السلام علیک یا ابن رسول الله

سلام برتو باد ای پسر پیغمبر

توضیح این فقره از زیارت عاشورا را به شما دوستان عزیز تقدیم می کنم.

کلمه ابن مشتق از بناست به خاطر اینکه وجود پسر مبتنی بر وجود پدر است.(مجمع البیان1/181)امام حسن وامام حسین علیهماالسلام وسایر ائمه فرزندان پیغمبرند ولی بعضی گفتند سیادت ونسبت از طرف پدر هست فقط وامامان معصوم علیهم السلام از طرف پدر به پیامبر نمی رسند به همین خاطر به این مساله می پردازم. چندین آیه در قرآن وهمچنین روایات زیادی بر این مساله دلالت می کنه که من به بعضی از اونها اشاره می کنم: اول به آیه از قرآن اشاره می کنم که درباره مباهله پیامبر با مسیحیان نجران نازل شده  (فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا ونساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین) که خلاصه مضمون ایه اینه که: اگر کسی با تو ای پیغمبر بله مجادله پیش بگیرد و در امر مخلوق بودن عیسی بی پدر همچون آدم از در خصومت در آید بگو با او بیاید تا بخوانیم پسران ما و پسران شما را وزنان ما وزنان شما را و خودهای ما و خود های شما را از آن ، پس به در گاه احدیت تضرع ودرخواست کنیم، پس لعنت و دوری از رحمت الهیه را نصیب درغوگویان سازیم.

این آیه شریف دلالت داره بر اینکه حسنین علیهما السلام  فرزندان پیغمبرند. ودر داستان مباهله همه اذعان دارند که پیامبر امام حسن وامام حسین علیهما السلام رو برای مباهله با مسیحیان نجران برد. در نتیجه منظور از ابنا در آیه این دو بزرگوارند. و همچنین آیه تطهیر (احزاب 33) وایه 23 سوره نساء به کمک روایتی در کتاب کافی( کافی ج 8 ص 317) آمد دلالت درارد بر اینکه ایشان فرزندان پیغمبرند. آیه نام گروهایی را می برد که ازدواج با انها حرام است که یک گروه از آنها همسران فرزندان از صلب مرد است(و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم) یعنی ازدواج با همسران فرزندان از نسل خود حرام است نه فرزند خوانده وامام حسن وامام حسین علیهما السلام فرزندان واقعی ایشان هستند نه زید که فرزند خوانده پیامبر بود. در ادامه این روایت امام باقر علیه السلام از ابو الجارود می پرسد با چه آیه ای احتجاج می کنید مبنی بر اینکه امام حسن  وامام حسین علیهما السلام فرزندان پیغمبرند ؟ پاسخ داد: به آیه ( و من ذریته عیسی) سوره انعام آیه 84   که عیسی را فرزند ابراهیم می داند. ونزدیک به این استدلال است داستان امام موسی کاظم علیه السلام با هارون که از حضرت سوال کرد: چگونه خود را به پیامبر منتسب می کنید در حالیکه آدمی را نسبت به پدر کنند وفاطمه علیها السلام زن بود وشما از طرف مادر به پیامبر می رسید. امام فرمودند:اگر پیامبر زنده شوند ودخترت را خواستگاری کنند آیا اجابت می کنی؟ عرض کرد: چرا اجابت نکنم! بلکه افتخارم این است. امام علیه السلام فرمودند: اما ایشان دختر مرا خواستگاری نمی کنند ومن دخترم را به عقد ایشان در نمی آورم . عرض کرد چرا؟ فرمود: چون ایشان پدر وپدر فرزندان من است ولی پدر تو نمی باشد. هارون تصدیق کرد.و گفت احسنت یا موسی بن جعفر علیه السلام. (احتجاج ج 2 164)





طبقه بندی: امامت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در یکشنبه 27 آذر 1390 توسط مرتضی
مسیح را عیسویان پسر خدا می خوانند آیا این به چه معنا می تواند باشد؟ هیچ کس به معنای حقیقی نمی گوید عیسی پسر خداست. اما به معنای مجازی این لفظ بر او اطلاق شده است،در معنای مجاز باید وجه شبه ای بین دوچیز که یکی به دیگری شباهت داده می شود باشد. حال آیا عیسی که پسر خدا خوانده شده است وجه نزدیکی او به خدا چه می تواند باشد؟ چند احتمال داده شده که به آن می پردازیم
خلقت بدون واسطه
بعضی او را پسر خدا خواندن از این جهت که خدا او را همچون آدم بی واسطه آفرید، عدم واسطه ای چون پدر ،موجب شد تا عیسی را پسر خدا به خوانند که طبق این بیان باید آدم را نیز پسر خدا گفت چون او هم بی واسطه به عالم وجود آمد. که البته مشکلی دامنگیر این تعبیر نمی باشد.
رابطه تشریفی
وجه دیگری اینکه اورا پسر خدا خواندند پرده از رابطه خیلی نزدیکی بین او وخدا بر می دارد که ما بین هیچ یک دیگر از پیامبران و خدا چنین رابطه ای بر قرار نیست . واین پسر خواندگی یک رابطه تشریفاتی می باشد.
اتحاد در ذات
واخرین شباهتی را که می توان در نظر گرفت این است که عیسی از جنس خداست آنها از حیث جنس با هم متحدند. که بیشتر مسیحیان به همین معنی معتقد می باشند.
واین معنا، صحیح نمی باشد وخلاف عقل وفطرت ادمی است.
واما ثار الله چند معنی دارد که به آن می پردازیم:
یکم: ثار به معنی مصدری باشد ولفظ اهل ازابتدای آن حذف شده ودر تقدیر گرفته شده است. واضافه ثار به الله ، اضافه مصدر به فاعل می باشد؛یعنی : ای اهل طلب کردن خدا،خون تو را.و این معنی خلاف ظاهر عبارت است و باید لفظ اهل را در تقدیر بگیریم در حالی که تقدیر گرفتن شایسته نیست1.
دوم: ثار در اصل ثائر باشد واینگونه معنی شود:در راه خدا و برای خدا خونخواهی کرد. یعنی امام حسین علیه السلام به خاطر خون های ناحقی که در دولت معاویه و یزید ریخته شده به خون خواهی برخواست2. که اشکالات فنی لفظی ومعنوی بر آن وارد است.
سوم:این که ثار به معنای دم وخون باشد و جمله نازاله منزله این معنی باشد که اگر خدا خون داشت تو بودی مانند ید الله و... که این معنی هم صحیح نیست چون ثار به معنی خون ریخته شده قابل قصاص است نه هر خونی.
چهارم: ثار معنای مفعولی بگیرد وبه معنای قتیل باشد که در نتیجه بشود:ای کسی که خدا خون خواه تو است.که اهل لغت این معنا  ا برای ثار به کار نبرده اند.
پنچم:ثار به معنای خون طلب شده باشد وعلت اضافه شدنش به کلمه الله این است که ولی حقیقی او مطالب کننده خون او می باشد3. که این معنی بهترین معنای می تواند برای ثار الله باشد.
نتیجه گیری که می توان از معانی ثارالله کرد این است که اشکالی که بر پسر خدا بودن عیسی وارد است بر ثارالله بودن حسین نمی تواند باشد.
لذا ما می گوییم عیسی روح الله است نه ابن الله وحسین ثارالله وابن ثاره.
1. محدث مجلسی ، کتاب مزار بحار.
2 .مجمع البحرین، ذیل ثار.
3 .میرزا ابوالفضل تهرانی، شفاء الصدور. ص186.
---------------




طبقه بندی: امامت،  مسیحیت، 
برچسب ها: ثارالله،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در یکشنبه 6 آذر 1390 توسط مرتضی
عمران صابی گفت: درباره خدای حکیم می پرسم که او در چه چیزی می باشد ؟ و آیا چیزی او را احاطه نموده است؟ و آیا از چیزی به چیز دیگر تغییر مکان می دهد؟ یا نیاز به چیزی دارد؟ (یعنی خدا کجاست؟ قد وقواره اندازه او چقدر است؟ آیا می تواند جای خود را تغییر دهد. مثلا اگر در آسمان است آیا به زمین می آید؟! امام علیه السلام  وقتی شروع به پاسخ دادن کردن از او در خواست دقت کردن چون سوالش به ذهن خیلی ها شاید بیاد وفهمیدن پاسخش احتیاج به توجه ودقت دارد، لذا پاسخ رو طبق ذهنیت سوال کننده می دهند.)
امام علیه السلام: اگر خداوند مخلوقات را بخاطر نیاز به ایشان خلق کرده بود جائز بود که بگوییم به سمت مخلوقاتش تغییر مکان می دهد، چون به آنان نیاز دارد.( یعنی اگر خدا حجم داشت و فضایی را اشغال می کرد ونیاز هم داشت ومخلوقین را هم برای رفع نیازش خلق کرده بود ، باید به طرفه مخلوقین می رفت واز جایی به جای دیگری منتقل می شد.)
امام علیه السلام: ولی او چیزی را از روی نیاز خلق نکرده است. واو همیشه ثابت بوده است.(یعنی حجم ندارد تا جایی را اشغال کند تا اینکه از جایی به جای دیگر نقل مکان کند پس به طرف مخلوقین خود حرکت نمی کند وآنها نمی توانند برای او کاری انجام دهند تا رفع حاجت کنند در نتیجه خدا به آنها احتیاجی ندارد.)
امام علیه السلام:و (خدا ) همیشه ثابت بوده است نه در چیزی و نه بر روی چیزی (کسی که حجم ندارد این حرف ها برای او معنی ندارد) الا اینکه مخلوقات یک دیگر را نگاه می دارند وبرخی بر برخی دیگر داخل شده و برخی از برخی دیگر خارج می شوند و خداوند متعال با قدرت خود تمام اینها را نگاه می دارد.( ذهن مادی همه چیز را مادی تفسیر می کند لذا سوالهایی چون خدا کجاست وامثال ان را می پرسد وامام علیه السلام طبق همین فضا ذهنی پاسخ می دهد.) و نه در چیزی داخل می شود و نه از چیزی خارج می گردد. و نه از نگاه داری آنان عاجز است.
مناظره دراینجا که دیگر غروب شده بود به پایان رسید. این مناظره را از کتاب احتجاج شیخ طبرسی ترجمه اقای جعفری جلد دوم  بود
ممنونم از هم راهی تون.





طبقه بندی: توحید، 
برچسب ها: نیاز به مخلوقات،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در سه شنبه 24 آبان 1390 توسط مرتضی
روز عید و خوشحالی
با توجّه به عظمت عید غدیر و مناسبتهای مهمّی كه در آن واقع شده است كه همه به نوعی در مسیر ولایت و امامت می‌باشند، جا دارد كه مردم این روز را عید بگیرند و خوشحالی نمایند و به شكرانه ولایت‌پذیری، اعمال خیر انجام دهند.
حضرت صادق علیه السلام دربارة عظمت غدیر در حالی كه روزه‌دار بود، فرمود: «هَذَا یَوْمٌ عَظِیمٌ عَظَّمَ اللَّهُ حُرْمَتَهُ إِلَى أَنْ قَالَ فَقِیلَ لَهُ مَا ثَوَابُ صَوْمِ هَذَا الْیَوْمِ قَالَ إِنَّهُ یَوْمُ عِیدٍ وَ فَرَحٍ وَ سُرُورٍ وَ یَوْمُ صَوْمٍ شُكْراً لِلَّهِ وَ إِنَّ صَوْمَهُ یَعْدِلُ سِتِّینَ شَهْراً مِنْ أَشْهُرِ الْحُرُمِ  این روز بزرگی است كه خداوند احترام آن را بزرگ شمرده است. پس گفته شد: ثواب روزة این روز چیست؟ فرمود: این روز، روز عید و خوشحالی و شادمانی است و روز روزه گرفتن جهت شكرگذاری خداوند است و روزه آن معادل روزه گرفتن شصت ماه از ماه‌های حرام است.»
مفضّل بن عمر از حضرت صادق علیه السلام نقل كرده است كه آن حضرت در مورد فضیلت غدیر فرمود: «.... وَ إِنَّهُ الْیَوْمُ الَّذِی أَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِیّاً علیه السلام لِلنَّاسِ عَلَماً وَ أَبَانَ فِیهِ فَضْلَهُ وَ وَصِیَّتَهُ فَصَامَ شُكْراً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ الْیَوْمَ وَ إِنَّهُ لَیَوْمُ صِیَامٍ وَ قِیَامٍ وَ إِطْعَامٍ وَ صِلَةِ الْإِخْوَانِ وَ فِیهِ مَرْضَاةُ الرَّحْمَنِ وَ مَرْغَمَةُ الشَّیْطَانِ؛  و روز غدیر روزی است كه در آن روز رسول خدا صلی الله علیه وآله علی علیه السلام را برای مردم عَلَمْ و پیشوا نصب نمود و فضیلت و وصی بودن او را آشكار نمود.
پس آن حضرت آن روز را به عنوان تشکر از خداوند روزه گرفت و آن، روز روزه گرفتن و نماز خواندن و طعام و كمك كردن به برادران [دینی] است و این روز مورد رضایت [خدای] رحمان و بخاك مالاندن دماغ شیطان است.»
با این برنامه‌ها این روز هر چه بیشتر زنده خواهد ماند و از سینه مردم و تاریخ پاك نخواهد شد.


ادامه مطلب



طبقه بندی: امامت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در سه شنبه 24 آبان 1390 توسط مرتضی
سلام دوستان تا کنون مناظره امام رضا علیه السلام را با جاثلیق مسیحی و رأس الجالوت یهودی خواندیم. مناظره با دیگر افراد ادامه پیدا کرد تا اینکه امام رو به حاضران نمود و آنها را دعوت به سوال کرد. در این هنگام عمران صابی بر خواست وسوالی مهمی مطرح کرد، قبل از آنکه به سوال عمران بپردازیم به چند نکته از دعوت حضار به سوال اشاره می کنیم.
امام می فرماید:اگر کسی در بین شما مخالف اسلام هست ومی خواهد سوال کند بدون خجالت پرسش کند.
یکی جامعیت علمی درخواست کننده سوال است چون او باید در همه ابعاد اسلام که علوم مختلفی چون فقه ،حقوق ،عقاید، اخلاق و... کارشناس به معنای واقعی باشد. نکته دیگر آزاد اندیشی در اسلام است.
امام علیه السلام می فرماید:هرکس می خواهد بدون خجالت پرسش کند.
یعنی درنهاد حکومت اسلامی با ولیهد حکومت درباره هرچه که با اسلام مخالف است سوال کند. این نشانگر آزادی بیان در حکومت اسلامی است. که البته جامعیت یک دین وجامعیت یک دیندار می تواند اینگونه بر خوردی داشته باشد وفضای آزاد وسالم علمی را فراهم کند.
در این هنگام عمران صابی که یکی از دانشمندان عصر خود بشمار می رفت بر خواست وگفت :اگر دعوت به پرسش نکرده بودی ، اقدام به سوال نمی کردم من به کوفه ، بصره ، شام وجزیره (جزیره العرب) سفر نموده وبا دانشمندان بسیاری برخورد کردم ولی کسی نیافته ام که بتواند وجود واحده ی را که غیر از او کس دیگری قائم به وحدانیت نباشد برایم ثابت کند.( یعنی چطور می شود این جهان یک خدا داشته باشد که هم خالق وپدید آورنده باشد وهم رب وگرداننده این عالم باشد؟؟) سپس گفت: آیا اجازه پرسش به من می دهی؟
امام فرمود: اگر در بین جمعیت عمران صابی حاضر باشد . حتما تو هستی؟ گفت: آری خودم هستم امام فرمود: بپرس ولی انصاف را از دست مده و ا ز سخن باطل و فاسد و منحرف از حق بپرهیز.( خیلی مهم است که در مناظرات علمی حق مدار باشیم .اگر دو طرف یک مناظره علمی راه انصاف را پیش بگیرند  وبه دنبال حقیقت باشند می توانند به نتایج شگرفی دست یابند نه اینکه دست به هر مغلطه و کاری بزنند به خاطر اینکه پیروز میدان باشند.)
عمران گفت: اولین موجود که بوده؟ وآنچه خلق کرده چه بوده؟
امام فرمود: واحد همیشه موجود بوده (یعنی نمی توان بگویی زمانی بوده که خدا نبوده خدا، خود خالق زمان است) بی هیچ سابقه قبلی مخلوقی را به گونه ای دیگر آفرید با اعراض وحدود مختلف ...( هر کدام با اندازه وخصوصیات خواست به خود آفریده شدند با رنگ ها وطعم ها و... متفاوت) همه اینها را خلق کرد بدون اینکه احتیاجی به آنها داشته باشد. و یا برای رسیدن به مقام و منزلتی به این خلقت محتاج باشد. با آفرینش نه چیزی از او کم شد ونه چیزی به او اضافه شد.
حضرت ادامه داد: و بدان که اگر خداوند ، به خاطر نیاز واحتیاج مخلوقات خلق می کرد، فقط چیزهایی خلق می کرد که بتواند از آنها برای برآوردن حاجتش کمک بگیرد، و نیز در این صورت شایسته بود که چندین برابر خلق کند ، زیرا هر قدر اعوان وانصار بیشتر باشند، شخص کمک گیرنده قوی تر خواهد شد.
سپس سوال وجواب میان آن حضرت و عمران صابی به طول انجامید  وآن حضرت وی را در بیشتر پرسشهایش ملزم نمود تا اینکه پایان کار بدان جا انجامید که گفت: ای آقای من، شهادت می دهم که او (خدا) همان گونه است که وصفش نمودی، ولی پرسش باقی مانده . فرمود: هر چه خواهی پرسش کن.
گفت: درباره خدای حکیم می پرسم که او در چه چیزی می باشد؟ و...
ادامه دارد...






به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در جمعه 13 آبان 1390 توسط مرتضی
  • تعداد کل صفحات : 17  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...