راه رب
راه تو به هر جهت که پویند خوش است
دوشنبه 3 اسفند 1388 :: نویسنده : مرتضی

بنام خدا

با سلام خدمت شما دوست عزیزم صاحب وبلاگ اعتراض مطالب شما را خواندم و از قلم فرسایی شما لذت بردم امیدوارم که برای رسیدن به حق وحقیقت قدم های تان را آزادانه و آگاهانه با آهنگ صحت وسرعت واقعیت بردارید.

اما دقت هایی به نظرم رسید که خدمتتان معروض می دارم ؛

شما فرمودید هیچ کس نباید ادعای بر حق بودن را داشته باشد ، خوب سوال می پرسم چرا؟ بخاطر عدم تطابق با واقع خوب در این صورت انسانها در انطباق یا عدم انطباق به سه گروه تقسیم می شوند 1- گروی هیچ یک از اعتقادات و رفتار و کرداری ایشان مطابق با واقع نیست، لذا نباید ادعای بر حق بودن را داشته باشند. 2- گروهی که بعضی از اعتقادات و رفتار وکردارهای ایشان مطابقتی با واقع ندارد؛ در نتیجه به نحو کلی نباید ادعای بر حق بودن را داشته باشند 3- عده ای که تمام رفتار واعتقادات و کردار ایشان مطابق با واقع است.

پس به نحو قضیه موجبه کلیه، بنا بر این احتمالات نمی توان گفت؛ (هیچ کس نمی تواند ادعای بر حق بودن را داشته باشد).

یا عدم حقانیت بخاطر این است که به حق دسترسی ندارند خصوصا در مسئله دین 1-چون دین هم پوشانی با علوم انسانی دارد .2- ودر علوم انسانی هیچ چیز اثبات شدنی نیست ؛ که اگر این چنین بود تا امروز یک حکومت و جامعه ی واحدی می داشتیم.

چرا تا به حال حکومت وجامعه واحدی نداشتیم؟ وقتی به تاریخ ادیان مراجعه می کنیم می بینیم همه ادیان برای اثبات دین خود به دلایل منطقی استناد کرده اند؛ پس از سالها می بینیم هر دینی به شدت به دین خود پایبند هستند (این گزارش تاریخی است که باروش تاریخی حاصل می شود) در نتیجه ادله متکاثر هستند؛ اگر یکی دلیلش کاملتر بود حتما غالب می شد؛ اگر ادله مسیحیان قوی تر بود همه مسیحی می شدند؛  اگر ادله مسلمانان کاملتربود همه مسلمان می شدند بنابراین ادله متکافه هستند پس همه ادیان بر حق هستند.

برفرض اینکه مقدمات این استدلال صحیح باشد و ادله هم متکافه باشند؛ آیا از تکافؤ ادله حقانیت مدعیات اثبات می شود؟ یکی ادعا می کند الف ب است ودلیل می آورد ودیگری ادعا می کند الف ب نیست و دلیل می آورد وما به عنوان ناظر می بینیم هر دو برابر اند و ادله هر دو  مستحکم است و هر یک از دو دلیل مدعای خویش را ثابت می کند در اینجا قطعا یکی از دو مدعا غلط است و ما نمی دانیم چون صحت هر دو مستلزم اجتماع نقیضین است و اجتماع نقیضین محال است.

ولی اگر من به عنوان یک بازیگر، یک فیلسوف به ادله بنگرم حتما یکی از ادله را انتخاب می کنم و دیگری را رد می کنم؛ ولی بعنوان ناظر چون بر من مشخص نیست. می بینم نه مسلمانان مسیحی می شوند ونه مسیحیان مسلمان می شوند؛اشکال دیگر که بر این استدلال وارد است؛ اینکه شما اصلا نقل تاریخی را قبول ندارید چطور در اینجا به آن استناد نموده اید ودیگراینکه در اصل این نقل تاریخی حرف بسیار است.

لذا از وجود اختلاف نمی توان قابل اثبات نبودن را نتیجه گرفت والا هیچ سنگی روی سنگ بند نمی شود حتی نمی شود گفت صراطهای مستقیم؛ چون اختلاف هست وهر جا اختلاف باشد هیچ چیز اثبات شدنی نیست !!! نمی توان اعتراض کرد چون در اعتراض اختلاف است ، نمی توان گفت باید به رای اکثریت یا تقویت اقلیت روی آورد چون در همه اینها اختلاف است . می بینید دوست من کار بجایی می رسد که بشر ومعرفت او به سخریه گرفته می شود.

اما اینکه فرمودید باید از عقل نظری به عقل عملی برون رفت داشته باشیم؛ اگر مرادتان این است که انچه را در جهان نظر بدان رسیده ایم جامع عمل بپوشانیم خوب سخنی بس زیبا و پسندیده است که عالم بی عمل همچون زنبوری است بی عسل؛ اما اگر مرادتان تنگنای شهود و شناخت بشر از درک حقیقت است؛ که بهره از اصل معروف کانت در باب معرفت شناختی گرفته است؛ که میان شئ فی نفسه (نومن) و شئ برای ما و در مرحله ظهور آن در دستگاه ادراکی بشر (فنومن) فرق نهاده است.یعنی شکاف عمیق میان معرفت و واقعیت و عالم نمودها از عالم بودها یا اشیاء فی نفسه و پدیدارها است. هنگامی که دینداران می کوشند تا از واقعیت فی نفسه سخن بگویند، فقط می توانند توضیح بدهند که آن واقعیت، چگونه برایشان پدیدار شده است. چگونگی توصیف دینداران از واقعیت فی نفسه، بستگی به مفاهیمی دارد که در تفسیر آن بکار می برند. لیکن محدودیت وتنگناهای شهود و شناخت بشر، تنها می تواند مبیّن وجود کثرت معرفت های بشر نسبت به واقعیت، وعلت پیدایش مذاهب و فرق دینی باشد. لیکن معیاری برای حق دانستن یا ناحق انگاشتن همه ی آنها نخواهد بود. بسان این که تزاحم منافع وتمایلات بشری و محدودیت داده های طبیعی و دست مایه های معیشتی ،علت بروز اختلاف و نزاع در جوامع بشری است، ولی دلیل بر حقانیت همه ی طرف های نزاع نمی باشد. و این در حالی است که پلورالیسم دینی ، به تفسیر یاد شده، در صدد یافتن راه حل تعارض میان پیروان ادیان است.بدین صورت که چون درک وفهم همگان از حقیقت، محدود است، و هیچ یک از آنها با واقعیت، آن گونه که هست ، مطابقت ندارد ، پس هیچ یک حق نخواهد بود، وکسی را نرسد که درک خود راحق ودرک دیگری را باطل شمارد.

ویا اینکه از جمله مزبور  منظور دیگری دارید؛ نمی دانم  ای کاش واژه هایتان را معنی می کردید ومصطلح خود را آشکار تا بحث مان در چهار چوب قرار گیرد.

اما تعریف ها برای دین کرده اند، از اندیشمندان اسلامی تا عالمان علوم انسانی که بررسی آنها در این گفتار نمی گنجد. وتعریفی که ما از دین داریم؛ عبارت است از مجموعه ی حقایق و ارزشهایی که از طریق وحی به وسیله ی کتاب و سنّت به جهت هدایت انسان ها به دست بشر می رسد اعم از اینکه مضامین آن از راه های عادی نیز به دست آیند یا اینکه حس وعقل شهود بشری ازآن اموزه ها محروم باشند البته هیچ گاه نباید آموزه های دینی، خرد ستیز باشند. بنا براین؛ اول اینکه گزاره های حقیقی و ارزشی موجود در متن دینی،از سوی حق تعالی نازل می شود بر این اساس باید به تفکیک میان حق وباطل توجه خاص شود چون دین حق عبارت است از آیین که دارای عقاید درست و مطابق با واقع است و رفتارهایی را مورد توصیه و تاکید قرار دهد که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشد؛ ودین حق آن دینی است که از طرف خدا نازل شده و دین باطل، دینی است که از ناحیه ی غیر خداوند تنظیم و مقرر شده باشد. که این همان راهی است که راه راستین وبی خطر است راه هدایت، راه طبیعت و فطرت پس ممکن است همه این مجموعه، حق و گاهی همه ی آن باطل و زمانی مخلوطی از حق وباطل باشد. اگر مجموعه حق باشد آن را دین حق ودر غیر این صورت ، آن را دین باطل و یا التقاطی از حق وباطل می نامند. پس دینی که مجموع حق وباطل باشد، دینی باطل است؛زیرا مجموعه خارج وداخل، خارج می باشد. علامه طبا طبایی نیز در تفسیر المیزان ذیل آیه ی (و لا یدینون دین الحق) - توبه29- می فرماید: اضافه کردن دین به کلمه حق، اضافه ی موصوف به صفت نیست تا معنایش آن دینی باشد که حق است بلکه اضافه حقیقیه است ومراد به آن دینی است که منصوب به حق است ونسبتش به حق این است که حق اقتضاء می کند انسان آن دین را داشته باشد و انسان را به پیروی از آن دین وادار می سازد.پس بهتر است شما در تعریف خود از دین یک بازنگری داشته باشید پس زاویه داشتن بایدها و نبایدها با تکثر بخاطر گزاره های حقیقی هست ها ونیست هاست که متصف به حق وباطل می شوند. وصد البته آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است وهمیشه آغوش خود را بر روی مباحثات و مناظرات علمی باز گزارده و بیشترین توصیه را به تعقل وتفکر نموده و بهترین اخلاق را در آداب بحث علمی خواسته است.

دوست من؛ بعضی عقل را بالی از بالهای پرواز در آسمان معرفت دینی دانسته اند. لذا تقسیم به درون دینی وبرون دینی در منظر ایشان معنا ندارد؛ واما بنا بر برداشت آن دسته از اندیشمندان که بین ایندو تفاوت گذارده اند ملاک ومعیار برای درون دینی بودن وبرون دینی بودن یک مسئله داده اند؛ همانطور که می دانید یکی از فلسفه های هدایت آسمانی وپیامبر بیرونی عدم دسترسی پیامبر درونی (عقل) به همه معارف برای سیر ورسیدن به سعادت می باشد؛پس اگر موردی بود که عقل را در عرصه معرفت آن قدرت پرواز نبود در آنجا دست به دامان مولفه های وحیانی می شویم لذا در آنجا مطلب ما باید مستدل ومستند باشد والبته در مواردی هم نقش تعیین کننده را در معرفت عقل دارد مانند بداهت وجود خدا، ضرورت دین واحتیاج به وجود راهبری آسمانی که خطا در او راه نداشته باشد. در نتیجه مدعای ما باید مستدل وخالی از انحراف وسفسطه باشد؛ پس بعضی از موارد کلا درون دینی است مانند اینکه نماز صبح دو رکعت است  ونمی توان در باره آن بحث عقلی نمود البته گفتیم مطالب درون دینی نباید خرد ستیز باشند وبعضی مطالب را معیار فقط فهم عقل است وبعضی موارد را در حیطه هردو  می باشد.

صراط مستقیم باید درست معنا شود؛ دامنه صراط مستقیم را عقل از درون وحی از بیرون تشخیص می دهد؛ یعنی تا جایی که عقل روشنی بخش راه باشد تا از چاه جدا شود از آن استفاده می کنیم ودر ظلماتی که عقل خود عصا بدست می گیرد چراغ های وحی روشن می شود ودامنه راه را بر رهروان حقیقت آشکار می کند؛ با نگاهی اجمالی به موارد استعمال صراط مستقیم در قرآن (حدود32) مرتبه روشن می شود مقصود از آن گوهر وحقیقت دین،یعنی تسلیم به امر الهی است.چنانچه، از بعضی از آیات، معرفت ربوبی همراه با تعبد و عبادت حق را صراط مستقیم معرفی می کند(یس61-آل عمران51) از این رو، در بعضی از آیات قرآتی صراط به خود خداوند اضافه شده است.(صراط الله الذی له ما فی السموات و ما فی الارض) - شوری53- و(اعراف16) ودر برخی از آیات دیگرصراط مستقیم  در معنای هدایت در مقابل ضلالت بکاررفته است. (من یشاء الله یضلله و من یشاء یجعله علی صراط مستقیم) –انعام39- بنابراین حقیقت صراط مستقیم همان عبودیت الهی و التزام به دین آسمانی است. صراط مستقیم مانند نور است که در پرتو آن انسان به قرب الهی می رسد و همچنان که حقیقت نور، شدت وضعف دارد. منتهی صراط مستقیم الهی از زمان نخستین پیامبر با تطور زمان و استعداد پیامبران و امت ها رو به تکامل نهاده است. رهیافت وحدت حقیقت صراط، عدم استعمال آن به صورت جمع است. بر خلاف شریعت، منهاج و سبل که به صورت متعدد به صیغه جمع به کار رفته اند، اما رهیافت مشکک و تطور پذیری صراط، استعمال آن در بیشتر موارد به صورت نکره است. به این معنی که هر چند اصل صراط یکی است، اما صراط مستقیمی که حضرت آدم مثلا از آن سخن می گوید و یا بر آن رهنمون شده است، غیر از صراط مستقیمی است که حضرت محمد(ص) آن را ارائه داده و خود بر آن استوار است. در حقیقت این صراط ها در طول هم قرار دارند نه در عرض هم. از این مطالب روشن شد که صراط مستقیم مانند حقیقت اسلام در هر عصری جلوه ومظهری خاص دارد. مثلا، امت یهود تا زمان حضرت عیسی (ع) در صراط مستقیم گام بر می داشتند و اما با ظهور آن حضرت، دوام استقامت صراط آنان بستگی به تسلیم به شریعت عیسی دارد و در صورت نپذیرفتن آن حضرت، نه تنها آنان حظی از صراط مستقیم پیشین خود ندارد، بلکه سر از کفر در خواهند آورد، چنان که حضرت عیسی امت یهود را به صراط مستقیم دعوت می کند وحقیقت آن رااصل توحید و عبادت خداوند ذکر می کند ومی فرماید: (ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم *فلما احس عیسی منهم الکفر قال من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله ءامنا بالله و اشهد بانا مسلمون* ربنا ءامنا بما انزلت و اتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین) آل عمران 51تا53- مداقه در این آیه شریفه، ما را به نکات ظریف و اساسی حقیقت صراط مستقیم و اسلام رهنمون می کند. آیه، حقیقت صراط مستقیم را صرف توحید نمی داند، بلکه رکن دوم آن را عبادت و تبعیت از خدا ذکر می کند و چون یهود به دلیل عدم ایمان به عیسی (ع) فاقد رکن دوم بودند، این ایه آنان را خارج از صراط مستقیم وکافر توصیف می کند. در بخش دوم آیه، حقیقت اسلام و مسلمان شدن را ایمان به کتاب آسمانی و تبعیت از پیامبر عصر حاضر یاد می کند. نکته دیگر اینکه، تعریف فوق از صراط مستقیم اختصاص به عصر حضرت عیسی (ع) و قوم یهود ندارد و با ظهور حضرت محمد (ص) هر کس به دین او نگردد، در حقیقت خارج از صراط مستقیم و کافر خواهد بود.

دوست من می توان به واقعیت به حقیقت آنطور که هست رسید.

دوست عزیز چه زیبا بود تواضع علمی شما در آخر نوشتارتان  همه ما کودکانی در راه معرفت هستیم زیر فوق کل ذی علم علیم به همین خاطر من از شما خاضعانه درخواست می کنم تا از آشفتگی در مباحث، خلط فراوان وامتزاج های متفاوت پرهیز کنید زیرا این خود نمایانگر یک مشکل معرفتی جدیدی است؛ هر چه امتزاج بیشتر ابهام بیشتر؛ به همین خاطر از شما درخواست می کنم اگر خواستیم بحث را ادامه دهیم بر اساس موضوعی معین ، بطور کاملا شفاف، مستدل ومستند ونظام یافته و سامان یافته پیش برویم، واژه ها  واژه شناسی شده تا از غرغاب مغلطه ها و سفسطه ها در امان باشد.

راستی دوست عزیز می دانی چرا به مجلس عزاداری سیدالشهدا روضه می گویند در حالیکه در ابتدا ودر لسان قدما به مئتم (ماتم) معروف بوده؟ همانطور که در کتابهای قدیمی به مئتم الحسین (ع) یادشده؛ علتش اثر کتاب روضه الشهداء نوشته «ملا حسین واعظ کاشفی» (متوفی به سال ۹۱۰ هجری) در محافل عزاداری بوده است که می گفتند برویم مجلس روضه خوانی  یعنی مجلسی که از روی کتاب روضه الشهدا مرثیه می خوانند  تا اینکه این استعمال برای این مجلس تعین پیدا کرد؛مانند خیلی دیگر از وضعهای تعینی درهررشته وکلام، نه اینکه تضاد یا تناقضی در اینجا رخ داده باشد تا محتاج به قائل شدن به نسبیت شویم، تازه باغ وبوستان نمود واقعی مجلس عزاداری سیدالشهدا است بدون هیچ تهافت وتناقضی.

در آخر از خدمت شما معذرت می خواهم که دیر به خدمتتان رسیدم چون گرفتاری ها مجال نمی دادند من جمله کنکور. در پناه حضرت یزدان باشید بدرود.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : نسیبت گرایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 04:44 ق.ظ
Everyone loves what you guys are usually up too. This kind
of clever work and coverage! Keep up the superb works guys
I've included you guys to my own blogroll.
چهارشنبه 18 فروردین 1389 12:05 ق.ظ
وخدا را شکر
یکشنبه 15 فروردین 1389 02:09 ب.ظ
گفتم: «لعنت بر شیطان»!
لبخند زد.
پرسیدم: «چرا می خندی؟»
پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»
گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»
جواب داد:

«نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز. در ضمن این قدر مرا لعنت نکن!»
گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم؟»
در حالیکه دور می شد گفت: «من پیامبر نیستم جوان...
شنبه 14 فروردین 1389 05:49 ب.ظ
تبریك مجدد سال نو
شنبه 14 فروردین 1389 12:56 ب.ظ
سلام
درضمن جوابیه میتوان گفت که دوست عزیز اگرقائل به عدم ادعای حقانیت است همین حرف کافی است دربطلان حرف خود چون اگرقائل به حقانیت نبود این جواب رانمی داد
پنجشنبه 12 فروردین 1389 01:32 ق.ظ
با سلام
فرارسیدن عید باستانی نوروز و آغاز فصل سبز بهار بر شمادوست عزیز مبارك باد...
به امید آزادی تمامی زندانیان دربند و ظهور حق
وبلاگ مرحوم آیه الله العظمی شیرازی
سه شنبه 10 فروردین 1389 02:02 ب.ظ
[بوسه]


ســـتـــایــــش

ــــــــ(setayeshghar.blogfa.com)

ســـتـــایــــش


[بدرود]
سه شنبه 10 فروردین 1389 02:02 ب.ظ
[بوسه]


ســـتـــایــــش

ــــــــ(setayeshghar.blogfa.com)

ســـتـــایــــش


[بدرود]
سه شنبه 10 فروردین 1389 02:02 ب.ظ
[بوسه]


ســـتـــایــــش

ــــــــ(setayeshghar.blogfa.com)

ســـتـــایــــش


[بدرود]
دوشنبه 9 فروردین 1389 02:01 ب.ظ
بیا و تو بشو مرهم زخم تنهایی ام .....
بیا و مگذار بفهمم که اینجا مثل آنجانیست...
بااینکه تو همه جا هستی با من ولی این منم که درک معییت ندارم....

بیا که منتظرتم

بامطلب "بازگشت ما آغاز راه ماست..."
منتظرتانم
پنجشنبه 5 فروردین 1389 04:11 ق.ظ
سلام دوست خوبم
امیدوارم منو فراموش نکرده باشی
با تبریک سال نو و آرزوی بهترین ها برای تو دوست خوبم در سال نو وبلاگم رو بعد از مدتی آپ کردم و امیدوارم منو با حضورت خوشحال کنی و من هم برای جبران مدتی که نبودم تلافی خواهم کرد

http://rmina.blogfa.com

ღنغمه عاشقیღ
سه شنبه 3 فروردین 1389 04:03 ق.ظ
درود
از طریق وبلاگ به اصطلاح دوست ( http://dost88.blogfa.com ) که به تو لینک داده بود پیشت اومدم. با عقیده تو و افکار تو و مطالب چرت و پرتت کاری ندارم. اما چرا گذاشتی اسم وبلاگت تو لینکهای وبلاگ اون موجود آشغال قرار بگیره.

چیزی که برام یقینیه اینه که اگر اون دختر هستش خیلی جندست اگر هم پسره خیلی وحشیه.
تو خجالت نکشیدی که این موجود جنده و خشن تو را لینک کرده؟
ایران امروز به آدمهای باشعور و فهیم احتیاج داره ثابت کن که تو هم باشعور هستی پس به اون جنده بگو اسم تورو از لینکهاش پاک کنه .

دوشنبه 2 فروردین 1389 11:21 ق.ظ
____& __________
_____&&& &&&___
____&&&&&&___
___&&&*&&**__ سلام دوست خوبم کمپانیمون آپ شد
______**&&**__
_______**&&**__
________**&&**____خوشحال میشیم سر بزنی
_______ __$$&$$$_______________$&$$$
______$$&&1111$$$&&_________ &&1111$$&&
___$$&&111111111$$$&&____&&1111111111$$&&
___$&1111111111111$$&&__&&111111111111$$$&
__$&1111111111111111$$&&111111111111111$$$&
__$&111111111$$$$1111$$1111$$$$111111111$$$&
_$$11111111$$$$$$$$$1111$$$$$$$$$1111111$$$&
_$$11111111$$$$$$$$$$1$$$$$$$$$$$11111111$$&
_$$11111111$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$111111111$&
__$111111111$$$$$___*****__$$$$$111111111$$&
__$&1111111111$$$$$$$$$$$$$$$$11111111111$&
___$111111111111$$$$$$$$$$$$111111111111$&
____&11111111111111$$$$$$111111111111111&
_ ____&11111111111111$$11111111&&111$$&&
____ __&&1111111111111111111111&&11$&&
______ __&&111111111111111111111&&1&
_________ _&&11111111111111111$&_&&
__________ ___&&111111111111$$&___&&
__________ ______&&&1111111$&______&&&_&*
____________________&&&111& _____&&&&*
______________________&&&&&$ _______ &*
شنبه 29 اسفند 1388 10:33 ب.ظ
سلام

سال نو مبارك
شنبه 29 اسفند 1388 06:54 ب.ظ
به نام خدا
سلام



یا مقلب،قلب مارا شاد کن
یامدبر،خانه ها آباد کن
یا محول،احسن الحالم نما
ازبدی ها فارغ البالم نما

نوروزتان پیروز هرروزتان نوروز
جمعه 28 اسفند 1388 09:42 ب.ظ
من به خط و خبری از تو قناعت کردم ، قــــــاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست...
.
.
.
.
.
کم پیدایی دوست خوبم!

ایام می آید تا به شما مبارک شود، مبارک شمایید!(شمس تبریزی)
سال نو مبارک
جمعه 28 اسفند 1388 07:03 ب.ظ
سلام
بروزم و منتظر


التماس دعا
یاحق
جمعه 28 اسفند 1388 01:03 ب.ظ
زحمت كشیدی سر زدی ولی میتونستی حضورتو قشنگتر بیان كنی نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بازم گذرت افتاد سر بزن
پنجشنبه 27 اسفند 1388 11:53 ب.ظ
با نام راه رب لینكیدمت
لطفاً منو با نام ستایشگر لینك كن
ممنون
خبرم كن
پنجشنبه 27 اسفند 1388 10:54 ب.ظ
سعادت
سخاوت
سربلندی
سروری
سلامتی
و سرور
که بهترین هفت سین زندگی است را برای شما دوست عزیز آرزومندم . . .
ســــــال نــــــو مـــــبارک[بدرود]
پنجشنبه 27 اسفند 1388 04:17 ب.ظ
سلام به شما دوست عزیز.
پیشاپیش سال جدید رو به شما و همه ی عزیزانتان تبریک میگم و امیدوارم امسال بهار بوی قدمای آقا رو بده.
راستی .
به روزم.......
چهارشنبه 26 اسفند 1388 10:42 ب.ظ
سلام دوست عزیز
شما لینک شدید.لطفا شما هم منو به اسم یاران بهشت لینک کنید و جهت حمایت بیشتر کد لوگوی ما را در وبلگ خود قرار دهید.
چهارشنبه 26 اسفند 1388 03:41 ب.ظ
سلام دوست من
عید نوروز رو پیشاپیش به شما و خانوادتون تبریك میگم.
براتون در سال جدید سلامتی و موفقیت رو آرزومندم.
از اینكه امسال با دوستان خوبی چون شما آشنا شدم خوشحالم.
سه شنبه 25 اسفند 1388 04:56 ب.ظ
با مطلب "آقا مهدی خیلی دوست دارم تو چطور ؟" منتظرتانم
راستی لحظه دیدار نزدیک است ماهم رفتنی شدیم ......حلال کنید.....
سه شنبه 25 اسفند 1388 11:06 ق.ظ
سلام. وبلاگ قشنگی داری من که خیلی خوشم اومد.به وبلاگ من هم سر بزن حتما خوشت میاد.
راستی نظرت با تبادل لینک چیه؟
سه شنبه 25 اسفند 1388 11:03 ق.ظ
سلام. وبلاگ قشنگی داری من که خیلی خوشم اومد.به وبلاگ من هم سر بزن حتما خوشت میاد.
راستی نظرت با تبادل لینک چیه؟
یکشنبه 23 اسفند 1388 05:22 ب.ظ
سال نو مبارک
التماس دعا
شنبه 22 اسفند 1388 09:46 ق.ظ
سلام مرتضی جان وب س....خوب بود-اگر منبع مطالب بزاری خوب تر هم مشه
به وب س...دیگری هم سری بزن
zahed-p.blogsky.com
جمعه 21 اسفند 1388 05:56 ب.ظ
سلام
مرا با نام "ستایشگر"لینك كنید
من شما را با چه نامی لینك كنم
منتظرم خبرم كن.
جمعه 21 اسفند 1388 01:09 ق.ظ
11 روز پس از راهپیمایی عظیم و بی‌نظیر مردم در 22 بهمن كه چشم ‌دوست و دشمن انقلاب را خیره كرد،
میرحسین موسوی در گفت‌وگو با سایت شخصی خود مدعی انتقال مردم شهرستان‌ها به تهران برای این راهپیمایی شد. وی در پایان این گفت‌وگو با بیان اینكه «مراسم چهارشنبه سوری یادمان جشنواره نور علیه تاریكی است» جوانان حامی خود را به حضور در ادامه اغتشاشات فراخواند، هر چند وی با یك حركت به جلو،
مسؤولیت ساختار‌شكنی‌های اجتماعی این روز را از خود سلب كرد آنجا كه می‌گوید:‌«علاقه‌مندان جنبش راه سبز ضمن آنكه به نمادها و مراسم ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نیستند كه این نوع مراسم‌هاباعث
آزار و اذیت مردم شود. مخصوصاً توجه كنیم كه ممكن است مخالفان جنبش بخواهند با برنامه‌‌ای كه قبلاً هم مشابه آن را اجرا كرده‌اند، جنبش سبز را به نام خود كنند.»
وی با این ترفند سعی كرد خود و جنبش اغتشاشگرش را از هرگونه حركت تخریبی این روز مبرا سازد تافضاحت‌های قبلی آنها تكرار نگردد....
ادامه مطلب در وبلاگ..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

راه تو به هر جهت که پویند خوش است
وصل تو به هر روش که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
ذکر تو به هرزبان که گویند خوش است
مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :