راه رب
راه تو به هر جهت که پویند خوش است
یکشنبه 15 فروردین 1389 :: نویسنده : مرتضی
گفتارى از استاد مطهرى
استاد مطهرى، در این باره سخن جامعى دارد که نقل آن در این جا سودمند خواهد بود:
«دین حق در هر زمانى یکى بیش نیست، و بر همه کس لازم است از آن پیروى کند. این اندیشه که اخیرا در میان برخى از مدعیان روشنفکرى رایج‏شده است که مى‏گویند همه ادیان آسمانى از لحاظ اعتبار در همه وقت‏یکسانند، اندیشه نادرستى است، درست است که پیامبران خدا همگى به‏سوى یک هدف و یک خدا دعوت کرده‏اند، ولى، این سخن به این‏معنا نیست که در هر زمانى چندین دین وجود دارد و انسان مى‏تواند در هر زمانى هر دینى را که مى‏خواهد بپذیرد، بلکه معناى آن این است که انسان باید همه پیامبران را قبول داشته باشد و بداند که پیامبران سابق مبشر پیامبران لاحق - خصوصا خاتم و افضل آنان - بوده‏اند، و پیامبران لاحق مصدق پیامبران سابق بوده‏اند.
پس لازمه ایمان به همه پیامبران این است که در هر زمانى تسلیم شریعت‏هاى پیامبرى باشیم که دوره او است و قهرا لازم است در دوره ختمیه به آخرین دستورهایى که از جانب خدا و به‏وسیله آخرین پیامبر رسیده است عمل کنیم و این، لازمه اسلام، یعنى تسلیم شدن به خدا و پذیرفتن رسالتهاى فرستادگان اوست.
درست است که در دین اکراه و اجبارى نیست (لا اکراه فى الدین) ولى، این سخن به این معنا نیست که دین خدا در هر زمانى متعدد است و ما حق داریم هر کدام را که بخواهیم انتخاب کنیم، چنین نیست، در هر زمانى یک دین حق وجود دارد و بس، هر زمان پیامبر صاحب شریعتى از طرف خدا آمده و مردم موظف بوده‏اند که از راهنمایى او استفاده کنند و قوانین و احکام او را فرا گیرند تا نوبت‏به حضرت خاتم الانبیا (ص) رسید. در این زمان، اگر کسى بخواهد به‏سوى خدا راهى بجوید باید از دستورات دینى او راهنمایى بجوید. قرآن کریم مى‏فرماید «و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فى الآخرة من الخاسرین‏» (آل عمران/ 85) : هر کس غیر از اسلام دینى بجوید، هرگز از او پذیرفته نشود و او در جهان دیگر از جمله زیانکاران خواهد بود.
اگر گفته شود که مراد از اسلام، خصوص دین ما نیست، بلکه منظور تسلیم خدا شدن است.
پاسخ این است که البته اسلام همان تسلیم است و دین، همان تسلیم است، ولى، حقیقت تسلیم در هر زمان شکلى داشته است و در این زمان، شکل آن همان دین گرانمایه‏اى است که به‏دست‏حضرت خاتم‏الانبیاء (ص) ظهور یافته است، و قهرا کلمه اسلام بر آن منطبق مى‏گردد و بس. به عبارت دیگر، لازمه تسلیم خدا شدن، پذیرفتن دستورهاى او است، و روشن است که همواره به آخرین دستور خدا باید عمل کرد و آخرین دستور خدا همان چیزى است که آخرین رسول او آورده است‏» . (8)

گفتارى از استاد مطهرى
استاد مطهرى، در این باره سخن جامعى دارد که نقل آن در این جا سودمند خواهد بود:
«دین حق در هر زمانى یکى بیش نیست، و بر همه کس لازم است از آن پیروى کند. این اندیشه که اخیرا در میان برخى از مدعیان روشنفکرى رایج‏شده است که مى‏گویند همه ادیان آسمانى از لحاظ اعتبار در همه وقت‏یکسانند، اندیشه نادرستى است، درست است که پیامبران خدا همگى به‏سوى یک هدف و یک خدا دعوت کرده‏اند، ولى، این سخن به این‏معنا نیست که در هر زمانى چندین دین وجود دارد و انسان مى‏تواند در هر زمانى هر دینى را که مى‏خواهد بپذیرد، بلکه معناى آن این است که انسان باید همه پیامبران را قبول داشته باشد و بداند که پیامبران سابق مبشر پیامبران لاحق - خصوصا خاتم و افضل آنان - بوده‏اند، و پیامبران لاحق مصدق پیامبران سابق بوده‏اند.
پس لازمه ایمان به همه پیامبران این است که در هر زمانى تسلیم شریعت‏هاى پیامبرى باشیم که دوره او است و قهرا لازم است در دوره ختمیه به آخرین دستورهایى که از جانب خدا و به‏وسیله آخرین پیامبر رسیده است عمل کنیم و این، لازمه اسلام، یعنى تسلیم شدن به خدا و پذیرفتن رسالتهاى فرستادگان اوست.
درست است که در دین اکراه و اجبارى نیست (لا اکراه فى الدین) ولى، این سخن به این معنا نیست که دین خدا در هر زمانى متعدد است و ما حق داریم هر کدام را که بخواهیم انتخاب کنیم، چنین نیست، در هر زمانى یک دین حق وجود دارد و بس، هر زمان پیامبر صاحب شریعتى از طرف خدا آمده و مردم موظف بوده‏اند که از راهنمایى او استفاده کنند و قوانین و احکام او را فرا گیرند تا نوبت‏به حضرت خاتم الانبیا (ص) رسید. در این زمان، اگر کسى بخواهد به‏سوى خدا راهى بجوید باید از دستورات دینى او راهنمایى بجوید. قرآن کریم مى‏فرماید «و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فى الآخرة من الخاسرین‏» (آل عمران/ 85) : هر کس غیر از اسلام دینى بجوید، هرگز از او پذیرفته نشود و او در جهان دیگر از جمله زیانکاران خواهد بود.
اگر گفته شود که مراد از اسلام، خصوص دین ما نیست، بلکه منظور تسلیم خدا شدن است.
پاسخ این است که البته اسلام همان تسلیم است و دین، همان تسلیم است، ولى، حقیقت تسلیم در هر زمان شکلى داشته است و در این زمان، شکل آن همان دین گرانمایه‏اى است که به‏دست‏حضرت خاتم‏الانبیاء (ص) ظهور یافته است، و قهرا کلمه اسلام بر آن منطبق مى‏گردد و بس. به عبارت دیگر، لازمه تسلیم خدا شدن، پذیرفتن دستورهاى او است، و روشن است که همواره به آخرین دستور خدا باید عمل کرد و آخرین دستور خدا همان چیزى است که آخرین رسول او آورده است‏» . (8)

پرسش
در دو آیه قرآن کریم، (9) از پیروان آیین اسلام، مسیحیت، یهود و مذهب صائبى یاد شده، و یادآورى شده است که هرگاه آنان به خدا و روز قیامت ایمان داشته و عمل صالح انجام دهند، اهل نجات و رستگارى، خواهند بود. مفاد این دو آیه این است که براى رستگارى، پیروى از اسلام یا آیین خاص دیگرى لازم نیست، آنچه مهم است، ایمان و عمل صالح است.
پاسخ
با توجه به آیاتى که بیانگر این مطلب است که اهل کتاب در زمان پیامبر اکرم (ص) مدعى بودند که یگانه راه نجات این است که فردى به‏عنوان یهودى یا نصرانى شناخته شود «قالوا لن یدخل الجنة الا من کان هودا او نصارى‏» (بقره/ 111)، این گونه آیات در صدد ابطال عقیده مزبور است، یعنى صرف این که انسان خود را به نامهایى چون مؤمن، یهودى، نصرانى یا صائبى بنامد، در رستگارى او کافى نخواهد بود، شرط اصلى رستگارى، داشتن ایمان خالص و عمل صالح است. این مطلب، اختصاص به هیچ دوره و زمانى ندارد. قبل از آمدن شریعت اسلام نیز که آیین مسیحیت، آیین حق بود، تنها انتساب به آن آیین آسمانى مایه نجات و رستگارى نبود، همین‏گونه است در زمان شرایع آسمانى پیشین و در زمان ما (پس از آمدن شریعت اسلام) . حاصل آنکه، آیه‏هاى یادشده، شرط نجات و رستگارى انسان را ایمان راستین به خدا و قیامت، و پیروى از شرایع الهى مى‏دانند و انتساب به یکى از شرایع را کافى در نجات و سعادتمندى انسان نمى‏دانند، و گرچه به لحاظ زمان اطلاق دارد، و شرایع سابق را نیز شامل مى‏شود ولى، با توجه به آیات دیگر قرآن، که جهانى بودن و خاتمیت نبوت پیامبر اکرم (ص) را بیان کرده، حقانیت شریعت در این زمان، مخصوص شریعت اسلام خواهد بود، از آن جهت که جهانى است. با آمدن شریعت اسلام پیروى از شریعت‏هاى پیشین پذیرفته نیست، به‏عبارت دیگر، شریعت اسلام ناسخ شریعت‏هاى پیشین است، و از آن جهت که جاودانى است، پس از آن شریعت دیگرى نخواهد آمد، و پیروى از هر مکتب و آیینى باید با محک آیین مقدس اسلام آزموده شود.

صراط مستقیم و سبل الهى
در قرآن کریم، علاوه بر صراط یا طریق مستقیم که یگانه راه حق و رستگارى است، از سبل الهى نیز سخن گفته شده است. تعابیر: سبیل الرشاد (10) ، سبیل الرشد (11) ، سبل السلام (12) ، سبیل المؤمنین (13) سواء السبیل (14) و قصد السبیل (15) نمونه‏هایى از کاربردهاى سبل الهى در قرآن کریم است. در مقابل سبل الهى، سبل شیطانى قرار دارد، واژه‏هاى: سبیل الطاغوت (16) ، سبیل المجرمین (17) ، سبیل المفسدین (18) ، سبیل الغى (19) و سبیل الذین لا یعلمون (20) ، به سبل شیطانى اشاره دارد.
بنابراین، صراط مستقیم حق محض است، و در آن باطل راه ندارد، ولى سبیل دوگونه حق و باطل دارد. سبیل الهى حق و سبیل شیطانى باطل است. همچنین صراط مستقیم یکى بیش نیست، ولى سبیل الهى متعدد است. چنان که مى‏فرماید: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (عنکبوت/ 69) : کسانى که در راه ما جهاد مى‏کنند را به راههاى خود (راههاى الهى) هدایت مى‏کنیم.
بدون شک، سبیل الهى نیز چون صراط مستقیم حق است، با این حال سبیل الهى کثرت‏پذیر است ولى صراط مستقیم کثرت‏پذیر نیست. از این جا روشن مى‏شود که نسبت میان صراط مستقیم و سبل الهى، نسبت وحدت و کثرت است. و کثرت در سبل الهى، از قبیل کثرت‏هاى طولى است نه کثرت عرضى. کثرت طولى با وحدت ناسازگار نیست. مانند کثرت موجود در مراتب نور که با وحدت حقیقت آن منافات ندارد. از نظر اهل معرفت این‏گونه کثرت تحکیم‏کننده وحدت است، نه ناسازگار با آن.
زلف آشفته او موجب جمعیت ماست چون چنین است پس آشفته‏ترش باید کرد
پلورالیسم دینى مورد نظر جان هیک و همفکران او مربوط به کثرت عرضى ادیان است، نه کثرت طولى. آنان تثلیث مسیحى را با توحید اسلامى، خداى متشخص ادیان وحیانى را با خداى نامتشخص در فلسفه و عرفان هندى برابر مى‏انگارند و همه را تجلى‏ها و تعبیرهاى یک حقیقت مى‏دانند. از نظر عقل بازگشت کثرت‏هاى عرضى و مانعة‏الجمع به وحدت حقیقى امکان ندارد، زیرا به تناقض مى‏انجامد، اما بازگشت کثرت‏هاى طولى به وحدت حقیقى معقول و خردپذیر است.
نسبت صراط مستقیم با سبل الهى را مى‏توان چنین تصویر کرد که صراط مستقیم عالى‏ترین مرتبه هدایت است، و نیل به این مرتبه، در گرو این است که انسان همه سبل امن الهى را بپیماید. اما اگر تنها برخى از این سبل را طى کند، فقط به برخى از درجات و مراتب صراط مستقیم راه یافته است.
به‏عبارت دیگر، هدایت انسان به‏سوى خدا مراحل و مراتب گوناگونى دارد که هر یک از آنها یکى از سبل هدایت و رستگارى است. هرگاه کسى همه سبل هدایت را طى کند; درحقیقت، تمام مراحل و مراتب هدایت را پیموده و به صراط مستقیم راه یافته است. (21)
این مطلب که پیمودن سبل الهى، انسان را به قله هدایت و رستگارى که همان صراط مستقیم است مى‏رساند از آیه 16 سوره مائده به روشنى به دست مى‏آید چنان که مى‏فرماید: «قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین یهدى به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الى النور باذنه و یهدیهم الى صراط مستقیم‏» . از این آیه استفاده مى‏شود که:
1. قرآن کریم و شریعت اسلام نورى است الهى که راههاى رستگارى و رهایى از گمراهى را به بشر مى‏آموزد.
2. شرط بهره‏مندى از نور هدایت قرآن و اسلام، برگزیدن رضایت‏خداوندى (ایمان و اخلاص) است.
3. انسان با عمل خالصانه به رهنمودهاى قرآنى، راههاى رستگارى و رهایى از گمراهى (سبل السلام) را طى نموده و از تاریکى‏هاى کفر و شرک و گناه رهایى یافته و در فضایى آکنده از نور معنوى. و در نتیجه به صراط مستقیم الهى وارد مى‏شود. صراطى که هرگز در آن انحراف راه نخواهد یافت.

خلاصه بحث
1. پلورالیسم دینى به این معناست که گرچه حقیقت مطلق و غایى واحد است، اما راههاى ارتباط با آن متعدد است، و این راهها هیچیک به‏طور کامل به حقیقت غایى نمى‏رسد. بلکه همگى از نوعى هدایت نسبى برخوردارند. بنابراین پیروى از همه ادیان مى‏تواند نجات‏بخش باشد.
2. پلورالیسم دینى، صراط مستقیم را متعدد مى‏داند و به‏جاى یک صراط مستقیم به صراطهاى مستقیم قائل است.
3. از دیدگاه قرآن پلورالیسم دینى مردود است، زیرا قرآن کریم تنها به یک صراط مستقیم قائل است. و راه حق را یگانه مى‏داند، راههاى دیگر، شیطانى و باطل‏اند و انسان را به رستگارى مطلوب نمى‏رسانند.
4. در هر دوره‏اى راه حق و طریق راستین هدایت همان بوده است که پیامبران الهى از جانب خداوند به بشر ارزانى داشته‏اند. یعنى صراط مستقیم، پیوسته در شرایع آسمانى تجلى و تبلور یافته است.
5. با آمدن شریعت جدید الهى، شریعت پیشین منسوخ گردیده، و از درجه اعتبار افتاده است، البته، این سخن بدان معنى نیست که هیچ‏گونه معارف و احکام مشترکى میان شریعت الهى پیشین و پسین وجود نداشته است، بالعکس، مشترکات شرایع آسمانى در زمینه عقاید، اخلاق و احکام فراوان بوده است، ولى به هر حال شریعت جدید دربرگیرنده حقایقى بوده است که در شریعت پیشین نبوده، یا این که برخى از احکام شریعت پیشین را تغییر داده است. روشن است که در مساله حق و باطل در ادیان، مجموع، من حیث المجموع مورد نظر است، نه وجود پاره‏اى از آموزه‏ها و گزاره‏هاى حق و درست، بر این اساس با آمدن شریعت‏بعدى، حق کامل را باید در آن یافت و نه در شریعت پیشین.
6. با آمدن شریعت اسلام، همه شرایع الهى پیشین منسوخ گردیده است. شریعت اسلام هم جهانى است و هم جاودانى، بنابراین، حق و باطل را باید با آن اندازه‏گیرى نموده و هدایت و رستگارى کامل را باید در ایمان و عمل به این شریعت الهى یافت. نه در شرایع یا مکاتب دیگر.
7. در شریعت و آیین حق، کثرت عرضى راه ندارد، ولى کثرت طولى راه دارد. این کثرت‏ها همان سبل الهى را تشکیل مى‏دهند، که درجات و مراتب صراط مستقیم الهى‏اند. از این روى، اگرچه صراط مستقیم یکى بیش نیست، ولى سبل الهى متعدد است، و هر کس به همان اندازه که سبل الهى را برگزیده و مى‏پیماید; از صراط مستقیم بهره‏مند مى‏گردد، و هرگاه همه سبل الهى را برگزیند و بپیماید; به قله صراط مستقیم راه خواهد یافت. رسیدن به چنین درجه و مقامى او را از هرگونه لغزش مصون مى‏دارد.
8. نکره بودن صراط مستقیم در برخى از آیات قرآنى دلیل بر تعدد و کثرت در صراط مستقیم نیست، بلکه این تعبیر به عظمت و اهمیت صراط مستقیم اشاره دارد، چنان‏که درباره قرآن کریم نیز دو تعبیر معرفه و نکره بکار رفته است. همچنین در برخى از آیات، صراط پیامبران به دو صورت معرفه و نکره بیان شده است.
9. آیاتى که ایمان و عمل صالح را شرط رستگارى انسان دانسته، بیانگر این حقیقت است که برگزیدن شریعت آسمانى به تنهایى عامل نجات نخواهد بود، و تنها به این که انسان خود را مسلمان یا یهودى یا مسیحى بنامد، نباید بسنده کند، بلکه باید ایمان راستین داشته و به مقتضاى آن عمل کند. از این مطلب نمى‏توان نتیجه گرفت که پیروى از هر آیینى در زمان ما مى‏تواند نجات‏بخش باشد، زیرا این مطلب با اصل جهانى و جاودانگى اسلام منافات دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها : تکثر گرایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:41 ب.ظ
Hello, i read your blog from time to time and i own a similar one and i was just wondering if you get a lot of
spam responses? If so how do you stop it, any plugin or anything you can advise?
I get so much lately it's driving me mad so any assistance is very much appreciated.
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 05:19 ب.ظ
با درود به شما دوست گرامی
ممنونم از اینکه به نارنمای من سر زدید سپاسگذارم
مطالبت را خواندم نظر ها متفاوت ومجترم جالب بود
بهروز و پیروز باشید
یکشنبه 12 اردیبهشت 1389 09:38 ق.ظ
سلام

از شما تشکر می کنم
شنبه 4 اردیبهشت 1389 11:14 ب.ظ
جالب بود...
یاحق
جمعه 27 فروردین 1389 03:21 ب.ظ
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ

ای کسانی که ایمان آورده اید ، خودتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن ، مردم و سنگهاست حفظ کنید. …

دوشنبه 23 فروردین 1389 04:43 ب.ظ
سلام..ممنون که اومدی..مطالبت رو خوندم..خیلی تخصصی موضوعات رو دنبال میکنی..ولی این خیلی خوبه..بازم ممنون..که اومدی..
دوشنبه 23 فروردین 1389 04:10 ب.ظ
سلام
خواب برگشت آمریکا به این کشور،خوابی پریشان و غیرقابل تعبیر است!
با کاری از اوباما به روزم
دوشنبه 23 فروردین 1389 03:41 ب.ظ
دوست خوبم سلام. وبلاگ با حالی داری. از مطلبت استفاده کردم. از اینکه قدم رو چشم من گذاشتی و به وبلاگم سر زدی و نظر دادی خوشحالم کردی.
به وبلاگت همیشه سر می زنم. لینکت می کنم. موفق باشی.
دوشنبه 23 فروردین 1389 01:52 ب.ظ
سلام
ممنون از آمدنتان
مطالب بسیار آموزنده ای نوشته اید اجرتان با خدای مطهری
دوشنبه 23 فروردین 1389 01:40 ب.ظ
با سلام
با مطلب جدید آپ دیت هستیم.
منتظر نظر گرم شما...
http://neshooone.blogfa.com
با تشكر
دوشنبه 23 فروردین 1389 01:04 ب.ظ
ممنون که سر زدی
وب جالبی دارید
بازم سر بزن خوشحال میشم
دوشنبه 23 فروردین 1389 12:56 ب.ظ
سلام دوست عزیز. مرسی که اومدی
موفق باشی
دوشنبه 23 فروردین 1389 12:45 ب.ظ
سلام مرسی كه به من سر زدید
وب جالبی دارین
موفق باشید
دوشنبه 23 فروردین 1389 11:57 ق.ظ
سلام
متشکرم که سر زدید
دوشنبه 23 فروردین 1389 11:54 ق.ظ
سال نو مبارک
دوشنبه 23 فروردین 1389 11:40 ق.ظ
خب میدونی من فکر می کنم الان هر کسی دین و اسلام و خدا و پیامبرو به روش خودش قبول داره وای یه جور چند تعریفیه و فکر نکنم خوب باشه
دوشنبه 23 فروردین 1389 11:37 ق.ظ
شما لطف دارید دوست خوبم
مطالبتو رو راجب آقای مطهری خوندم.
مطالب جالبی بود
دوشنبه 23 فروردین 1389 11:37 ق.ظ
شما لطف دارید دوست خوبم
مطالبتو رو راجب آقای مطهری خوندم.
مطالب جالبی بود
دوشنبه 23 فروردین 1389 11:24 ق.ظ
وبلاگ جالب و مفیدی دارید...ممنون که به وبلاگ من هم سر زدید موفق باشید
دوشنبه 23 فروردین 1389 11:09 ق.ظ
دوشنبه 23 فروردین 1389 11:07 ق.ظ
سلام دوست عزیز
مطلب خیلی جالب و در خور فکری بود . به هر حال تو تمام ادیان هم نشونه ی اینکه گفته شده یه پیامبر دیگه هم هست که آخرین هست و تکمیل کننده اومده . باید دید اگه واقعا به دینمون و پیامبرمون اعتقاد داریم باید به حرفاشون هم اعتقاد داشته باشیم .
ایشالا که همه هدایت بشن اول خود ما بعد دیگران
موفق باشی
دوشنبه 23 فروردین 1389 10:47 ق.ظ
به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آن جاست
در جمع عزیزترین هایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آن جا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست
زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند
همچون معرفت بر خدا و به خود آیی

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید: آیا «زندگی» را «زندگی کرده ای»؟


--------------------------------------------------------------------------------

حرف آخر: سه چیز در زندگی بشری اهمیت دارد: نخست مهربانی، دوم مهربانی، سوم مهربانی.zakhmedell
مرتضی وخدا در آنجایست که او می گوید ومی خواهد
دوشنبه 23 فروردین 1389 09:45 ق.ظ
salam
omadam daram mikhoonam
دوشنبه 23 فروردین 1389 07:55 ق.ظ
سلام دوسته من وب شما هم جالبه.خسته نباشید
یکشنبه 22 فروردین 1389 10:51 ب.ظ
با سلام
شما لطف دارید
ممنونیم که به وبلاگ ما سر زدین
شما چطور با وبلاگ ما آشنا شدین
اگر مایل بودید تبادل لینک کنیم
یا حسین ع
یکشنبه 22 فروردین 1389 08:40 ب.ظ
سلام
با احترام لینک شدید
یکشنبه 22 فروردین 1389 08:17 ب.ظ
بنام خدا. وبلاگ جالبی دارید. لینکتان کردم. شما نیز لینک کنید. یا علی
یکشنبه 22 فروردین 1389 05:37 ب.ظ
سلام
من لینکتون کردم
یازهرا
یکشنبه 22 فروردین 1389 03:27 ب.ظ
سلام ممنون که بهم سر زدی وب خیلی جالبی دارید و مطالبش عالییه اگه با تبادل لینک موافقید خبرم کنید بازم میام مطالبتون رو بخونم
یکشنبه 22 فروردین 1389 03:09 ب.ظ
salam
vebe khobi dari
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

راه تو به هر جهت که پویند خوش است
وصل تو به هر روش که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
ذکر تو به هرزبان که گویند خوش است
مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :