راه رب
راه تو به هر جهت که پویند خوش است
پنجشنبه 5 فروردین 1389 :: نویسنده : مرتضی

نظریه پلورالیزم، حقیقت و رستگارى را منحصر در دین خاصى نمى‏داند و همه ادیان را به طور نسبى از حقیقت مطلق بهره‏مند مى‏داند. برخى از متفکران نیز این نظریه را برگزیده و به استناد بعضى از آیات قرآن که صراط مستقیم در آنها به صورت نکره آمده است‏بر اثبات تعدد و تکثر صراط مستقیم پاى فشرده‏اند، نگارنده در پى آن است که اثبات کند پلورالیزم دینى از دیدگاه قرآن مردود بوده و صراط مستقیم یگانه است و تعدد و تکثرى در آن راه ندارد. در این راستا به نقد نظریه صراطهاى مستقیم پرداخته و شواهدى از سخنان متفکران آورده و اثبات نموده است که با آمدن شریعت جدید الهى، شریعتهاى پیشین منسوخ گردیده و معیار حق و باطل، شریعت اسلام است که هم جهانى است و هم جاودانى.

پلورالیسم دینى چیست؟
نظریه‏اى است که در دهه‏هاى اخیر در جهان مسیحیت توسط جان هیک (2) فیلسوف دین و متکلم مسیحى معاصر طرح و ترویج‏شده است. مفاد این نظریه به‏اختصار این است که حقیقت و رستگارى منحصر در یک دین نیست، بلکه همه ادیان به طور نسبى از حقیقت مطلق بهره‏اى دارند و هیچ دینى را نمى‏توان یافت که نمونه تمام عیار و کامل دین حق باشد. بر این اساس، پیروى از برنامه‏هاى هر یک از ادیان مى‏تواند عامل نجات و رستگارى انسان باشد.
جان هیک حقیقت غایى و مطلق را یگانه مى‏داند، ولى بر این عقیده است که شناخت آن حقیقت‏به‏طور کامل براى بشر میسور نیست. بدین جهت، دریافت‏هاى معرفتى و شهودى انسان از حقیقت مطلق و غایى متعدد و متکثر است; و همه به‏طور نسبى از آن بهره شهودى و معرفتى دارند. این شناخت‏ها و شهودها پشتوانه و درونمایه آموزه‏ها و گزاره‏هاى دینى‏اند. این آموزه‏ها گوهر دین نیستند، گوهر دین متحول کردن شخصیت انسانهاست. بر این اساس، نباید آموزه‏هاى دینى را بیش از حد مورد تاکید قرار داد. از نظر وى، آموزه‏هاى دینى را نباید همچون نظریه‏هاى علمى، صادق یا کاذب دانست. عقاید و آموزه‏هاى دینى تا وقتى بتوانند دیدگاهها و الگوهاى انسان براى زیستن را متحول سازند، صادق‏اند. انسانهایى که به فرهنگ‏هاى گوناگون معتقدند، در قبال واقعیتى که با آن مواجه مى‏شوند، واکنش‏هاى گوناگونى نشان مى‏دهند. آن آموزه‏ها از این واکنش‏هاى گوناگون حکایت مى‏کنند.
به‏عبارت دیگر، هیک پیش از آن که‏به حقایق کلامى تعلق خاطر داشته باشد، به جنبه‏هاى وجودى و تحول‏آفرین دین تعلق خاطر دارد. دین از آن رو اهمیت دارد که حکایت‏خودمحورانه انسان را به حیاتى خدامحورانه تبدیل مى‏کند. اما این که این حقیقت در قالب چه مقولات و آموزه‏هایى بیان شود، چندان مهم نیست. (3)
برخى از نویسندگان و صاحب‏نظران مسلمان نیز نظریه پلورالیسم دینى را برگزیده‏اند آنان در تایید این نظریه به برخى از آیات قرآن کریم استناد کرده‏اند. از جمله این که قرآن کریم «صراط مستقیم‏» را به صورت نکره آورده است که بر تعدد و تکثر آن دلالت مى‏کند، و نیز برخى از آیات پس از اشاره به پیروان اسلام (مؤمنان) و یهودیان و نصرانى‏ها، یادآور شده است که راه نجات و رستگارى، در ایمان و عمل صالح خلاصه مى‏شود. از این جا مى‏توان نتیجه گرفت که پیروى از آیین یهود و مسیحیت مى‏تواند انسان را به رستگارى برساند، و راه رستگارى در پیروى از آیین اسلام خلاصه نمى‏شود.

نظریه پلورالیزم، حقیقت و رستگارى را منحصر در دین خاصى نمى‏داند و همه ادیان را به طور نسبى از حقیقت مطلق بهره‏مند مى‏داند. برخى از متفکران نیز این نظریه را برگزیده و به استناد بعضى از آیات قرآن که صراط مستقیم در آنها به صورت نکره آمده است‏بر اثبات تعدد و تکثر صراط مستقیم پاى فشرده‏اند، نگارنده در پى آن است که اثبات کند پلورالیزم دینى از دیدگاه قرآن مردود بوده و صراط مستقیم یگانه است و تعدد و تکثرى در آن راه ندارد. در این راستا به نقد نظریه صراطهاى مستقیم پرداخته و شواهدى از سخنان متفکران آورده و اثبات نموده است که با آمدن شریعت جدید الهى، شریعتهاى پیشین منسوخ گردیده و معیار حق و باطل، شریعت اسلام است که هم جهانى است و هم جاودانى.

پلورالیسم دینى چیست؟
نظریه‏اى است که در دهه‏هاى اخیر در جهان مسیحیت توسط جان هیک (2) فیلسوف دین و متکلم مسیحى معاصر طرح و ترویج‏شده است. مفاد این نظریه به‏اختصار این است که حقیقت و رستگارى منحصر در یک دین نیست، بلکه همه ادیان به طور نسبى از حقیقت مطلق بهره‏اى دارند و هیچ دینى را نمى‏توان یافت که نمونه تمام عیار و کامل دین حق باشد. بر این اساس، پیروى از برنامه‏هاى هر یک از ادیان مى‏تواند عامل نجات و رستگارى انسان باشد.
جان هیک حقیقت غایى و مطلق را یگانه مى‏داند، ولى بر این عقیده است که شناخت آن حقیقت‏به‏طور کامل براى بشر میسور نیست. بدین جهت، دریافت‏هاى معرفتى و شهودى انسان از حقیقت مطلق و غایى متعدد و متکثر است; و همه به‏طور نسبى از آن بهره شهودى و معرفتى دارند. این شناخت‏ها و شهودها پشتوانه و درونمایه آموزه‏ها و گزاره‏هاى دینى‏اند. این آموزه‏ها گوهر دین نیستند، گوهر دین متحول کردن شخصیت انسانهاست. بر این اساس، نباید آموزه‏هاى دینى را بیش از حد مورد تاکید قرار داد. از نظر وى، آموزه‏هاى دینى را نباید همچون نظریه‏هاى علمى، صادق یا کاذب دانست. عقاید و آموزه‏هاى دینى تا وقتى بتوانند دیدگاهها و الگوهاى انسان براى زیستن را متحول سازند، صادق‏اند. انسانهایى که به فرهنگ‏هاى گوناگون معتقدند، در قبال واقعیتى که با آن مواجه مى‏شوند، واکنش‏هاى گوناگونى نشان مى‏دهند. آن آموزه‏ها از این واکنش‏هاى گوناگون حکایت مى‏کنند.
به‏عبارت دیگر، هیک پیش از آن که‏به حقایق کلامى تعلق خاطر داشته باشد، به جنبه‏هاى وجودى و تحول‏آفرین دین تعلق خاطر دارد. دین از آن رو اهمیت دارد که حکایت‏خودمحورانه انسان را به حیاتى خدامحورانه تبدیل مى‏کند. اما این که این حقیقت در قالب چه مقولات و آموزه‏هایى بیان شود، چندان مهم نیست. (3)
برخى از نویسندگان و صاحب‏نظران مسلمان نیز نظریه پلورالیسم دینى را برگزیده‏اند آنان در تایید این نظریه به برخى از آیات قرآن کریم استناد کرده‏اند. از جمله این که قرآن کریم «صراط مستقیم‏» را به صورت نکره آورده است که بر تعدد و تکثر آن دلالت مى‏کند، و نیز برخى از آیات پس از اشاره به پیروان اسلام (مؤمنان) و یهودیان و نصرانى‏ها، یادآور شده است که راه نجات و رستگارى، در ایمان و عمل صالح خلاصه مى‏شود. از این جا مى‏توان نتیجه گرفت که پیروى از آیین یهود و مسیحیت مى‏تواند انسان را به رستگارى برساند، و راه رستگارى در پیروى از آیین اسلام خلاصه نمى‏شود.

قرآن و صراط مستقیم
پلورالیسم دینى از دیدگاه قرآن مردود است. از دیدگاه قرآن، طریق حق و راه سعادت و رستگارى بشر جز صراط مستقیم نیست; و صراط مستقیم یگانه است و تعدد و تکثر در آن راه ندارد. صراط در لغت‏به معنى راه روشن است. ریشه این واژه، کلمه صراط به معنى بلعیدن است. گویا صراط (راه روشن) روندگان خود را مى‏بلعد و مانع از آن مى‏شود که از درون آن خارج شوند. واژه مستقیم از قیام به‏معنى ایستادن گرفته شده است. چون در حالت ایستادگى، تسلط و چیرگى بر قوا حاصل مى‏شود، و بازگشت آن به پایدارى و تخلف‏ناپذیرى است.
از این جا روشن مى‏شود که صراط مستقیم راهى است که در هدایت‏بشر و رساندن رهروان به غایت و مقصود خویش، ثابت و تخلف‏ناپذیر است. چنان که مى‏فرماید: «فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فیدخلهم فى رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما» (نساء/ 174) : خداوند کسانى را که به او ایمان آورده و بدو پناهنده شده‏اند به سراى رحمت و فضل خویش وارد مى‏سازد، و به راه خود که راهى است استوار هدایت مى‏کند.
حاصل آن که، صراط مستقیم، در همه کاربردهاى آن در قرآن کریم بر ثبات و پایدارى و تخلف‏ناپذیرى دلالت مى‏کند و مفاد آن در مساله هدایت این است که هر کسى به صراط مستقیم هدایت راه یابد، بدون شک به غایت و کمال مطلوب خواهد رسید. (4)

صراط مستقیم یگانه است
در قرآن کریم، صراط مستقیم گاهى به صورت معرفه «الصراط المستقیم‏» و گاهى به صورت نکره «صراط مستقیم‏» به‏کار رفته است. البته، کاربرد دوم بیش از کاربرد نخست است. تعبیر نخست‏بر معین و مشخص بودن راه دلالت مى‏کند و چنین راه یگانه راهى یکتاست. در این صورت، تعبیر دوم که ترجمه فارسى آن راهى راست است‏بیانگر عظمت و اهمیت آن است نه کثرت و تعدد آن، چون لازمه معنى دوم ناسازگارى در کلام الهى است، درحالى که کلام خداوند از هرگونه ناهماهنگى و ناسازگارى پیراسته است (و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا) : اگر قرآن از جانب غیر خداوند بود در آن اختلاف بسیار مى‏یافتند. (نساء/ 82) .
بنابراین، صراط مستقیم یکى بیش نیست، و آن همان راهى است که پیامبران الهى و مؤمنان راستین برگزیده‏اند، کسانى که خداوند از آنان به‏عنوان نعمت داده‏شدگان یاد کرده است. (صراط الذین انعمت علیهم)، نعمت داده‏شدگان، طبق آیه 69 سوره نساء عبارتند از: پیامبران، راستگویان، شهیدان، صالحان. از طرفى، چون پیامبر اسلام (ص) آخرین پیامبر و شریعت او آخرین شریعت الهى است، و نیز شریعت و آیین او جهانى و همگانى است، پس از آمدن شریعت اسلام، راه راست و طریق حق، منحصر در آن است، چنان که در آیه 69 سوره نساء اطاعت از خدا و پیامبر اسلام را شرط رفاقت و همنشینى با نعمت داده‏شدگان دانسته است (و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا) نکره و نامعین بودن صراط مستقیم (راهى است) در بیشتر آیات، بیانگر عظمت و اهمیت این راه است، این‏گونه تعبیر در زبان عربى شناخته شده و مشهور است، چنان که درباره قرآن کریم نیز هر دو تعبیر معرفه و نکره آمده است، (القرآن العظیم، القرآن الحکیم، قرآن مبین، قرآن مجید) علامه طباطبائى در تفسیر آیه 16 سوره مائده که صراط مستقیم به‏صورت نکره آمده است، یادآور شده است که مقصود از آن یگانه راه راستى است که در آیات دیگر به خدا نسبت داده شده است و نکره بودن آن بر عظمت‏شان و بزرگى مقام آن دلالت مى‏کند. (5)

نقد نظریه صراطهاى مستقیم
از آنچه گفته شد، نادرستى سخن مؤلف صراطهاى مستقیم که نکره آمدن صراط مستقیم در آیات قرآن را دلیل بر «پلورالیسم دینى‏» دانسته و نتیجه گرفته است که صراط مستقیم هدایت، منحصر در یکى نیست، و هر یک از ادیان و مذاهب، مصداقى از صراط مستقیم و جلوه‏اى از آن هستند، روشن گردید. وى چنین گفته است:
«به‏جاى آن که جهان را واجد یک خط راست و صدها خط کج و شکسته ببینیم، باید مجموعه‏اى از خطوط راست دید که تقاطعها و توازیها و تطابقهایى را هم پیدا مى‏کنند، و آیا این که قرآن پیامبران را بر صراطى مستقیم (صراط مستقیم) یعنى یکى از راههاى راست نه تنها صراط مستقیم (الصراط المستقیم) مى‏داند، به همین معنا نیست؟» (6)
از مطالب قبل روشن شد که در قرآن کریم درباره صراط مستقیم دوگونه تعبیر (نکره و معرفه) آمده است و با توجه به این که (الصراط المستقیم) بر یک راه راست در زمینه هدایت دلالت مى‏کند، تعبیر «صراط مستقیم‏» بیانگر عظمت و اهمیت آن است، نه تعدد و کثرت صراط مستقیم. جالب این جا است که دو تعبیر معرفه و نکره درباره صراط مستقیم در مورد پیامبران نیز به‏کار رفته است، چنان که درباره حضرت ابراهیم فرموده است «و هداه الى صراط مستقیم‏» (نحل/ 121) و درباره موسى و هارون مى‏فرماید «و هدیناهما الصراط المستقیم‏» (صافات/ 118) .
از آیات دیگرى که بر یگانگى صراط مستقیم دلالت مى‏کند آیه 153 سوره انعام است، چنان که مى‏فرماید «ان هذا صراطى مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون‏» : این است راه راست من، از آن پیروى کنید، و از راههاى دیگر پیروى نکنید که شما را از راه خدا جدا مى‏سازد، خداوند شما را این گونه توصیه مى‏کند، شاید پرهیزگار شوید.
کلمه «هذا» در آیه یادشده اشاره به مجموعه‏اى از احکام الهى است که در آیات قبل (151- 152) بیان شده است این احکام عبارتند از:
1. شرک نورزیدن به خدا;
2. احسان به والدین;
3. اجتناب از کشتن فرزندان به‏خاطر مشکلات اقتصادى;
4. نزدیک نشدن به پلیدهاى آشکار و پنهان;
5. اجتناب از کشتن افراد بى‏گناه;
6. تصرف نکردن در مال یتیم مگر بر وجه احسن;
7. رعایت اصل توانایى در تکلیف;
8. رعایت قسط در معاملات;
9. رعایت عدالت در گفتار;
10. لزوم وفا کردن به عهد و پیمان.
این موارد دهگانه نمونه‏هایى از اصول و فروع تشریع اسلامى است که پیامبر اکرم (ص) از جانب خداوند ماموریت مى‏یابد تا آنها را بر مردم عصر رسالت‏بیان کند، آنگاه به آنان بگوید که این احکام و معارف توحیدى، صراط مستقیم خداوندند و پیروى از راههاى مخالف با آنها، انسان را از صراط مستقیم جدا مى‏سازد.
عبدالله‏بن مسعود گفته است «پیامبر اکرم (ص)» خطى را در برابر خود رسم کرد و فرمود: این راه رشد است، آنگاه خطوط دیگرى در جانب راست و چپ خود ترسیم کرد و فرمود: این‏ها راههایى است که در هر یک از آنها شیطانى است که مردم را به پیمودن آن فرا مى‏خواند. (7)
نکته دیگر، این که، در یک سیاق، و در جمله به هم پیوسته، هر دو تعبیر معرفه و نکره درباره صراط مستقیم به‏کار رفته‏است، مثلا گفته شده است: صراط مستقیم (راهى راست) آنگاه آن‏را راه خداوند (نه یکى از راههاى خدا) معرفى کرده است، این‏گونه تعبیر بر وحدت و یگانگى راه راست دلالت مى‏کند. مانند این که گفته شود: من تاریخ زندگانى فردى عادل را خوانده‏ام، آنگاه گفته شود: تاریخ زندگى امام على‏بن ابى‏طالب (ع) را که پیشواى عدالت‏خواهان است. از نظر ادبى، عبارت دوم بیانگر عبارت اول (عطف بیان) است. و چون عبارت دوم معرفه (معین و مشخص) است، عبارت نخست هم معین و مشخص خواهد شد.
این‏گونه تعبیر در آیاتى از قرآن کریم، از جمله در آیه 52 و 53 سوره شورى، درباره صراط مستقیم به‏چشم مى‏خورد، چنان که در آغاز فرموده است: اى پیامبر، تو به راهى راست (صراط مستقیم) هدایت مى‏کنى، آنگاه در بیان آن راه فرموده است: راه خداوندى که مالک آسمانها و زمین است، و همه چیز به‏سوى او باز مى‏گردد (صراط الله الذى له ما فى السموات و ما فى الارض، الا الى الله تصیر الامور) .
از مجموع مطالب یادشده، روشن شد که صراط مستقیم یکى بیش نیست، و آن همان راهى است که پیامبران الهى فرا روى بشر قرار داده‏اند، و به مقتضاى این که پیامبر اسلام (ص) آخرین پیامبر الهى و شریعت او آخرین شریعت آسمانى است، پس از بعثت پیامبر اکرم (ص) و آمدن شریعت اسلام، صراط مستقیم مصداقى جز شریعت اسلام ندارد.





نوع مطلب :
برچسب ها : تکثرگرایی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:04 ق.ظ
I like the helpful info you provide in your
articles. I'll bookmark your weblog and check again here regularly.
I am quite sure I'll learn many new stuff right here!
Good luck for the next!
دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 09:38 ب.ظ
شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت
دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم
مددی گر به چراغی نکند آتش طور
چارۀ تیره شب وادی ایمن چه کنم
یکشنبه 12 اردیبهشت 1389 11:07 ق.ظ
یکشنبه 22 فروردین 1389 03:48 ب.ظ
سلام

سپاسگذارم
شنبه 21 فروردین 1389 07:23 ب.ظ
سلام
قشنگ بود موفق باشید.
شنبه 21 فروردین 1389 12:18 ب.ظ
وبلاگتون کلا خوبه...

موفق باشید...

در پناه حق...[بدرود]
شنبه 21 فروردین 1389 12:17 ب.ظ
توی وبلاگتون مطالب خوبی دارید...
شنبه 21 فروردین 1389 12:17 ب.ظ

سلام دوست عزیز...

ممنون از حضورت...و ممنون از دعوت...
پنجشنبه 19 فروردین 1389 10:23 ق.ظ
سلام دوست عزیزم
مطالب مفیدی هستند دستتون درد نكنه.
سال نو رو تبریك میگم
چهارشنبه 18 فروردین 1389 11:11 ب.ظ
salam doste khobam.azizam mer30 az lotfet .eyde toam mobarak sale khobiam dashte bashi.hamrah ba moafaghiyat!ya ali
چهارشنبه 18 فروردین 1389 06:45 ب.ظ
سلام دلاور
تبریک سال نوی ما رو پذیرا باش.
یا علی
سه شنبه 17 فروردین 1389 11:36 ب.ظ
سه شنبه 17 فروردین 1389 05:11 ب.ظ
سلام ممنون که سر زدی با تبادل لینک موافقی
سه شنبه 17 فروردین 1389 04:37 ب.ظ
سلام دوست عزیز و بیدار من .

بیداری نعمتی است که راحت به دست نمی آید . بیایید با هم باشیم .


با پست (دیکتاتوری ، فهم و اندیشه ی مردم و توطئه های رژیم ) آ÷ هستم .
دیدن فرمایید .
یا الله
دوشنبه 16 فروردین 1389 09:07 ب.ظ
کودکان اعتماد می کنند ، زیرا هرگز شاهد خیانت نبوده اند . معجزه آنگاه رخ می دهد که این اعتماد را در نگاه پیری فرزانه ببینیم .
. بوبن

سلام دوست عزیز. ممنونم از حضور و توجه ات. خوشحالم که داستان ها رو پسندیدی.
خسته نباشی . مطالب شما رو خواندم و استفاده بردم. باز هم به کلبه درویشی ما بیا. پایدار باشی
دوشنبه 16 فروردین 1389 03:48 ب.ظ
سلام دوست عزیز
ممنون از حضور گرمتون
یا حق
دوشنبه 16 فروردین 1389 02:51 ب.ظ
استفاده کردم ...

دوشنبه 16 فروردین 1389 11:45 ق.ظ
سلام.ممنونم از حضورتون در وبلاگ خودتون.اینم آخرین نظر بنده تا بهمن 89 انشالله.

مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:
- اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی ..
مرد ایستاد و در همان لجظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید .بهر حال نجات پیدا کرده بود . به راهش ادامه داد .به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت : ....

- ایست
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد شد .بازم نجات پیدا کرد .مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد من فرشته نگهبان تو هستم . مرد فکری کرد و گفت :
-پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی؟!!!
دوشنبه 16 فروردین 1389 08:50 ق.ظ
سلام
ممنونم از حضور شما
مطالب جالبی نوشته اید
موفق باشید
دوشنبه 16 فروردین 1389 12:44 ق.ظ
موسوی واقعاً شكست خورد این هم بعضی از دلایلش به زبان سایت حامی موسوی(پارسینه)
یك سایت حامی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، تصریح كرد نوع حضور وی در تبلیغات انتخاباتی، علنی شدن همراهی اش با هاشمی رفسنجانی، ناتوانی در مناظره و تلاش تاكتیكی برای جذب اصولگرایان از دلایل شكست وی در انتخابات بوده است.
سایت اصلاح طلب «پارسینه» نوشت: استراتژی جذب اصولگرایان و تاكتیك تشكیل ستاد اصولگرایان حامی موسوی عملاً ناموفق از كار درآمد و موسوی نتوانست حامیان اصولگرا و اصلاح طلب را جمع بزند. او از بزرگ ترین و طلایی ترین فرصت خود یعنی تلویزیون به خوبی استفاده نكرد و آن را از دست داد، به سختی می توان قبول كرد كه تبلیغات تلویزیونی و حضور میرحسین در صداوسیما باعث جذب آراء برای وی شده باشد. هر دو فیلم تبلیغاتی میرحسین كه از تلویزیون پخش شد یكی از ضعیف ترین فیلم های تبلیغاتی بود (حتی فیلم تبلیغاتی محسن رضایی بسیار قوی تر از موسوی بود)، حضور تلویزیونی موسوی در سخنرانی های انتخاباتی در صداوسیما هم عملاً بسیار خشك و غیرجذاب بود.
پارسینه اضافه می كند: بزرگ ترین ضربه ای كه میرحسین موسوی در دوران تبلیغات انتخاباتی دریافت كرد به عبارت دیگر مهمترین عامل ناكامی او در این دوره، «مناظره تلویزیونی با محمود احمدی نژاد در 13 خرداد 1388» بود، موسوی بدون آمادگی به میدان آمده بود و كاملا در برابر احمدی نژاد مات شد، از ضعف های گویشی و گفتاری موسوی كه بگذریم نوع حضور میرحسین در مناظره طوری بود كه انگار او اصلاً احمدی نژاد را نمی شناسد. به نظر می رسید موسوی هیچ تخمین و تصوری از حملات آتشین احمدی نژاد ندارد و عملاً در برابر سخن كلیدی احمدی نژاد- كه موسوی را نماینده هاشمی رفسنجانی معرفی كرده بود- سخن یا دفاع قابل تاملی به زبان نیاورد، موسوی این تك قوی احمدی نژاد را با گزینه «نه رد و نه تایید» جواب داد و همین باعث شد فلشی كه احمدی نژاد نشان داده بود در توده های مردم مقبول بیفتد و نامزدی موسوی حاصل كار گروهی «هاشمی و خاتمی» شود.
یکشنبه 15 فروردین 1389 08:40 ب.ظ
سلام
سوادتون خیلی بالاست ،نوشته هاتون در حد و اندازه های من نبود،ولی از خواندن مطالبتان لذت بردم
موفق باشید
یکشنبه 15 فروردین 1389 05:19 ب.ظ
آه بانوی غریب مدینه...
خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند. هیجده تابستانی که به بار نشستند؛ هیجده خزانی که بر باد رفتند و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند....
کوه ها حجم عقده های کبود توست و دریاها چکیده اشک های غریب تو.
...................................................................................
حضرت امام علی ابن موسی الرضا (ع ):
هلال ماه که ظاهر می شد نور فاطمه (س) بر آن غلبه می کرد و کسی نمی توانست نور هلال ماه را ببیند؛ تا این که حضرت فاطمه (س) از آن جا می رفتند آن گاه هلال ماه دیده می شد.
...................................................................................
والهه :
در لغت زن اندوهناک را گویند. فاطمه ی زهرا سلام الله علیها پس از شهادت رسول الله (ص) همیشه در غم واندوه به سر می برد تا به شهادت رسید....
...................................................................................
اَلسَلامُ عَلَیکِ یا ِبنتَ اَفضَلَ اَنبیاءِ اللهَ ورُسُلُه و مَلائِکَةِ الله....
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر و الزمان....
دلهاتان شوریده نینوا یا زهرا ....
یکشنبه 15 فروردین 1389 04:44 ب.ظ
سلام
خواندم نمیتوانم در این مورد نظری بدم
بدرود
یکشنبه 15 فروردین 1389 04:17 ب.ظ
سلام علیکم
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

راه تو به هر جهت که پویند خوش است
وصل تو به هر روش که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
ذکر تو به هرزبان که گویند خوش است
مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :