَه اینرا شنیده غضبش افروخته شد و آتش یَهُوَه در میان ایشان مشتعل شده در اطراف اردو بسوخت.
10 و موسی قوم را شنید که با اهل خانة خود هر یک به خیمة خویش میگریستند و خشم یَهُوَه به شدت افروخته شد و در نظر موسی نیز قبیح آمد. 11 و موسی به یَهُوَه گفت: “چرا به بندة خود بدی نمودی؟ و چرا در نظر تو التفات نیافتم که بار جمیع این قوم را بر من نهادی؟ 12 آیا من به تمامی این قوم حامله شده یا من ایشان را زاییده‌ام که به من میگویی ایشان را در آغوش خود بردار به زمینی که برای پدران ایشان قسم خوردی مثل لالا که طفل شیرخواره را برمیدارد؟ 13 گوشت از کجا پیدا کنم تا به همة این قوم بدهم؟ زیرا نزد من گریان شده می گویند ما را گوشت بده تا بخوریم. 14 من به تنهایی نمیتوانم تحمل تمامی این قوم را بنمایم زیرا بر من زیاد سنگین است. 15 و اگر با من چنین رفتار نمایی پس هرگاه در نظر تو التفات یافتم مرا کشته نابود ساز تا بدبختی خود را نبینم.”
(اعداد : 11 / 11 ـ 14)
آیا انبیای الهی نباید الگوی دیگران در ارتباط با خداوند باشند؟

سلیمان(ع) هم بت پرست شد هم بت خانه ساخت
پیامبرانی که آمدند تا انسان را از شرک و بت پرستی برهانند تا اسیر نفس نباشند چگونه می توانند خود ضعیف النفس بوده که به عشوه ای بت پرست و بت خانه ساز شوند آیا تخریب انبیاء الهی با هدافی خاص دنبال نمی شده است؟
در کتاب مقدس کتاب اول پادشاهان آمده است که:
1 و سلیمان پادشاه سوای دختر فرعون زنان غریب بسیاری را از موآبیان و عمونیان و ادومیان و صیدونیان و حِتّیان دوست میداشت. 2 از امتهایی که یَهُوَه درباره ایشان بنی‌اسرائیل را فرموده بود که شما به ایشان در نیایید و ایشان به شما در نیایند مبادا دل شما را به پیروی خدایان خود مایل گردانند. و سلیمان با اینها به محبت ملصق شد. 3 و او را هفتصد زن بانو و سیصد متعه بود و زنانش دل او را برگردانیدند. 4 و در وقت پیری سلیمان واقع شد که زنانش دل او را به پیروی خدایان غریب مایل ساختند و دل او مثل دل پدرش داود با یَهُوَه‌خدایش کامل نبود. 5 پس سلیمان در عقب عشتور‌َت خدای صیدونیان و در عقب مِلکوم رِجسِ عمونیان رفت. 6 و سلیمان در نظر یَهُوَه شرارت ورزیده مثل پدر خود داود یَهُوَه را پیروی کامل ننمود. 7 آنگاه سلیمان در کوهی که روبروی اورشلیم است مکانی بلند به جهت کَموش که رِجسِ موآبیان است و به جهت مولَک رِجسِ بنی‌عمون بنا کرد. 8 و همچنین به جهت همة زنان غریب خود که برای خدایان خویش بخور می‌سوزانیدند و قربانیها می‌گذرانیدند عمل نمود.
(عهد عتیق کتاب اول پادشاهان : فصل 11 / آیه 1 - 8)
آیا ما باید سخنان یک بت پرست را کلام خدا بدانیم؟

ادامه دارد...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:15 ب.ظ
If some one desires to be updated with most up-to-date technologies then he must be go to see this
web site and be up to date everyday.
سه شنبه 26 بهمن 1389 09:42 ب.ظ
جالب بود استفاده کردم
مرتضی سلام دوست من ممنونم
شنبه 2 بهمن 1389 05:48 ب.ظ
سلام بر خدمت شما زحمت کش عزیز عرصه ی شعر و هنر

احتراماً حضرتعالی جهت آگاهی از منتخبین شعر زلال و گوش دادن بر یک سخنرانی مهمّ ، بر وبلاگ اختصاصی شعر زلال دعوت هستید.
در این سالگرد به مناسبت دوم بهمن ماه ( روز تولد شعر زلال ) به نمونه ای از کلام مخالفین و موافقین در خصوص زلال نیز اشاره ای شده و از اولین کتاب شعر زلال « چشمه زلال » رونمایی می گردد.
باری ، حضور حضرتعالی را غنیمت می شماریم و منتظریم تا قدوم اندیشه و کلام نورانی تان زینتبخش این مجلس گرامیداشت و با صفا بشود.
آدرس مجلس : www.sherezolal100.blogfa.com
مرتضی سلام دوست گرامی
شنبه 2 بهمن 1389 12:37 ب.ظ
سلام
به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام

دل تو را می طلبد دیده تو را می جوید


آپ شدم
مرتضی سلام
زدست دیده دل هر دو فریاد
که هر چه دیه بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش زفولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
شنبه 2 بهمن 1389 12:28 ب.ظ
روزگاری شهر ما ویران نبود ....
مرتضی سلام درود بر سازندگان شهر وجان ودل
شنبه 2 بهمن 1389 12:08 ب.ظ
سلام دوست عزیز
ممنونم از اینکه هر از گاهی به کلبه حقیرانه من سری میزنید و منو از نظرات زیباتون بهره مند میکنید
مرتضی سلام درود بر شما
شنبه 2 بهمن 1389 11:21 ق.ظ
||!°.•:*´¨¨`*:•.°!||!°.•:*´¨ ¨`*:•.°!||!°.•:*´¨ ¨`*:•.°!||!°

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد

•:*¨`*:••:*¨`*:••:*¨`*:••:*¨`*:••:*¨`*:••:*¨`*:••:*¨`*:•
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ســــــــــلام خوبی؟

ــــــــــــــــــ وبــــلاگ فریـــــاد عشـــــــق بـــه روز شـــــد

ــــــــــــــــــــــــــــ منتــــظر حضــــور پـــرمهرتــــم

(¯´v´¯) www.faryade-eshgh2.blogfa.com (¯´v´¯)

!||!°.•:*´¨ ¨`*:•.°!||!°.•:*´¨¨ `*:•.°!||!°.•:*´¨ ¨`*:•.°!||!°
مرتضی سلام ممنونم
جمعه 1 بهمن 1389 08:17 ب.ظ
سلام

جشن تولد لیلی عزیزه منتظرتم حتما بیا خوشحال میشم

شاد باشی

مرتضی سلام بله چشم
جمعه 1 بهمن 1389 08:02 ب.ظ
سلام ..

ممنون از دعوتتون ...

خواندم.خوب بود.

شاد زی
مرتضی سلام درود بر شما
جمعه 1 بهمن 1389 02:54 ب.ظ
خوشحال میشم بیای پیشم دوست قدیمی
مرتضی سلام ممنونم دوست عزیز
جمعه 1 بهمن 1389 12:09 ب.ظ
سلام دوست خوب و قدیمی من
ازت دعوت میکنم که به وبلاگهای من:
کلبه ی ایرانیان:
http://iranians-hut.persianblog.ir

, نت هفتم :
http://note7th.persianblog.ir/

دیدن کنی.
گاهی به دوستانی که لینک کردی سری هم بزن!
مرتضی سلام ما که زدیم شما هم بزن
جمعه 1 بهمن 1389 11:29 ق.ظ
هیچ چیز سختر از انتظار نیست،ان هم انتظار لحظه ای که یک اشنا صدایت کند وبه تو بفهماند که دوستت دارد اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به ان لحظه زیبا می ارزد ،پس انتظار میکشم تا ان لحظه زیبا نصیبم شود

وبم خوشملی داری منتظر حضور گرمت هستم
مرتضی سلام موفق باشید با انتظاری زیبا و وصالی زیبا تر
جمعه 1 بهمن 1389 09:32 ق.ظ
سلام توی ختم قرآن برای شادی روح خواهرم شركت میكنید؟
مرتضی سلام بله حتما
جمعه 1 بهمن 1389 09:32 ق.ظ
سلام توی ختم قرآن برای شادی روح خواهرم شركت میكنید؟
پنجشنبه 30 دی 1389 06:43 ب.ظ
سلام دوست خوبم
مطلبو خوندم
فکر نمیکردم اینطور باشه....خوب به نظر من...وقتی ادما بخوان کسیو به عنوان الگوی خودشون قرار بدن..اگه یه کم فکر کنن...این جور که از داستان ها و نوشته ها برمیاد...الگوی خوبی نبوده واسه انتخاب شدن...پیامبری که شراب میخوره قابل اعتماد نیست ...قابل اعتماد برای همسو شدن باهاش و قدم برداشتن در راهش....و یا پیامبری که اون قدر بردبار نباشه که از ازمایشات الهی بیرون بیاد...خوب شاید بشه گفت پیامبرا هم از جنس ما بودن....انسان...ولی به طور حتم باید یه فرقای داشته باشن که به این مقام رسیدن
شاد باشید
بای
مرتضی سلام درود بر شما
پنجشنبه 30 دی 1389 05:51 ب.ظ
سلام
لطفا بیا و در مورد این پستم نظر بده
بگو کدوم روز متولد شدی؟
طالعت کدوم درخته؟
و آیا در موردت صادق هست یا نه؟
مرتضی سلام
پنجشنبه 30 دی 1389 04:03 ب.ظ
دستهایت بوی بهار میداد

بوی عطر بهار نارنج

نفست بوی عشق

گرمی دستهایت سرخی آلاله ها را در گونه هایم میکاشت

دیدارت چون بارانی پر از طراوتم میکرد
مرتضی سلام همچون گرمای فشار دستت در گردش زیر باران
پنجشنبه 30 دی 1389 03:53 ب.ظ
سلام داداشی

خیلی جالب بود
من دیوونه ی اینجور مطالبم

حتما خبرم کن دوباره آپ کردی
مرتضی سلام بله حتما
پنجشنبه 30 دی 1389 03:35 ب.ظ
مرسی که بهم سر زدی...جالب بود...
مرتضی سلام موفق باشید
پنجشنبه 30 دی 1389 02:54 ب.ظ
سلام مرتضی..

مطالبتو باید چند دفعه بخونم..

هی بخونم هی بخونم..

مرتضی خیلی دقیق و متقن حرف می زنی..
میخونمت...
مرتضی سلام ممنونم از لطفت ودقتت
پنجشنبه 30 دی 1389 10:06 ق.ظ
سلام
وبتون خیلی خوب بود. کلا مطالبتون عالیه...
در پناه خدا باشید
مرتضی سلام ممنوم از لطفتون موفق باشید
پنجشنبه 30 دی 1389 09:23 ق.ظ
سلام

نمی دونم چرا عروس صالحه در فهرست

پیوندهای شما نیست !!

خوبه که شما این همه !! بازدید کننده دارید. خوش به حالتون !



به هر حال موفق باشید و التماس دعا و ممنون

که گاهی سر می زنید.
مرتضی سلام دوست عزیز عروس صالحه در لیست پیوندوی دهای من هست کافی است روی پیوند ها کلیک کنید تا اسم قشنگتون رو ببینید من هم از شما متشکرک که اگر من کوتاهی می کنم شما همیشه لطف می کنید
پنجشنبه 30 دی 1389 08:14 ق.ظ
نومیدی هنگامی كه به مطلق می رسد یقینی زلال و آرام بخش می شود. چه قدرت و غنائی است در ناگهان هیچ نداشتن! اضطرابها همه زاده ی انتظارها است. هیچ گودوئی در راه نیست. در این كویر فریب سرابی هم نیست. جاده ها همه خلوت،راه ها همه برچیده و چه می گویم؟ هستی گردوئی پوك! به انتهای همه ی راه ها رسیده ام، جهان سخت فرتوت و ویرانه است. چه كنم؟
مرتضی سلام
وقتی به نومیدی می رسم می فهمم که هیچ تا بحال نداشته ام ووقتی به یقین می فهمم که هیچ کس هیچ ندارد دارایی از آن یکی است وپوچی وهیچی ازآن انتظار نادرست که در اثر پیچ زدن درآن حاصل می شود من گل پیچک را دوست دارم
پنجشنبه 30 دی 1389 01:28 ق.ظ
و عشق تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس...

و عشق تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد ...

مرا رساند به امکان یک پرنده شدن..........
مرتضی سلام
بسم رب العشق
پنجشنبه 30 دی 1389 01:10 ق.ظ
salam jaleb bood va tamol baragiz ama kami motefavet ba shenakhte maha
midooni payanbaran ham mese ma ensan boodan va emkane khata darand man in matalebo nakhnodam ama miram donbalesh etelaate bishtari kasb konam mamanoon aziz
مرتضی سلام ممنونم از لطفت بله پیامبران مانند ما انسان هستند همونطور که قرآن می گه (انا بشر مثلکم یوحی الی) وهلی همین قرآن می فرماید :(ما ینطق عن الهوی) یعنی هیچ کاری رو از روی هوا وهوس انجام نمی دهد اصلا پیامبر جدای از آن که باید مصون از خطا باشد تا بتواند وحی را درست بگیرد وحفظ کند وبرساند لو اسوه والگوست وخطا کار لیاقت هیچ کدام از انها را ندارد
وانچه ئر این کتاب مقدس به پیامبران الهی نسبت داده شده فراتر از خطاست !!!
ممنون که در این باره تحقیق می کنی منو از نتایج کارت بی بره نگذار
چهارشنبه 29 دی 1389 11:37 ب.ظ
ممنون و متشکر ...
مرتضی سلام خواهش می کنم
چهارشنبه 29 دی 1389 11:17 ب.ظ
سلام مرتضی جان
خوبی
ببخش نتونستم به وبلاگت سر بزنم
عالی بود
موفق و پایدار باشی
اللهم عجل لولیک الفرج
مرتضی سلام ممنون از توجهت
چهارشنبه 29 دی 1389 10:22 ب.ظ
زیبـــــا تر از خیـــــال تو پیـــــدا نمیشود
شب هــــای من بدون تو زیبـــا نمیشود

آن عاشقانه ای که سزاوارعشق توست
هرگــز به کام این غـزلم جــــا نمیشود

سـرتا سـر وجود مرا شب گرفتــه است
در شب شکسته ام من و فـردا نمیشود

شــرم از دو دست پنجــره ی باز میبــارد
وقتی دل گرفتــــه ی من وا نمیشود

هرکس که لاف عشق بداند نه عاشقی
ماننـــــد من زعشق تو شیــــدا نمیشود

آشفتــــه تر زمن و گیســــوان تو نیست
این شعـــر من بدون تو معنـــــا نمیشود

گر آشکارا نســـرودم تورا درین ابیــــــات
یاد تو جــــز به طــــرح معمــــــا نمیشود
مرتضی از شوق شکر خنده لبش جان نسپردم
شرمنده جانان ز گران جانی خویشم
چهارشنبه 29 دی 1389 09:52 ب.ظ
سلام دوست عزیز
مرسی که خبرم کردید
مطلبتان مفید بود
راستش منم خیلی وقت پیش عهدعتیق خوندم ولی خوشحال شدم که اینجا دوباره میتونم یه نگاهی کنم
مرتضی سلام درود بر شما
چهارشنبه 29 دی 1389 09:20 ب.ظ
سلام اقا مرتضی
پستایی که میذارین خیلی میپسندم واقعا در نوع خودش خیلی خوبه
بهتون تبریک میگم
غرض..اپ کردم منتظر حضورگرمتون
یا حق
مرتضی سلام منونم از لطفتون حتما خدمت می رسم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

راه تو به هر جهت که پویند خوش است
وصل تو به هر روش که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
ذکر تو به هرزبان که گویند خوش است
مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :