راه رب
راه تو به هر جهت که پویند خوش است
جمعه 15 مرداد 1389 :: نویسنده : مرتضی

پس از رحلت رسول گرامى اسلام، دو اتفاق بزرگ رخ داد که تاثیرات شگرفى در سرنوشت آینده‏ى اسلام و مسلمین داشت:
یکى ماجراى سقیفه و دیگر، پدیده‏ى فتوحات . بزرگترین اشتباه و انحرافى که در سقیفه [صفر سال 11 ه . ق] انجام گرفت، تغافل، تجاهل و به فراموشى سپردن واقعه‏ى غدیر بود . غدیر به اهلیت و صلاحیت على علیه السلام براى جانشینى رسول خدا صلى الله علیه و آله اشعار داشت . اما حوادث سقیفه به گونه‏اى دیگر رقم خورد و با انتخاب ابوبکر به خلافت، به واقع زاویه‏ى انحرافى آغاز گشت، که در سال 61 ه . ق با کشتار فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله، به نقطه‏ى اوج خود رسید . اما حادثه‏ى مهم دیگر که در مبحث ما مى‏گنجد، آغاز فتوحات در دوران خلافت ابوبکر بود . هدف فتوحات، گسترش اسلام و از میان بردن سدها و موانع سیاسى موجود جهان آن روزگار بود که نمى‏گذاشتند پیام اسلام به گوش جان امت‏هاى دیگر برسد . اندیشه و طرح فتوحات اساسا سه خواستگاه مهم داشت:
نخست; جوهر اسلام که دینى بود متمم و مکمل ادیان دیگر و طبعا آیین جهانى که همه‏ى ابناى بشر را مورد خطاب خود قرار مى‏داد .
دوم; سیره‏ى عملى پیامبر در جهت معرفى اسلام به خارج از مرزهاى شبه‏جزیره‏ى عربستان که نمونه‏ى بارز آن دعوت خسرو ایران، قیصر روم و مقوقس مصر به پذیرش این آیین بود .
سوم; ارضاى حسن جاه‏طلبى و زیاده‏خواهى برخى از امیران و خلیفگان و برطرف کردن مشکلات اقتصادى که از سرزمین خشک عربستان ناشى شده بود .
اینها عواملى بودند که ذهن و اندیشه و همت عرب را که تا پیش از اسلام به تنافسات خونین قبیله‏اى در حوزه‏هاى محدود، معطوف بود، به تسخیر سرزمین‏هاى دور و نزدیک متوجه ساخت .

با شروع فتوحات در زمان خلافت ابوبکر، کرانه‏هاى جغرافیاى اسلام، به سمت‏شرق و شمال و غرب گسترش یافت . در مدتى اندک ایران، شام و مصر فتح شدند . فتح ایران تقریبا در خلال دهه‏ى 12 تا 22 ه . ق، تکمیل شد .
نخستین پیروزى قاطع در برابر ایرانیان در اوایل خلافت عمر در سال 16 ه . ق در قادسیه صورت پذیرفت . (4) على علیه السلام نیز از آغاز طراحى این عملیات بزرگ در مدینه، در جریان قرار گرفته بود . به گفته‏ى طبرى و بر اساس خطبه‏ى 145 نهج‏البلاغه، آن حضرت پیشنهادهاى سودمندى را نیز در این‏باره به خلیفه‏ى دوم عرضه کرد . با فتح ایران بسیارى از خاندان‏هاى ایرانى در جوار اعراب و یا حتى در درون بافت و ساختار جامعه‏ى اعراب، تحت عنوان «موالى‏» جاى گرفته و از آن پس به عنوان طبقه‏اى نوظهور در جامعه‏ى اسلامى جایگاه خاصى را به خود اختصاص دادند و رابطه‏ى موالى با اعراب فاتح الزاما رابطه ارباب و رعیت و خواجه و برده نبود; بلکه در بیشتر موارد خاندان‏هاى ایرانى با خاندان‏هاى عرب پیمان ولاء و دوستى (موالى موالاة) داشتند تا مکانیسم روابط اجتماعى خود را در قالبى استوار و مناسب انتظام بخشید .

با وجود این، خاندان‏هاى ایرانى از روح تعرب و عصبیت عربى، که هنوز از جامعه‏ى اسلامى رخت‏بر نبسته بود، رنج مى‏بردند . این روحیه که حتى خلیفه دوم و سوم نیز از آن بى‏بهره نبودند، گاه عرصه را بر موالى ایرانى تنگ و دشوار مى‏ساخت . شاید بتوان ترور عمر توسط ابولؤلؤ (فیروز ایرانى) (6) را به سال 23 ه . ق واکنش در برابر این فشارها تلقى کرد .

در پى مرگ عمر، عبیدالله پسر او، نه تنها ابولؤلؤ و همسر و دخترش را به قتل رساند، بلکه هرمز را نیز بى‏هیچ مستمسک قابل قبول شرعى و عرفى کشت . عثمان خلیفه‏ى سوم وظیفه داشت عبیدالله را به سبب قتل بى‏دلیل یک ایرانى مسلمان، قصاص کند; زیرا از بى‏گناهى او آگاه بود . لیکن خلیفه جرات نداشت تا در این مورد، به وظیفه‏ى اسلامى خود عمل کند . على علیه السلام، خلیفه‏ى سوم، عثمان را در این مورد سخت نکوهش کرد و به عبیدالله بن‏عمر چنین گفت:
اى فاسق اگر روزى بر تو دست‏یابم، تو را به خونخواهى هرمزان خواهم کشت . (7)
عبیدالله تا پایان عمر از على علیه السلام بر حذر بود . او در جنگ‏هاى جمل و صفین در مقابل آن حضرت قرار گرفت و سرانجام در یکى از نبردهاى جنگ صفین کشته شد .

اعراب، ایرانیان ساکن کوفه و بصره را به نام‏هاى چندى از جمله «موالى‏» ، «بنى‏عم‏» ، «زط‏» ، «سیابجه‏» ، «اسواران‏» و «حمرا» مى‏خواندند . آنان را موالى مى‏گفتند، از آن رو که با قبائل عرب پیوند «ولا» داشتند و بنى‏عم مى‏نامیدند، از آن جهت که با طوایف عرب چنان موالاة و هم پیمانى داشتند که گویى پسر عموهاى ایشانند . زط همان شکل تعریب شده جت است که در اصل قومى از هندوان بودند که کار ایشان نگهبانى در راه‏ها و مسالک و بعدها به اسواران ایرانى نیز که شغل نگهبانى داشتند، اطلاق گردید . سیابجه جمع «سیجى‏» معرب سپاهى است که مانند زط غالبا به طبقه‏ى کار آزموده‏ى نظامى ایرانیان، اطلاق مى‏شد . حمراء به معنى سرخ‏رویان یا سپیدرویان نامى بود که به اعتبار رنگ روشن پوست ایرانیان به آنان مى‏دادند .
در نظام مالى که عمر و سپس عثمان اعمال مى‏کردند، معمولا حقوق و عطایاى موالى ایرانى پایین‏تر از اعراب بود . از این رو وقتى که ایرانیان در دوران خلافت على علیه السلام از حقوق و عطایایى برخوردار شدند، جمعى از سران و اشراف کوفه از جمله اشعث‏بن قیس کندى، در برابر آن حضرت زبان به اعتراض گشودند که از چه روى ما را مغلوب این حمراء ساخته‏اى؟ (لماذا غلبتنا هذه الحمراء؟) (8)
آن حضرت که پیوسته عدالت و انسان‏دوستى را وجه‏ى همت‏خویش داشت، بر این باور بود که تعلق به نژاد عرب نمى‏تواند به عنوان یک امتیاز براى ایشان به حساب آید . به همین جهت‏با صراحت در برابر این فشارها ایستادگى مى‏کرد و هرگز به خواست‏هاى غیر منصفانه‏ى ایشان وقعى نمى‏نهاد .
عدالت على علیه السلام سخت مورد توجه ایرانیان قرار گرفت; زیرا پیش از این، شاهد بودند که چگونه خلیفگان و خاصه عاملان و کارگزاران ایشان در بصره و کوفه، پاى از جاده‏ى عدل و داد بیرون نهاده و حقوق آنان را تضییع مى‏نمایند و موالى که از حدود سال‏هاى شانزده ه . ق به بعد رفته رفته به بصره و کوفه آمده و سکنا گزیدند، از نزدیک با اعمال ننگین امیران فاسق و ظالمى چون سعید بن عاص، مغیرة بن شعبه، ولید بن عقبه و عبدالله بن عامر آشنا بودند و هرگاه از ظلم و جور ایشان به خلیفه‏ى دوم و سوم شکایت مى‏کردند، راه به جایى نمى‏بردند . اما در همان حال به چشم خود شاهد بودند که على علیه السلام با آن که هنوز به خلافت نرسیده بود، با جرات و جسارت تمام، فرزندش حسن را به اجراى حد شرعى در مورد ولید بن عقبه‏ى شراب‏خوار فرمان مى‏دهد و عبیدالله بن عمر را به قصاص خون به ناحق ریخته‏ى هرمزان تهدید مى‏کند و در میان موج مخالفت اشراف و بزرگان سرکش قریش که خود را تافته‏ى جدا بافته مى‏دانستند، حقوق موالى ایرانى را استیفا مى‏نماید .
این مشاهدات کافى بود تا قلب هر انسانى را به شوق و جذبه و کشش وادارد . حمراء در وجود على علیه السلام روح بزرگى را یافتند که فراتر از علایق نژادى و زبانى و قومى، به موضوع انسانیت و عدالت مى‏اندیشید . از همین رو در جریان جنگ‏هاى جمل و صفین از آن حضرت دفاع مى‏کنند و در رکابش به جنگ با ناکثین و قاسطین مى‏پردازند .
چنان که گفته آمد در دهه‏ى سوم و چهارم ه . ق (سال‏هاى 20 تا 40) بسیارى از ایرانیان در بصره و کوفه سکنا گزیده بودند . آنان تعدادى مهاجر و عده‏اى دیگر، از ساکنان اصیل و قدیمى همین منطقه بودند . بصره و کوفه تا پیش از فتوحات بخش غربى ایران محسوب مى‏شد . از جمله‏ى این ساکنان قدیمى این دو شهر، طوایفى موسوم به زط و سیابجه بودند که همواره به عنوان بخش مهم از اسواران یعنى نیروهاى آزموده و مجرب دوران ساسانیان به حساب مى‏آمدند . این زطها و سیابجه در سال 36 ه . ق در جریان جنگ جمل در اطراف بصره با سپاهیان اصحاب جمل مقابله کردند و کار را بر عایشه، طلحه و زبیر سخت نمودند . (9)
با تسخیر بصره توسط جملیان، زطها و سیابجه در کوفه به سپاه على علیه السلام پیوستند و تا پیروزى کامل در برابر ناکثین، در رکاب حضرتش نبرد کردند . آن حضرت که نظاره‏گر فداکارى‏هاى بى شائبه و خالصانه‏ى ایرانیان حاضر در سپاهش بود، همواره در چهره‏ى آنان مردمانى نجیب و آزاده را مشاهده مى‏کرد که مى‏تواند از یارى جدى ایشان در راه بسط عدالت و دفع بیداد و ریشه‏کن کردن فتنه‏ى ریشه‏دار منافقان و بنى‏امیه، بهره‏مند گردد . از این رو، با ارسال نامه‏هایى به عاملان خود در همدان و آذربایجان نیروهاى ایرانى را براى مقابله با معاویه در جنگ صفین، به یارى خود طلبید . (10)
در زمانى که على علیه السلام در کوفه بودند، به رسم سابق شمارى از ایرانیان (11) نزد آن حضرت آمدند تا هدایایى تقدیم دارند . پیشتر کارگزاران عثمان همچون ولید بن عقبه و سعیدبن عاص، افزون بر خراجى که از ایرانیان مسلمان مى‏گرفتند، ایشان را به اعطاى هدایاى نوروزگان و مهرگان نیز مکلف ساخته و از این راه میلیون‏ها دینار به چنگ آوردند . از این رو، هدایاى نورزى به صورت سنتى رایج درآمده بود .
وقتى ایرانیان هدایاى خود را نزد حضرت آوردند، براى آن که خاطر آنان مکدر نشود، هدایا را پذیرفتند; اما دستور دادند، مقابل قیمت آن هدایا، از میزان خراج آنان کسر گردد . همچنین به هنگامى که آن حضرت به عزم صفین از شهر انبار مى‏گذشتند دهقانان (معرب دهبان به معناى بزرگ ده است که معمولا از طبقات مرفه و طراز اول جامعه محسوب مى‏شدند)، به همراه دیگر مردم به دنبال على علیه السلام راه افتاده دوان دوان ایشان را مشایعت مى‏کردند . على علیه السلام آنان را از این کار منع فرمودند . آنگاه دهقانان پیش‏کشى‏هاى خود را اهدا کردند . آن‏حضرت هدایا را تنها بدان شرط قبول نمودند که قیمت آنها را حساب کرده و به ایشان بپردازند . (12)
در همین زمان ابوزید انصارى را به نحوه‏ى اخذ خراج و جزیه از ایرانیان رهنمون ساختند . (13) دستورهاى صریح و آشکار آن حضرت در این باره را باید به‏واقع پایه‏گذارى نظامى نوین، عادلانه و کارآمد در نظام اخذ مالیات بر افراد (خراج، براى مسلمانان و اهل جزیه و جزیه‏ى ویژه‏ى غیر مسلمانان) به حساب آورد . این نظام عادلانه که از جانب على علیه السلام اعمال گردید، توجه عمیق‏تر ایرانیان را به شخصیت عدالت‏جوى و انسانى‏اش بیش از پیش جلب نمود و طبعا به دنبال آن عشق و محبتى ژرف را در اعماق روح و جان ایرانى ایجاد کرد . عشقى که در طول قرون متمادى، هرگز خاموش نگشت و ولاء اهل بیت را در این سرزمین به صورت بخشى اساسى و تفکیک‏ناپذیر از فرهنگ ایرانیان، درآورد .
آرى اینها نمونه‏هایى بود از نخستین آشنایى‏هاى مردم ایران با على علیه السلام که بى‏تردید باید در موضوع گرایش و محبت ایرانیان نسبت‏به على علیه السلام و خاندان پاکش و در پى تسرى و رواج تشیع در ایران، بدان‏ها توجه کافى و وافى مبذول داشت.

پی نوشت ها :
1. یعقوبى، ابن واضح، یعقوبى، بیروت، داربیروت، سال انتشار ندارد، ج‏1، ص‏200 . فیاض، على‏اکبر، تاریخ اسلام، انتشارات دانشگاه تهران، 1367 ش، ص‏27.
2. فیاض، تاریخ اسلام، ص‏123.
3. درباره فتوحات ر . ک . فتوح البلدان بلاذرى، الفتوح ابن اعثم کوفى، الاخبار الطول دینورى و تاریخ طبرى .
4. بلاذرى، احمد بن یحیى . فتوح البلدان، ترجمه دکتر محمد توکل، تهران، انتشارات نقره، چاپ نخست، 1367 ش، ص‏365.
5. راجع به موالى و انواع ولاء و رفتار هریک از خلفا با موالى، ر . ک . الموالى و نظام الولاء، دکتر محمود مقدم، ترجمه و تحقیق محسن حیدرنیا، پایان‏نامه‏ى کارشناسى ارشد دانشکده‏ى الهیات دانشگاه تهران، 1372 ش .
6. یعقوبى، ابن واضح، تاریخ یعقوبى، ترجمه‏ى محمد ابراهیم آیتى، انتشارات علمى و فرهنگى، چ‏6، 1371 ش، ج‏2، ص‏51.
7. محمدى ملایرى، دکتر محمد، تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى، جلد3، دل ایرانشهر، بخش دوم، تهران، انتشارات توس، چاپ اول، 1379 ش، ص‏242.
8. درباره‏ى اسواران، زط، سیابجه، و موالى ر . ک، دکتر ملایرى، ج‏3، ص‏211 به بعد و ج‏2 ص‏422 و نیز، لسان‏العرب، ابن منظور، ذیل واژه‏ى حمراء و الموالى و نظام الولاء، دکتر مقداد
9. دکتر محمدى، ج‏3، ص‏211 و 212، به نقل از تاریخ طبرى .
10. ابن اعثم کوفى، محمد بن على، الفتوح، ترجمه‏ى کهن فارسى، محمدبن احمد مستوفى هروى، تصحیح غلامرضا طباطبایى مجد، انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، چ‏1، 1372، صص 456- 454.
11. درباره‏ى ایرانیان ساکن‏کوفه و بصره، ر . ک . فتوح البلدان، بلاذرى، ترجمه‏ى دکتر توکل، صفحات 65، 367، 398، 452. 3
12. ابن مزاحم، نصر، وقعة صفین، تصحیح عبدالسلام محمد هارون، ترجمه پرویز اتابکى، چاپ تهران، 1366 ش، ص‏198- 199.
13. دکتر محمدى، ج‏3، ص‏247، به نقل از فتوح البلدان بلاذرى .
صحیفه مبین ،شماره 25

به نقل از:http://www.porsojoo.com/fa/node/11172





نوع مطلب :
برچسب ها : امامت،
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 06:57 ق.ظ
Do you have a spam issue on this blog; I also am a blogger, and I was wanting to know your situation;
many of us have created some nice procedures
and we are looking to trade solutions with others, why not shoot
me an email if interested.
شنبه 18 شهریور 1396 06:27 ق.ظ
I'm gone to tell my little brother, that he should also pay a visit
this blog on regular basis to obtain updated from most up-to-date reports.
سه شنبه 6 تیر 1396 10:14 ق.ظ
These are truly great ideas in concerning blogging.

You have touched some nice factors here. Any way keep up wrinting.
سه شنبه 6 تیر 1396 06:34 ق.ظ
I'm so happy to read this. This is the type of manual that needs to be given and not the accidental
misinformation that's at the other blogs. Appreciate your sharing this greatest doc.
جمعه 2 تیر 1396 10:40 ق.ظ
Glad to be one of many visitants on this awing website :
D.
پنجشنبه 25 خرداد 1396 02:22 ق.ظ
ببخشید اومدم بگم که (چون) رو اشتباه نوشتم و خودم متوجه شدم
پنجشنبه 25 خرداد 1396 02:19 ق.ظ
سلام منظور از آقای متمیر آقای پرویز متمیر هست یا سینا متمیر چن من هر دو رو می شناسم و هر دو در این موضوع فعالیت دارند
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 05:31 ب.ظ
Hello There. I discovered your weblog the use of msn. This is
an extremely smartly written article. I'll be sure
to bookmark it and return to learn more of your useful info.
Thank you for the post. I'll definitely return.
جمعه 9 آبان 1393 02:28 ق.ظ
با سلام میدونم این متنها مال چهار ساله ولى یکى از دوستان به نام ارمین از اقایى به نام متمیر نام برد.من در به در دنبال اقاى متمیر میگردم کسى هس که بشناسش?
سه شنبه 23 شهریور 1389 11:13 ق.ظ
سلام واقعا متن زیبایی بود از این اطلاعات ذیقیمتی كه ارائه دادید ممنون
مرتضی سلام ممنون
چهارشنبه 3 شهریور 1389 12:27 ب.ظ
سلام ممنون بهم سر زدی بازم بیا طرف ما خوشحال میشم
فقط یه خواهش به هر کی نظر میدی ادرس وبلاگ منم بده اخه بازدید کنندم کمه [قلب شکسته] البته اگه زحمت نباشه .منم اگه زحمت بودم که هیچ ولش.
شنبه 30 مرداد 1389 06:52 ب.ظ
سلام.این آدرس وبلاگ جدیدمه.با پرشین بلاگ به مشکل برخورم،اینو ساختم.
زودی بیا نظرتو بگو.
سه شنبه 26 مرداد 1389 11:01 ق.ظ
میشه دنیا رو دوباره ساخت و بیائید خدا را فقط به خاطر خدا دوست بداریم ببین خوبه
مرتضی حق با شماست موفق باشید دوست من.
دوشنبه 25 مرداد 1389 09:32 ق.ظ
mer30
hamchenin baraye shoma ham hamintor
مرتضی ممنونم التماس ذعا
یکشنبه 24 مرداد 1389 08:43 ق.ظ
thank's
شنبه 23 مرداد 1389 02:58 ق.ظ
سلام
مثل همیشه نگاهی متفاوت و پربار به بحث شیعه و امامت کاش منابعتونم می گذاشتید تا برای مطالعه بیشتر کمک حالمون باشه
التماس دعا باحاجاتی روا....
مرتضی سلام
ادرسو خدمتتون نوشتم در ادامه می تونید ملاحضه کنید
شنبه 23 مرداد 1389 12:13 ق.ظ
___$$$$$$$$______$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
___$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
______$$$$$$$$$$$$$$$$$
________$$$$$$$$$$$$$
___________$$$$$$$
_____________$$$
______________$
U
P
A
M
Bodo Biya
جمعه 22 مرداد 1389 10:05 ب.ظ
سلام آقامرتضی الكی آپم دوس داشتین بیاین
جمعه 22 مرداد 1389 10:05 ب.ظ
سلام آقامرتضی الكی آپم دوس داشتین بیاین
مرتضی سلام
جمعه 22 مرداد 1389 09:05 ب.ظ
ماشالله هزار ماشالله از بس آمار نظرات زیاده جا برای ما نیست .... عزت زیاد موفق باشی
مرتضی خواهش می کنم شما روی سر ما جا دارید
جمعه 22 مرداد 1389 07:14 ب.ظ
سلام دوست عزیز.
من هم شما رولینك كردم
یاعلی مدد
مرتضی ممنونم
جمعه 22 مرداد 1389 06:21 ب.ظ
*••**••**••*••**•• *••**••***••**••**••*••**••

خواب ساحل

ܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔ

[پلک][پلک][پلک][پلک] ♥---------اپم--------♥ [پلک][پلک][پلک][پلک]


*••**••**••*••**•• *••**••***••**••**••*••**••

خواب ساحل

ܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔܢܜܔܔ

[پلک][پلک][پلک][پلک] ♥---------اپم--------♥ [پلک][پلک][پلک][پلک]

*••**••**••*••**•• *••**••***••**••**••*••**••
جمعه 22 مرداد 1389 05:50 ب.ظ

با سلام خدمت شما و تشکر از حضور قشنگتون.

فرا رسیدن ماه زولبیا و بامیه،بی خوابی شبانه ، گرسنگی روزانه،روزشماری

ماهانه،پر خوری سحرانه، افطاری شاهانه و توقع آمرزش سالانه بر شما مبارک.

(البته این فقط برای مزاح و شوخی بود)

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران بر شما مبارک باد.التماس دعا.

مرتضی مبارک باشه
جمعه 22 مرداد 1389 05:49 ب.ظ
جمعه 22 مرداد 1389 05:46 ب.ظ
سلام خوفی؟خوفم
مرسی
دیگه پیام نمی ذارین؟
فعلا بابای ی ی یی ی ی ی ی
مرتضی سلام ببخشید اگه دیر شد
جمعه 22 مرداد 1389 05:38 ب.ظ
من هم لینكتون كردم...مرسی...
مرتضی خواهش می کنم
جمعه 22 مرداد 1389 05:30 ب.ظ
سلام دوست عزیز

ماه میهمانی خدا بر شما مبارک باد .

التماس دعا

یا علی
مرتضی من هم به شما تبریک میگم والتماس دعا دارم.
جمعه 22 مرداد 1389 03:15 ب.ظ
سلام مهربان:سلامی به مهربانی ماه ضیافت الهی وبه نسیم‌مهرورزی و با طروت بهار قرآنی،سلام بر چشمان پاك وذهن زلال و دل پر مهر و دوستی رمضان.....
الهی‌سینه ای‌ده‌آتش افروز * در آن سینه، دلی‌وآن دل همه سوز
هرآن‌دل‌راكه‌سوزی‌نیست‌دل‌نیست * دل‌افسرده‌غیرازآب وگل‌نیست
خدایادوستی های ما را پایدار بدار و محبتهایمان را از هم دریغ مدار.آمین یا رب العالمین [بدرود]
مرتضی سلام من به شما تبریک می گم و بر همه دعاهای شما
امین
جمعه 22 مرداد 1389 02:52 ب.ظ
ممنون از اینکه میاس و سر می زنی
موفق باشی دوست خوبم
مرتضی شما هم همینطور
جمعه 22 مرداد 1389 02:29 ب.ظ
سلام ماه رمضان بر شما مبارک

_$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$$$$$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
____$$_______$$____$$$
____$________$$$____$$
____ _________$$$____$
_____________$$$
_____________$$$
____________ $$$
____________$$$
___________$$$
_________$$$$$
________$$$$$
______ $$$$$$
موفق باشید
مرتضی بر شما هم مبارک باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

راه تو به هر جهت که پویند خوش است
وصل تو به هر روش که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
ذکر تو به هرزبان که گویند خوش است
مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :