راه رب
راه تو به هر جهت که پویند خوش است
یکشنبه 18 بهمن 1388 :: نویسنده : مرتضی

به خاطر خاله مریم

با سلام خدمت دوستان عزیزم چندی پیش به وبلاگی سر زدم که با پستی به عنوان کدام دین از سوی تو آمده است؟ شروع شده بود در این پست به چند مسئله به این شرح اشاره شده : 1- تکثر گرایی 2- تعدد زوجات 3-جهاد 4- تحریف دین 5- احکام سقطه جنین 6- تعبد در احکام 7- ارتداد 8- دین نمی تواند هیچگاه عدالت بر پا کند 9- توصیف بهشت 10- عشق ونفس اماره 11-احکام سنگسار ، ربا، صدای زن و...

که تصمیم دارم بعد از این مطلب نقض به بررسی کلی این مطالب بصورت موجز به پردازم دوستان عزیز هر مطلب رو که مهمتر دونستن تذکر بدن که بیشتر یا زودتر به اون بپردازیم

دوستانی که می خواهند اصل مطلب مریم خانمورو بخونن کامنت بزارند تا آدرسشو بدم

واما بعد

خدایا سلام

خودت بگو...

خبر داری ما نسبی گرا شدیم ، خبرداری از تکثر گرایی ما ؛ میگیم هر دینی بر حقه !!!! بعدشم توش می مونیم

ما دیگر قبول نداریم حقیقت یکیه وادیان الهی متمم همدیگرند و دین خاتمت ناسخ همه شریعتهاست .

اینارو برو به یکی دیگه بگو ما قبول نداریم!

خبر داری یک روز مال توی نه هر لحظه ، فقط تو معبد حاکمی تو بقیه جاها وزمانها هیچکاره ای

تو باید تو معبدت محبوس بشی  وبه به باقیه چیزا کار نداشته باشی

هر وقت دلمون خواست سراغت میایم والا نباید به ما گیر بدی

آخرما اومانیسمو قبول کردیم ، اصلا می دونی اومانیسم یعنی چی؟ انسان محوری یعنی چی؟

البته نه اون انسانی که تو قرانت تعریف کردی (ونفخت فیه من روحی) به باقیه کتاباتم کار نداریم چون دستخوش تحریف واقع شده .

راستی

تو که می گی انسان رو برای تکامل خلق کردی تا مظهر و آینه تو شویم پس چطور نتونستی یک راهنمای معصوم بفرستی (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا) تا دینت از تحریف حفظ کنه و درستشو بدست ما برسونه (تا بقول خاله مریم هرکسی دینو تغییر ندهد بخاطر تسلط برما) (انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون)

یا قدرتشو نداری یا فراموش کردی !!!!(الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تاخذه سنۀ ولا نوم)

داشتم می گفتم

منظورم انسانی بین تولد ومرگه انسانی که مثل سایر حیوانات زندگیه غریزی داره می کنه انسانی که زیست شناسا می گن .

یک چند سوال شرعی دارم؛

این تعبدی که میگن یعنی چه (انی أعلم ما لاتعلمون) باز فراموش کردی به ما عقل دادی ؟

نگی پیغمبر فرستادم بر اونجایی که عقلتون قد نمی ده چون به پزمون بر می خوره مثل اینکه فراموش کردی ما تو دوره پست مدرن هستیم واز قرون وسطی چند دوره می گذره  وبرای ما فرقی نداره همهشو به یک چوب می رونیم (چه اسلام چه مسیحیت )

چیزایی که ما یاد داریم تو یاد داری اصلا؟!!(فوق کل ذی علم علیم)

مگر سقط جنین قتله ...خوب حالا ولش کن !!!!

چندتا در خواست دارم که به

پیغمبرا و

فقها و

عُرفات بگی؛

به پیغمبرا بگو؛

نگن (ان اکرمکم عندالله اتقاکم ) چون عَربا شکم پاره اند هر چی به اونجا باشه و تواون سرزمین برای ما کسر شأن داره

تازه ما از ایرانیای دوره باستان فهمیده تر شدیم اونا چون زبان حقو شنیدن فرهنگ برتر رو قبول کردن اما ما از ایرانیان دوره باستان با فرهنگ تریم !!!!

بگو بهشتو ویران کنند حوریه خوشگل نداشته باشه آخه  تو این دوره زمونه فشن مده

بگو امکانات بهشتو کم کنند؛ مگه نمی بینی مردم این دوره زمونه چقدر اهل تلاش و زحمتند نگی درختا میوه شونو تو دامنم بندازند جلوی در وهمسایه زشته می گن یارو عرب تن پروره حالا یواشکی خواستی باشه ولی کسی نبینه ماکه مایکروفر نداریم ما که غذای آماده نمی خوریم...

بگو حرف از جهاد نزنن اگر قرار خون خونریزی یا صلح اشتی باشه اصل ماییم نه تو

(یه سوال ازخودم دارم بین خواسته های من وخدا چه رابطه ای هست ) به این فکر نکنین ادامه رو داشته باشین

به فقهات بگو؛

حرف از حلال وحرام تقلید نزنن

کی گفته تقلیید یعنی رجوع به کارشناس ما فقط وقتی مریض می شیم باید دکتر بریم خونه خواستیم بسازیم بنا رو کارداریم دیگه چیطی نگو!!!!

بگو حرف از مضاربه وربا و... نزنن چون بنا به عقل (کامل) ما نتیجه همشون یکیه

بگو احکام خار نکنند درباره صدای زنو بازی شطرنج فتوا بدن بزارند آدما خاربشند واگه خواستن کارهای خار وکوچکی انجام بدن مثل حیونات خار آزاد باشند حکمی جلشونونگیره یه وقت !!!!

به عُرفات بگو ؛

دیگه بحث از نفس اماره نکنند چون اسمش شده عشق وهمه مرزها رو در نوردیده

بهشون بگو تجلی یعنی چه  (وخّر موسی صعقا)

چون ما بین درخت (که خدا در آن تجلی کرد نه اینکه درخت خدا شد) وگوساله سامری نمی تونیم فرق بزاریم

ومعیارهم ماییم

به مهدیم بکو نیاد چون دین نه دیروز نه امروز نه فردا نه پس فردا نمی تونه عدالت رو بر قرار کنه

مگه نمی بینی ما جهان رو گلستان کردیم اگه خواست بیاد باید تو دمکراسی رای بیاره

یه موقع فکر نکنی بخاطر خودخواهی انسانی که ما تعریف کردیم عدالت بر قرارنشده نه (اگرم این حرف درسته به روی خودت نیار)

تو (ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم الوارثین) بزار هیچی نگیم باز ضایع میشیم

خودتم اگه خواستی خدا بمونی باید بیای تودمکراسی رای بیاری بهت بگم رقیب داری اره شیطونم ادعای خدای کرده دیگه ماییم مای پیشرفته.....

.

.

.

سبحان الله( خدا منزه است از هر عیب و نقص )





نوع مطلب :
برچسب ها : تکثر گرایی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 02:05 ق.ظ
whoah this blog is fantastic i really like studying your articles.
Keep up the good work! You recognize, a lot of people are searching around for this information, you
can aid them greatly.
یکشنبه 8 فروردین 1389 05:00 ق.ظ
salam khobi
چهارشنبه 28 بهمن 1388 12:01 ق.ظ
سلام
تصادفی اومدم
قول می‌دم دیگه نیام و مزاحم نشم
ولی نظرم سنگینی میكرد و امیدوارم تحملش كنی
كاش آدمایی مث تو یه كم درس می‌خوندن و فكر می‌كردن تا آدمایی مث من یه شب سر راحت زمین می‌ذاشتن.
مرتضی سلام ممنون از تصادفتون اگر منظورتون ادبیاتشه خوب ببخشید اگر محتواش شمارو اذیت کرده خوب بنده تقصیر کار نیستم!!!!
واگر من بی سوادم خوب این همه نظر که دادن رو چی میگید حتما اینها هم خواب رو بر شما حرام کردن ولی امیدوارم بواسطه سواد وخوبی های شما بی سوادی وبدی ما ضرر بجای نرسونه اونقدر شما بزرگ وصاحب نفوذ هستید که اراجیف ما مشکلی ایجاد نکنه بازم ممنو ببخشید که خوابتون پریشون کردم یا موجب این شدم که تعبیر نشه واز شما هم برای تحملش تشکر می کنم
سه شنبه 27 بهمن 1388 09:41 ب.ظ
سلام مرتضی جان -ببخشید دیر سر زدم- وب س خوبی دارید بازهم بیا به امیدداربعدی دوست گرامی
سه شنبه 27 بهمن 1388 05:24 ق.ظ
سلام علیکم
خیلی دیپلم به بالاست
ماکه سوادمون نکشید اما خب "خیلی خوب بود"
راستی اگه منظورتون به تبادل لینکه باید بگم که بنده هم موافقم
فقط اینکه بدون عنوان نمیشه، یه چی بگین
بنده رو هم با عنوان "استاد تنها" مرحمت بفرمایید
یاحق
دوشنبه 26 بهمن 1388 04:23 ب.ظ
...........@@
............@@@
............@@@@@@@@@
...............@@@@@@@@@
....................................@@
....................@@
....................@@@
....................@@@
....................@@@
....................@@@
....................@@@
......................@@
..................................................
@@@...............................@@@
@@@................................@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@
...@@@@@@@@@@@@@@

..................@@...@@
..................@@...@@
......................@@
......................@@
............................
...............@@@@
.............@@.......@
................@@@@@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
..............................@
دوشنبه 26 بهمن 1388 04:11 ب.ظ
سلام

مرسی از اینکه بهم سرزدی

آپتو خوندم ولی چیزی حالیم نشد

ببخش دیگه


آپیدم خبرت میکنم
دوشنبه 26 بهمن 1388 03:14 ب.ظ
سلام

*********************************
پادشه خراسون، گنبد تو چه زرده

آقا آب سقاخونت، دوای هرچی درده

ای گل باغ فاطمه، نگار دل ربایم

وقتی می یام تو حرمت، انگار که کربلایم

ابرای آسمون همه به عشق تو می بارن

مریضا رو برا شفا، تو حرمت می یارن

آره خدا وجودم با عشق تو سرشته

می گن که تربت رضا قطعه ای از بهشته
**********************************

التماس دعا

یا علی
دوشنبه 26 بهمن 1388 03:10 ب.ظ
سلام خسته نباشید. با گدایی منافقین در خیابانهای اروپا به روزم
دوشنبه 26 بهمن 1388 01:33 ب.ظ
سلام خوبی نیستی
یکشنبه 25 بهمن 1388 08:42 ب.ظ
سلام ممنون میشم منو با اسم اتاق مشاوره لینک کنین . من با چه اسمی لینکتون کنم ؟
یکشنبه 25 بهمن 1388 02:05 ب.ظ
سلام
ایام شهادت و سوگواری بر شما تسلیت باد
التماس دعا
یاحق
یکشنبه 25 بهمن 1388 01:02 ب.ظ
شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید است

شهید آوینی
سلام و تشکر از حضورتان ...
یکشنبه 25 بهمن 1388 11:39 ق.ظ
از حماسه بزرگ ۲۲خرداد تا حماسه با شکوه ۲۲بهمن

در روز ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ که حماسه ای بزرگ در تاریخ ایران رقم خورد ۴۰میلیون از مردم ایران پای صندوق های رای رفتند و به نامزد های انتخاباتی خود رای دادند.که پس از اعلام نتایج جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد با ۲۴ میلیون رای رئیس جمهور منتخب ایران شدند.

در این میان جناب میر حسین موسوی با اعلام دروغ کلمه تقلب در انتخابات خواستار برپایی مجدد انتخابات شدند که این کار نشدنی بود.ایشان که دوست نداشتند راهشان قانونی پیش رود طرفداران خود را که به خیابان ها ریختند که با تظاهرات و راهپیمایی های غیر قانونی بتوانند کاری کنند تا خودشان رئیس جمهور شوند.

جناب میرحسین همانند جناب خاتمی فکر میکرد که کشور ایران فقط شهر تهران است.و چون میدید که در شهر تهران بیشتر از بقیه کاندید ها رای آورداند پس فکر میکرد که در انتخابات تقلبی صورت گرفته است.

موسوی آن قدر به این لجبازی های خود ادامه داد تا پای دشمنان هم که منتظر همچین آشوب هایی هستند در این میان باز شد و از آن پس تمام آشوب ها و خود موسوی و طرفدارانش شدند زیر دست دشمنانی همچون انگلیس و آمریکا و اسرائیل.


این آشوب ها از طرف میرحسین ماه ها به طول انجامید و خسارات زیادی را به وجود آورد اما این بی عقلی و نادانی وی ملت ایران را بیدار کرد و سیل بیشماری از طرفداران موسوی از خواب غفلت بیدارشدند و فهمیدند که چه اشتباهی را انجام دادند.و فقط هم طرفداران موسوی را بیدار نکرد.اکثر ملت ایران را بیدار کرد از کوچک و بزرگ.پیر و جوان.همه فهمیدند که موسوی دست نشانده انگلیس است و می خواهد کشور ایران را ۲دستی تقدیم آنها کند.

پس از بی حرمتی موسوی به امام خمینی (ره) و امام حسین (ع)و روز عاشورا خون مردم به جوش آمد ومردم با تظاهراتی بزرگ خواستار نابودی این بی حرمتان از قوه قضاییه شدند. راهپیمایی۹دی ماه که حماسه ای بزرگ را در تاریخ ایران رقم زدمشت محکمی به دهن دشمنان و منافقان و موسوی زد و آن ها را از پا انداخت.

و در روز ۲۲بهمن ۱۳۸۸مردم غیور ایران به همه دنیا نشان دادند که ایران بر پایه اسلام زنده است و راه امام و شهدارا همیشه ادامه میدهد.و نمی گذارند هیچ کس به این کشور حتی چپ نگاه کند.
و این شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همیشه زنده خواهد بود.

شنبه 24 بهمن 1388 07:19 ب.ظ
سلام
وب خوبی دارین
به ما هم سر بزنین ضرر نداره
شنبه 24 بهمن 1388 03:13 ب.ظ
سلام
آناماک تازه شد...
شاید آخرین بارها باشد...

من عاشق خوانده شدنم...
شنبه 24 بهمن 1388 04:42 ق.ظ
سلام
عالی بود
لطفا بحث خداشناسیشو ادامه بدید
ممنون از حضورتئن
بای
شنبه 24 بهمن 1388 01:40 ق.ظ
سلام با لینک موافقی؟
جمعه 23 بهمن 1388 11:54 ب.ظ
سلام برادر خوبم آقا مرتضی عزیز..
خیلی مطلب مهمی گذاشتی ...
الان جای بحث در باره این موضوع هست كه چقدر خدا ی مهربونمون روشناختیم؟ما بندگان ببخشید باعرضه معذرت پر رویی هستیم همیشه طلبكار فقط یه چیز ازش میخوام كه منو به خودم واگزار نكنه...
ممنونم برادر خوبم ...در ضمن رحلت پیامب ر پاكی ها حضرت محمد (ص)و شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی (ع)بر شما وسایر دوستان تسلیت باد ...
جمعه 23 بهمن 1388 11:34 ب.ظ
نشستم
تا آنجا که نیامدی
خود را مهمان یک فنجان قهوه کردم
صبر دیرش شد
رفت
اما هنوزم منتظرت بودم
قهوه هم چه میزبان کم طاقتی ست
او هم رفت
ساعت هم دیرش شد
تند و تند دور خودش می چرخید
اما هنوزم منتظرت بودم
نگرانی اومد
دلم سراغ بی قراری رو گرفت
فنجان قهوه باز هم آمد
و دلم خواست که باز هم بنشینم منتظر
این بار
گفتگو با فنجان قهوه بیشتر طول کشید
اما باز هم نیامدی
او رفت
و من هنوزم منتظرت هستم
شاید فنجانی قهوه
دوباره تنهایی ام را پر کند
اما جای لبخند تو را
چه چیزی می تواند پر کند؟
منتظرم، دیر نکنی
برای هدیه همان لبخند کافی ست
جمعه 23 بهمن 1388 06:22 ب.ظ
ممنون.
لینکت کردم .
منو با: bipasokh(عسل) لینک کن.
جمعه 23 بهمن 1388 05:53 ب.ظ
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)



یا ضامن آهو

یک جرعه از عشق تو

نوشیدم و

مست شدم....

دیوانه شدم...

دیوانه تر از مجنون

به عشقی ابدی وصل شدم



التماس دعا
جمعه 23 بهمن 1388 04:43 ب.ظ

در این شرایط چاره ای جز رجوع به آرای عمومی نیست و صد البته اون رای اکثریت خطا پذیره،به همین دلیل باید به هر اقلیتی این فرصت و امکان داده بشه که بتونه اکثریت بشه و این جز با رسانه امکان پذیر نیست.حال میشه بفرمایید اگه توی این شرایط کسی ادعای صراط مستقیم بودن را داشته باشه و بر اریکه ی قدرت تکیه زده باشه و هیچ احتمالی بر اشتباه بودن تفکر خود و درست بودن تفکر مخالفان قائل نباشه چگونه برای مخالفانش آزادی بیان قائل خواهد شد؟به همون دلیلی که ذکر کردم(برداشت های متفاوت) نتیجه این میشه که عده ی زیادی با تصور این که اسلام جمهوری اسلامی از جنس حکومت علی(حالا با تاریخی که از علی برایمان تعریف کردند،رعایت حقوق مخالف و آزادی،ساده زیستی حاکم و عدالت(این جا منظورم دفاع یا رد کردن اون تصویر نیست،تازه در همان تصویر هم اختلافات و چرایی های فراوان وجود داره))است به جمهوری اسلامی پاسخ مثبت می دهند اما حال که به اشتباه بودن پیش فرض های خود پی برده اند دستان خود را بسته می بینند!
می دونم نوشته ام خیلی رنگ سیاسی گرفت،اما این که من برای شما اثبات کنم با عقل نظری پاسخ شما را می گویم یا با عقل عملی،درون دینی یا برون دینی،اینا برای روی کاغذ بسی مفید خواهند بود،اما این که بیرون کاغذ چه بلایی بر سر ما خواهد آمد؟؟؟
مضافا بر این که مطالعه ی من خیلی اندکه و شاید در برخورد با این واژه ها چون کودکی باشم که شنا یاد نگرفته می خواهد پا در آب دریا گذارد.
به هر حال از عنایت شما مجددا سپاسگزارم
مرتضی اما اینکه فرمودید باید از عقل نظری به عقل عملی برون رفت داشته باشیم؛ اگر مرادتان این است که انچه را در جهان نظر بدان رسیده ایم جامع عمل بپوشانیم خوب سخنی بس زیبا و پسندیده است که عالم بی عمل همچون زنبوری است بی عسل؛ اما اگر مرادتان تنگنای شهود و شناخت بشر از درک حقیقت است؛ که بهره از اصل معروف کانت در باب معرفت شناختی گرفته است؛ که میان شئ فی نفسه (نومن) و شئ برای ما و در مرحله ظهور آن در دستگاه ادراکی بشر (فنومن) فرق نهاده است.یعنی شکاف عمیق میان معرفت و واقعیت و عالم نمودها از عالم بودها یا اشیاء فی نفسه و پدیدارها است. هنگامی که دینداران می کوشند تا از واقعیت فی نفسه سخن بگویند، فقط می توانند توضیح بدهند که آن واقعیت، چگونه برایشان پدیدار شده است. چگونگی توصیف دینداران از واقعیت فی نفسه، بستگی به مفاهیمی دارد که در تفسیر آن بکار می برند. لیکن محدودیت وتنگناهای شهود و شناخت بشر، تنها می تواند مبیّن وجود کثرت معرفت های بشر نسبت به واقعیت، وعلت پیدایش مذاهب و فرق دینی باشد. لیکن معیاری برای حق دانستن یا ناحق انگاشتن همه ی آنها نخواهد بود. بسان این که تزاحم منافع وتمایلات بشری و محدودیت داده های طبیعی و دست مایه های معیشتی ،علت بروز اختلاف و نزاع در جوامع بشری است، ولی دلیل بر حقانیت همه ی طرف های نزاع نمی باشد. و این در حالی است که پلورالیسم دینی ، به تفسیر یاد شده، در صدد یافتن راه حل تعارض میان پیروان ادیان است.بدین صورت که چون درک وفهم همگان از حقیقت، محدود است، و هیچ یک از آنها با واقعیت، آن گونه که هست ، مطابقت ندارد ، پس هیچ یک حق نخواهد بود، وکسی را نرسد که درک خود راحق ودرک دیگری را باطل شمارد.
ویا اینکه از جمله مزبور منظور دیگری دارید؛ نمی دانم ای کاش واژه هایتان را معنی می کردید ومصطلح خود را آشکار تا بحث مان در چهار چوب قرار گیرد.
جمعه 23 بهمن 1388 04:42 ب.ظ
در گروه نخستین سخن از یه قرارداد یا بدیهیاتی است که نظر شخصی ما در صحت اون بی تاثیره یعنی اگه تمام مردم دنیا بگن دو به دو سه میشه باز دو به دو چهار خواهد بود،مگر این که قرارداد کنند که چهار را از امروز سه صدا کنند و طبیعتا سه هویت قبلی خود را فراموش کند(اگر چه چنین کاری در خوش بینانه ترین حالت هیچ ضرری نداشته باشه،سودی هم نخواهد داشت)در گروه دوم تا امروز علم بشر به این نتیجه رسیده که فلان ویروس عامل فلان بیماری است،ممکنه فردا بر حسب تجربه به نتیجه ی دیگه ای برسه،اما تا اون زمان چاره ای نداریم جز پذیرفتن صحت اون گزاره،در این جا هم میل،سلیقه و نظر شخصی تاثیری در عامل بیماری نداره.در این جا هر کسی حرف جدیدی داره باید به شکل تجربی اونا ثابت کنه.اما در گروه سوم که مربوط به علوم اجتماعی و سیاسی میشه و دین بیشترین هم پوشانی را با این گروه داره.در این مباحث هیچ چیز اثبات شدنی نیست(از خدا گرفته تا نوع حکومت،از روان شناسی تا جامعه شناسی)،که اگر این چنین بود تا امروز یک حکومت و جامعه ی واحد می داشتیم.حتی برای بررسی صحت نظریه و تئوری ها نیاز به گذشت زمان و تجربیات چندین نسله و حتی نمی تونیم به سرعت گروه دوم کارآمدی(نه صحت)صحبت های خود را به شکل تجربی اثبات کنیم.به همین دلیل سر و کله ی نسبیت و کثرت پیدا میشه.اگر در دو گروه قبلی در برخورد با هر واژه ای با حداکثر تشابه در برداشت رو به رو هستیم در این جا برداشت ما از یه واژه ی یکسان گاه به تضاد 180 درجه ای می انجامد(برای مثال شما به من می فرمایید:"بیا بریم روضه"،خب روضه در لغت به معنای باغ و احتمالا تفریح و شادی است اما در حالی که منظور شما عزاداری و گریه است)،حال چگونه می تونیم از صراط مستقیم سخن گوییم؟آری مسلما یه راه نسبت به تمامی راههای دیگه سریع تر و بیشتر مزیت را خواهد داشت،اما این که چه کسی قدم در اون راه گذاشته؟؟؟شاید زمان بهترین قاضی باشه،اگر چه خود اون زمان در ظرف زمانی بزرگتر به چالش کشیده خواهد شد.
مرتضی چرا تا به حال حکومت وجامعه واحدی نداشتیم؟ وقتی به تاریخ ادیان مراجعه می کنیم می بینیم همه ادیان برای اثبات دین خود به دلایل منطقی استناد کرده اند؛ پس از سالها می بینیم هر دینی به شدت به دین خود پایبند هستند (این گزارش تاریخی است که باروش تاریخی حاصل می شود) در نتیجه ادله متکاثر هستند؛ اگر یکی دلیلش کاملتر بود حتما غالب می شد؛ اگر ادله مسیحیان قوی تر بود همه مسیحی می شدند؛ اگر ادله مسلمانان کاملتربود همه مسلمان می شدند بنابراین ادله متکافه هستند پس همه ادیان بر حق هستند.
برفرض اینکه مقدمات این استدلال صحیح باشد و ادله هم متکافه باشند؛ آیا از تکافؤ ادله حقانیت مدعیات اثبات می شود؟ یکی ادعا می کند الف ب است ودلیل می آورد ودیگری ادعا می کند الف ب نیست و دلیل می آورد وما به عنوان ناظر می بینیم هر دو برابر اند و ادله هر دو مستحکم است و هر یک از دو دلیل مدعای خویش را ثابت می کند در اینجا قطعا یکی از دو مدعا غلط است و ما نمی دانیم چون صحت هر دو مستلزم اجتماع نقیضین است و اجتماع نقیضین محال است.
ولی اگر من به عنوان یک بازیگر، یک فیلسوف به ادله بنگرم حتما یکی از ادله را انتخاب می کنم و دیگری را رد می کنم؛ ولی بعنوان ناظر چون بر من مشخص نیست. می بینم نه مسلمانان مسیحی می شوند ونه مسیحیان مسلمان می شوند؛اشکال دیگر که بر این استدلال وارد است؛ اینکه شما اصلا نقل تاریخی را قبول ندارید چطور در اینجا به آن استناد نموده اید ودیگراینکه در اصل این نقل تاریخی حرف بسیار است.
لذا از وجود اختلاف نمی توان قابل اثبات نبودن را نتیجه گرفت والا هیچ سنگی روی سنگ بند نمی شود حتی نمی شود گفت صراطهای مستقیم؛ چون اختلاف هست وهر جا اختلاف باشد هیچ چیز اثبات شدنی نیست !!! نمی توان اعتراض کرد چون در اعتراض اختلاف است ، نمی توان گفت باید به رای اکثریت یا تقویت اقلیت روی آورد چون در همه اینها اختلاف است . می بینید دوست من کار بجایی می رسد که بشر ومعرفت او به سخریه گرفته می شود.
جمعه 23 بهمن 1388 04:41 ب.ظ
با سپاس از استاد خودم
نخست این که من خدمت شما گفتم:" نسبی گرایی و تکثر گرایی به معنای ارزش گریزی و لاقیدی نیست،بلکه منظور اینه که هر کس بهره ای از حقیقت برده،تو باید تمام آرا را بشنوی و هر لحظه از نو جرات اندیشندن و خطر کردن برای پذیرفتن آرای مخالف را داشته باشی.مطمئن باش تو به سوی حقیقت آرام آرام گام خواهی برداشت."عنایت داشته باشید گفتم هر کس،نه هر جمله.و معنای کلام من این نبود که حقیقتی وجود نداره،بل منظورم اینه هیچ کس نباید ادعای حق بودن داشته باشه.خب مشکل ما در تعریف همین واژه های ذات،قید و ارزشه.شاید برای من بی قیدی،بی ذاتی و بی ارزشی،قید،ذات و ارزش باشن و گزاره ی منطقی شما"سلب ذاتی از ذات نشاید مگر به رفع ذات"اونا به چالش بکشه،اما برای زندگی می بایست از عقل نظری به عقل عملی برون رفت داشته باشیم.این که فرمودی مبحث درون دینی یا برون دینی،مسلما اگه دین را مجموعه ای از احکام حرام و حلال و بکن ونکن بدونیم،نمی تونه دورن دینی باشه.چنین دینی همواره در پی صف بندی و مرز بندی خواهد بود و صد البته با تکثر زاویه خواهد داشت.دینی که خود را کامل و منزه از هر گونه نقد بدونه،چگون می تونه با افکار و عقاید مخالف و حتی با ادیان دیگه ای که مارک "تحریف" را پیشاپیش برای اونا سفارش داده کنار بیاد؟شما اگه انتظار داری من از احادیث و آیات قرآن برای شما دلایل نقلی بیارم چنین کاری دیگه عقلی نخواهد بود و اگه انتظار داری از همان منابع از دلایل عقلی سخن بگویم،خب به راحتی مرا متهم خواهی کرد به ندانستن علم کلام،علم حدیث و ... و صد البته این که می بایست به مراجعی مراجعه کنم که عمر خویش را در این راه صرف کرده اند.اگر در علوم ریاضی دو به اضافه ی دو همواره چهار میشه و در علوم تجربی دلیل فلان بیماری فلان ویروسه،در علوم انسانی هیچ کس نمی تونه سخن از قطعیت،حقانیت و انحصار طلبی داشته باشه.
مرتضی بنام خدا
با سلام خدمت شما دوست عزیزم صاحب وبلاگ اعتراض مطالب شما را خواندم و از قلم فرسایی شما لذت بردم امیدوارم که برای رسیدن به حق وحقیقت قدم های تان را آزادانه و آگاهانه با آهنگ صحت وسرعت واقعیت بردارید.
اما دقت هایی به نظرم رسید که خدمتتان معروض می دارم ؛
شما فرمودید هیچ کس نباید ادعای بر حق بودن را داشته باشد ، خوب سوال می پرسم چرا؟ بخاطر عدم تطابق با واقع خوب در این صورت انسانها در انطباق یا عدم انطباق به سه گروه تقسیم می شوند 1- گروی هیچ یک از اعتقادات و رفتار و کرداری ایشان مطابق با واقع نیست، لذا نباید ادعای بر حق بودن را داشته باشند. 2- گروهی که بعضی از اعتقادات و رفتار وکردارهای ایشان مطابقتی با واقع ندارد؛ در نتیجه به نحو کلی نباید ادعای بر حق بودن را داشته باشند 3- عده ای که تمام رفتار واعتقادات و کردار ایشان مطابق با واقع است.
پس به نحو قضیه موجبه کلیه، بنا بر این احتمالات نمی توان گفت؛ (هیچ کس نمی تواند ادعای بر حق بودن را داشته باشد).
یا عدم حقانیت بخاطر این است که به حق دسترسی ندارند خصوصا در مسئله دین 1-چون دین هم پوشانی با علوم انسانی دارد .2- ودر علوم انسانی هیچ چیز اثبات شدنی نیست ؛ که اگر این چنین بود تا امروز یک حکومت و جامعه ی واحدی می داشتیم.
جمعه 23 بهمن 1388 01:54 ب.ظ

اگه با خودم می بردم که الان اینجا نبودم!
اگه دوست داری لینکت کنم بگو با چه اسمی لینکت کنم؟
و اگه دوست داری لینکم کنی بگو تا بگم با چه اسمی لینکم کنی.
جمعه 23 بهمن 1388 01:52 ب.ظ
مرسی از حضور گرمت
لطف کردی
جمعه 23 بهمن 1388 11:04 ق.ظ
اینروزا از این مطالب و سوالات زیاد میبینیم ومیشنویم جو سیاسی و اقتصادی و....فعلی كشور هم بیشتر به این مسایل دامن میزنه .مثلا من و خونواده من معتقد به یه اصولی هستیم ولی جوونترای خونواده قبول نمیكنن و همین حرفایی رو میزنن كه دوست ما اشاره كردند .من خودم گاهی واقعا میمونم چی بگم جز اینكه به حال خودمون متاسفم
مرتضی دوست من به مباحاثات حقیر با protester توجه کنید شاید جالب باشد
جمعه 23 بهمن 1388 01:23 ق.ظ
سلام
شما با نام راه رب لینک شدین در صورتی که اسم دیگه ای مورد نظرت هست اطلاع بده

موفق و پیروز باشی
جمعه 23 بهمن 1388 12:58 ق.ظ
سلام جالب بود

رحلت پیامبر اکرم (ص)٬شهادت دومین نور ولایت،امام حسن مجتبى (ع)و

شهادت امام رضا (ع)را تسلیت مى گویم.

موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

راه تو به هر جهت که پویند خوش است
وصل تو به هر روش که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
ذکر تو به هرزبان که گویند خوش است
مدیر وبلاگ : . .
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :