راه رب
راه تو به هر جهت که پویند خوش است
دوشنبه 30 فروردین 1389 :: نویسنده : مرتضی
ج)وهابیت
چگونگى پیدایش وهابیت
فرقه موسوم به وهابیت نام خویش را از نام محمدبن عبدالوهاب اخذ کرد; زیرا که او مجدّد و احیاکننده ى یک سرى نظرات و اعتقادات خاص است که ریشه در مذاهب حنبلى -منسوب به احمدبن حنبل از ائمه اربعه اهل سنت - دارد،که با مقدارى افراط و تعصب خاص،قبلا توسط افرادى مانند ابن تمیمه و شاگردش ابن قیم جوزى و ابن عبدالهادى از علماى حنبلى قرن هفتم بذرش ریخته شد،اما بخاطر مخالفتهایش با مسلمات نزد امت و جمهور مسلمین، ابن تمیمه و شاگردانش تحت تعقیب حاکمان وقت قرار گرفتند و حکم ارتداد آنهااز سوى علماى مذاهب مختلف صادر شد و موقتاً با دستگیرى ابن تمیمه و محبوس شدن او و مرگش،این بذر بازایستاده از نشو و نما در قرن هفتم هجرى بار دیگر درقرن دوازدهم بوسیله ابن عبدالوهاب امکان حیات و نشو ونمایافت و بدین سبببه نام او شهرت یافت.
علت نامگذارى وهابیت به این نام
اینکه چرا این فرقه را محمدیه نام ننهادند که نام مجدّد آن است،بلکه وهابى نامیدند که برگفته از نام پدر اوست، چنین گویند:بیم آن بود که پیروان این فرقه از نام محمدیه که نام رسول خاتم را با خود داشت سوء استفاده کنند،لذا آن را منسوب به پدر ایشان کردند.

خلاصه ى زندگینامه محمدبن عبدالوهاب درحیات پدر
محمدبن عبدالوهاب در سال 1111یا1115 هجرى قمرى تولّد یافت و در 1207 هجرى چشم از جهان فروبست. زادگاه او شهر عَیینه از سرزمین نجد است، پدرش در آن شهر قاضى بود و از علماء خوش سابقه.
محمد از نوجوانى به مطالعه کتب تفسیر و حدیث عقاید سخت علاقه نشان مى داد.او دروس مقدماتى و فقه حنبلى را از پدرش که از علماء حنبلى بود، فراگرفت.
وى از همان آغاز جوانى به مخالفت با اعمال مذهبى مردم نجد پرداخت و آنها را از زشت مى شمرد، که با مخالفت شدید پدرش روبرو گشت.
بعد براى زیارت خانه خدا به مکه رفت و از آنجا به مدینه منوره جهت تکمیل درسهایش رهسپار گشت، در آنجا با توسل جستن مردم به قبر پیامبر (صلى الله علیه وآله)به مخالفت برخاست و پس از مراجعت به نجد جهت تکمیل نمودن تحصیلات خود به سرزمینهاى فراوانى مسافرت کرد، از جمله در بصره بمدت چهار سال و پنج سال در بغداد و دو سال سکنى گزید و نیز به شهرهاى همدان و از آنجا به اصفهان و قم عزیمت نمود و سپس از آنجا به سرزمین خود نجد بازگشت
در این هنگام پدرش از "عَیینه" به "حریمله" انتقال یافت. محمد نیز ملازم و همراه پدر شد و در "حریمله" کتابهایى را از نزد پدر فراگرفت، و در آنجا نیز به مخالفت با عقاید مردم پرداخت و از این روى بین پدرش و او نزاع درگرفت و نیز بین او مردم "حریمله" درگیرهاى سخت بوقوع پیوست، تا اینکه سرانجام در سال 1153 پدرش "شیخ عبدالوهاب" از دنیا رفت
محمد بن عبد الوهاب بعد از مرگ پدر
پس از مرگ پدر او با فراغ بال بیشترى به تبلیغ عقاید خویش پرداخت که در اثر آن عده اى به شیخ گرویدند و از آن طرف مخالفین نیز قصد جان او نمودند که او بناچار از "حریمله" به "عَیینه" گریخت تا جان خویش محفوظ دارد، و در آنجا به امیر و حاکم "عیینه" که در آن زمان "عثمان ابن احمد" بود پناه برد، عثمان نیز او را پذیرفت و با هم پیمان بستند به اینکه عثمان از شیخ در تبلیغ عقایدش حمایت کند و شیخ نیز در بسط حکومت عثمان بر سرزمین "نجد" تلاش کند، و براى استحکام پیمان عثمان بن احمد خواهرش جوهره را به عقد شیخ درآورد ، در این حین خبر دعوت شیخ و اعتقادات خاص او به امیر "احسا" سلیمان الحمیدى رسید او نامه اى به عثمان نوشت و به او دستور داد که شیخ محمد را به قتل برساند و یا از سرزمین خود اخراج کند و عثمان هم چاره اى ندید جز اخراج شیخ به ناچار از "عیینه" خارج و رهسپار "درعیه" از سرزمینهاى نجد شد.
سال 1360 بود که شیخ محمد به "درعیه" رهسپار شد، در این زمان "محمدبن سعود" (جدآل سعود) امیر "درعیه" بود، او به دیدن شیخ آمد و به او خوش آمد گفت، و شیخ نیز به او مژده فتح و غلبه بر همه بلاد "نجد" را داد، و بدین تر تیب بین شیخ محمد و محمدبن سعود پیمان همکارى برقرار شد که شیخ محمد با یارى و حمایت محمدبن سعود عقادیش رانشر دهدو محمد بن سعود نیز با یاراى معنوى شیخ محمد بر قلمرو خویش بیفزاید. از آن پس شیخ محمد نوعى خاصى از توحید را که ارائه کرده بود نشر مى داد و مردم را به آن دعوت مى کرد، هر کس آن را مى پذیرفت خون و مالش در امان بود، وگر نه با خون و مالش مانند خون و مال کفار حربى معامله مى کردند و آن را مباح و حلال مى دانستند.‏
کسانى که با عقاید شیخ محمد موافقت مى کردند، مى بایست با او بیعت کنند و کسانى که به مقابله برمى خاستند باید کشته شده و اموالشان تقسیم گردد. بر طبق این روش مثلا از اهالى قریه "فصول" از اطراف شهر "احسا" حدود 300 مرد را به قتل رسانیدند و اموالشان را به غارت بردند
رفتار وهابیون بعد از مرگ محمدبن عبدالوهاب
شیخ محمدبن عبدالوهاب در سال 1206 یا1207 درگذشت، پس از شیخ محمد پیروان او به همین روش در ترویج عقاید او ادامه دادند و با مخالفین خود همان برخورد و معامله اى کردند که دین در حق کفار حربى معمول داشت، از قبیل کشتن مردان و اسارت زنها و غنیمت اموال آنها به نفع مجاهدین.
بعد از مرگ شیخ محمد، امیردرعیه "عبدالعزیز" بود. او در سال 1216 یعنى ده سال بعد از شیخ محمد با اعمالش زلزله اى در جهان اسلام، خصوصاً عالم شیعه ایجاد کرد
او سپاهى مرکب از 20 هزار مرد جنگى فراهم کرد و به سرکردگى فرزندش سعود بسوى کربلا روانه کرد، که کربلا در این ایام در نهایت شهرت و آبادانى بود; زیرا که زائران از هر سوى، از جمله ایرانى و ترک و عرب به آن روى مى آوردند.
در این حمله وهابیها "کربلا" را به وضعى درآوردند که شعرا براى آن مرثیه مى گفتند. در این دوران حدود 12 سال وهابیها گاه و بى گاه به شهر کربلا و اطراف آن نیز به شهر "نجف" حمله مى آوردند که نخستین آن در سال 1215 و تا سال 1225 ادامه داشت.
علامه سیدمحمدجوادعاملى صاحب کتاب مفتاح الکرامه در پایان کتاب خویش مى گوید: این جزء از کتاب در نیمه شب نهم رمضان المبارک 1225 خاتمه یافت، در حالیکه دل در نگرانى و تشویش بود; زیرا اعراب "عنیره" که وهابى هستند اطراف نجف اشرف و کربلا را احاطه کردند، و زائرانى را که از زیارت به وطنهاى خود بازمى گشتند غارت نموده و جمع کثیرى از آنان را به قتل رسانیده اند، که گفته مى شود عدد کشته شدگان حدود 150 تن مى باشد.
دکتر "منیرالعجلانى" مى گوید: در سال 1216 دوازده هزار نفر از سربازان وهابى وارد شهر کربلا شدند، در حالى که در شهر جز تعداد کمى از مردان ناتوان وجود نداشتند; زیرا روز غدیر بود و مردان شهر کربلا براى زیارت قبر امام على (علیها السلام)به نجف اشرف رفته بودند، وهابیها هر کس را که یافتند کشتند، تعداد کشته شدگان را سه هزار نفر و اموال گرانبهاى به غارت برده را بیش از دویست بار شتر نقل کردند
حملات آنها در این زمان متوجه "طائف" که "شریف غالب" حاکم آن بود و نیز به "مکه" مکرمه در سالهاى 1217 و 1218 صورت پذیرفت و همین که وارد شهر شدند مردان را کشتند و زنان و کودکان را به اسارت گرفتند و اموال را غارت کردند و قبه ى ابن عباس را در طائف خراب کردند. از این اموال به غارت برده را به امیر عبدالعزیز دادند و بقیه را بین خود قسمت کردند.
به شهر مکّه هم که تسلط یافتند با اهل مکه نیز همان برخوردى کردند که با اهل طائف کرده بودند از قبیل: کشتن هر مخالفت کننده و حلال بودن جان و مال و ناموس او بر سربازانش، و نیز عبدالعزیز به علماء مکه دستور داد عقاید شیخ محمد را ترویج و کتابهاى او را تدریس کنند، مسلمانان را از اداء حج و عمره بازداشت، صدقاتى که از اطراف به مکه و مدینه سرازیر بود را منع کرد، و نیز قبّه هاى موجود براى تکریم شخصیتهاى صدراسلام را نابود کرد، خانه اى که رسول اکرم (صلى الله علیه وآله)در آن متولد شد را خراب و قبّه مزار خدیجه و قبّه زمزم و دیگر آثار صدر اسلام را محو و نابود ساخت
عبدالعزیز در سال 1218 در گذشت و بعد از او سعود بن عبدالعزیز حکومت را در دست گرفت تا امروز یکى پس از دیگرى حکومت کردند تا نوبت به فهد بن عبدالعزیز رسید
شیخ محمد نیز فرزندانش بر جاى گذاشت عبارتند از: عبدالله، حسن، حسین و على که بعد از شیخ محمد عبدالله پسر بزرگ به جاى پدر نشست و بعد از او پسرش سلیمان به جایش آمد، از حسین و على فرزندا شیخ اولاد کثیرى باقى ماندند که تا حال نسل آنها باقى است

ادامه دارد...

به نقل از سایت درگاه پاسخگوییhttp://www.porsojoo.com/fa/node/12487





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : وهابیت،
شنبه 18 شهریور 1396 04:45 ق.ظ
each time i used to read smaller posts that as well clear their motive,
and that is also happening with this piece of writing which I am reading now.
شنبه 2 مرداد 1389 11:34 ق.ظ
یك دین تاسیس شده
مرتضی سلام منظورتون؟
پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 01:41 ب.ظ

دلم شکسته
بغض در گلویم نشسته
از تو به یادگار برای من ...
.
.
.
سلام دوست من

قصرعشق به روز شد

منتظرم تا بیایی و از احساست برایم بگویی

دل شاد باشی
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 06:01 ب.ظ
سلام
ممنون
شما من رو با نام ایران سرزمین من لینک کنید و خبر بدین تا شما رو لینک کنم
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 12:16 ب.ظ
salam khobi? movafagh bashi age khasti be manam ye sari bezan
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 10:15 ق.ظ
~~~. . . ’’~-,,_. . . . . . .. ,-’. . . . ’-,~~-,
. |. . . . . . . . . . ¯’~-,. . .. ,’. . /. . . . ’,. . . ’-,
. ’,. . .. . .. .. ... . . .. ’-,. . |.. /. . . . . . . . . ,’
.. ’~-,. . . . . . . . . . . . .. |. |. . . . . . . . . /
. . . .¯’’’’~~~~~~~’. . . |,,, . . . . . . .. /
. . . . . . . . . . . . ’-,. . ’. ~ ~’ ’-,. . . . .. /
. . . . . . . . . . . .. /’. . .. OO. . ’ ~--~~’
. . . . . . . ... . .. ,-’-. . ,-~¯¯~-,. . . . .. ’-,
. . . . . . . . . . ,-’. . . .. ’~-,,,-~’. .. . . . . ’,
. . . . . . . . .. /. . . . . . . . . . .. ,_,-. . .. /
. . . . . . .. .. ’,. . . .. ,_;’. .. |. . . /. . .. ,’
. . . . . . ... .. ’-,. . . .. ’’’~-~"~~".. ,~’
. . . . . . . . . . . .. ’~--,,_. . ’~~’. ,- ’
. . . . . . . . . . . . . . . . . |’’. . . ~’,-,
. . .. . . . .. . . . . . . .. /. .. ,. . .. ’~-~""~-,
. . . . . ....... . . . . . .. /. . ,,--’~--,,_,,-.. ).. )
. . . . . . . . . . . . . . .. /.. .- ’. . . . . .. ’~,~’""
. . . . . . . . . . . . .. /. ~’. . . . . . . . . .. )_,,_
.. . . . . .. . . . . . .. |. . . . . . . . . . . }__""~,
. . . . . . . . . . . . .. ,_. . . . . . . _,,,--~’¯.. ¯’~,
. . . . . . . . . . . . . . . ’~-,,,,,,. . . . . . . . ~-,. ’-,
. .. . . . . . . . . . .. .. ’~-,,__. . .¸¸.¸.•*´¨)
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 09:25 ق.ظ
سلام
مقاله زیبای بود
باز هم میخوانمت
به امید دیدار
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 08:46 ق.ظ
سلام علیكم

بنده كه در پیام قبلی خدمتتان عرض كردم شما را لینك نموده ام.

شما نیز اگر صلاح دانستید باعث افتخار است كه توسط وبلاگ شما لینك شوم.

یا حق
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 08:13 ق.ظ
سلام
ممنون که به وب من اومدین...
.
.
.
وب خوبی دارین با اینکه تا حدودی تخصصی هست ولی برای طرفداران عالیه
.
.
.
موفق باشید
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 12:01 ق.ظ
سلام ممنون از اینکه سر زدید!
بازم خوشحال میشم اگه بیاید
در ضمن وب بسیار عالی دارید
علی علی
در پناه حق!
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 07:45 ب.ظ
salam.khobiiiiiii
weblog ghashangi dariiiiiiiii
doa kon be hagh fatemeye zahra man be eshgham beresam
doa kon baram
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 06:50 ب.ظ
سلام
ممنونم ازحضورت عزیز
دوست داشتی بااسم خاطرات دخملی ناناس بلینک.
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 05:43 ب.ظ
-: آیا درست است که اسلام به زن ستم میکند و حقوقش را پایمال مینماید.
--------------------------------------------------------------------------------
۲ایا زن همیشه دنبالهرو وتحت نظارت مرد است .
--------------------------------------------------------------------------------
۳چراسهم زن در میراث کمتراز سهم مرد است .
--------------------------------------------------------------------------------
۴ چرا قدر ومنزلت زن در شهادت کاهش مییابد .
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 05:25 ب.ظ
سلام خوشحالم از اینکه اینو گفتی امیدوارم همینطور باشه
ممنون از نظرتون. آپم یه سر بیا

دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 04:19 ب.ظ
درودی باز!
از سروده اندوه شما سپاس من هم مانند شما روزهای از دست رفتن بانوی ممتاز مسلمانان شیعه را پیام اندوه میگویم!
بدورس
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 03:53 ب.ظ
سلام

اهل العالم جا’الماتم
قد قتل المظلومه مخزن الاسرار

اسلام علیك یا فاطمةالزهرا
*****************************

التماس دعا

یا علی
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 03:31 ب.ظ
درود بر شما سرباز میهن!
من هم امیدوارم در کنار هم باشیم!
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 01:20 ب.ظ
سلام

ممنون از حضور و دعوت حضرتعالی.

وبلاگ فوق العاده زیبا و پرمحتوایی دارید.

به ویژه تیتر وبلاگ و مصرع شعر آن بسیار دلنشین و زیباست.

بنده با كمال افتخار وبلاگ شما را لینك نمودم، خوشحال می شوم اگر صلاح دانستید وبلاگ مرا به لینكستان خود اضافه نمایید.

یا حق
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 12:29 ب.ظ
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 12:29 ب.ظ
سلام من شما رو لینک کردم
موفق باشی دوست عزیز
ممنون که بهمون سر زدی
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 12:15 ب.ظ
سلام...

من هم تسلیت میگم..

دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 11:50 ق.ظ
شب ها جولانگاه ِ خوبی است

برای ِ شغالان و سگان...

در پناه ِ تاریکی ِ شب.....

و شاعرانه ترین و بیاد ماندنی ترین لحظات نیز

یادگار ِ شب است....

در پناه ِ آرامش ِ شب

انتخاب با ماست....

کدامین را رقم خواهیم زد....





سبز باشی و بی کران

دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 11:45 ق.ظ
سلاااااااااااااااااااام
اقا مرتضی گل با نام وهابیت لینك شدی!
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 09:30 ق.ظ
سلام
وهابیت در واقع هیچ ربطی به اسلام ندارد یعنی نه شیعه هستند و نه سنی و نه هیچ فرقه و مذهبی از اسلام را قبول دارند، البته خودشان سعی دارند که خود را مسلمان و سنی و پیرو دین اسلام معرفی کنند تا از ظرفیت اهل تسنن سوء استفاده کنند ولی واقعیت چیزی دیگر است
با مطلب شاید این جمعه بیایم آقا!! به روزم و منتظر نظرات سازنده شما و دوستان محترمتان هستم
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 08:44 ق.ظ
مرسی كه لینكمون كردید.
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 07:32 ق.ظ
سلام
ممنون که بهم سر زدین
این وهابی ها دیگه خیلی باحالن
من نمیدونم چجوریه که پادشاه عربستان هم وهابیه
بازم بهم سر بزنین
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 12:06 ق.ظ
lk hc hdk[,v ovth o,al kldhn `s fvl
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 12:05 ق.ظ
ممنون از حضورت[بوسه]ممنون از حضورت
ممنون از حضورت[بوسه]ممنون از حضورت
ممنون از حضورت[بوسه]ممنون از حضورت
ممنون از حضورت[بوسه]ممنون از حضورت
ممنون از حضورت[بوسه]ممنون از حضورت
یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 11:05 ب.ظ
به! شور انگیز خان هم که اینجان!
راستی پریوت! (به روسی یعنی سلام!)
نگیری الان با کلاشینکف مغزمو سوراخ کنی! اینجانب جز رگ و ریشه صنمی با روسیه و اینا ندارم!!)
بگذریم!
ای بترکه این انگلیس ... و از اونا گذشته این فراماسون های لعنتی ٍ .....!!!!
منفجر بشن کلهم انشاءالله!
پاکا داسویدانیا!
یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 10:48 ب.ظ

سلام . خوبین .
الان نمیتونم دقیقا نظرمو در مورد وبلاگتون و مطالبش بدم . چون زیاد با وهابیت و اصول انها اشنا نیستم . درنتیجه ذخیره کردم . بخونم . بعد میتونم بگم با ایدن و نظر شما موافقم یا مخالف
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

راه تو به هر جهت که پویند خوش است
وصل تو به هر روش که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
ذکر تو به هرزبان که گویند خوش است
مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :